کین هنوز از نتایج سحر است

فرار روز افزون اعضای سازمان از قرارگاه اشرف و کمپ ترانزیت موقت همچنان ادامه داد و این در حالی است که هنوز پروژه انتقال ساکنان از اشرف به کمپ به پایان نرسیده است. طی چند ماه گذشته و پس از شروع پروژه انتقال ساکنان از اشرف به کمپ ترانزیت موقت نزدیک به 20 نفر از رده های مختلف تشکیلاتی؛ از مسئولین گرفته تا اعضاء، از قرارگاه اشرف و یا در حین انتقال از اشرف به کمپ و یا در خود کمپ ترانزیت موقت، اقدام به فرار کرده اند که در نوع خود در خور توجه است. کسانی همچون ؛ خدابخش میریان، عبدالمجید رئوفیان، سیروس مرسل پور، مجتبی هاشمی، مجید محمدی، حسن یزدی، شهاب کریمی، میثم پناهی، قربانعلی حسینی نژاد با نام مستعار غلام از اعضای قدیمی و با سابقه بخش روابط خارجی در عراق، آقای محمد کریم میری، علی قزل قارشی، صادق خاوری (صمد)، محمد کریم گل شیر میری (حامد)، احسان بیدی، علی نجاتی، سیروس مرسل پور، علیرضا رحمانی و… حال بخوبی میتوان فهمید که چرا حفظ مقوله "حصارهای تشکیلاتی" در کمپ ترانزیت موقت برای رهبران مجاهدین امری حیاتی است. به همین دلیل سران مجاهدین تلاش میکنند با فریبکاری و تحت عناوین و مقولات انساندوستانه از قبیل "تامین اطمینانهای حداقل" و یا "تامین حداقل نیازمندیهای انسانی" پای همان مناسبات بغایت ارتجاعی، ضد انسانی و فرقه ای را در بین ساکنان هم در اشرف و هم در بین کمپ حفظ کنند. هر عضوی که از تشکیلات مجاهدین جدا میشود خود یک تاریخ است و دلی پر از از ظلم و خیانت های مجاهدین را در سینه دارد. وطن فروشی های مجاهدین علیرغم انبوه افشاگری که توسط جداشدگان صورت گرفته است، هنوز مشتی از خروار است. مجاهدین طی سی سال گذشته و متاسفانه با فریبکاری محض و تحت پوشش "مبارزه با جمهوری اسلامی ایران" دست به هر جنایت و خیانت و وطن فروشی که در تاریخ مبارزات چند صد ساله ایران بی سابقه است، زده است که البته هنوز ابعاد فاجعه بار آن که بشود در تمامی ابعاد، آن را در معرض دید مردم قرار داد برملا نشده است.
افشاگریهای مستمر جداشدگان، که این روزها با فرار از اشرف و لیبرتی انزجار خود را از مجاهدین اعلام میکنند و خواب راحت را از چشمان رهبران مجاهدین ربوده و نفس آنها را به شماره انداخته اند، باعث شده است که مجاهدین در یک سکوت رسانه ای مرگبار در مورد جداشدگان از یک سو و ترس و وحشت از انتشار آن به تمامی بدنه تشکیلات از سوی دیگر بسر برند و این در حالی است که هنوز تنها بخشی از ساکنان قرارگاه اشرف در لیبرتی مستقر شده است. در شرایط فعلی که مصاحبه های یونامی با ساکنان در لیبرتی هم شروع شده است وضعیت سازمان آنقدر فلاکت بار است که میتوان گفت این ایام، روزهای سخت، وحشت آلود و عجز و ناله سر دادن های رهبران مجاهدین است و رهبران مجاهدین تلاش میکنند هرطور شده جلو این ریزش و جداشدن های مستمر اعضا را بگیرد. در همین رابطه رهبری مجاهدین در تاریخ 14 می 2012 برابر با 25/02/1391 و البته تحت پوشش "دارالوکاله میشگان دوریا در لندن " بعنوان وکیل مجاهدین خطاب به ساکنان در کمپ لیبرتی و اشرف تحت این عنوان که: "… سوالات مغرضانه که در مصاحبه با پناهجویان در کمپ لیبرتی مطرح میشود ربطی به تعیین استاتوی پناهندگی آنها ندارد… " مطالبی را ابراز داشته است. این توصیه ها، که همه مسئولین یونامی نیز از مضحک بودن آن باخبرند، صرفا تلاشی برای جلوگیری از جدا شدن بیشتر اعضا و برملا شدن ماهیت واقعی مجاهدین در زمینه های مالی، سیاسی، اطلاعاتی و عملیاتی طی سه دهه حضور در خاح عراق است.
در بخشی از این رهنمودها آمده است: "… در 21 مارس، ما نوشتیم که ما قانع نیستیم و تاکید کردیم که "بسیاری از مطالبی که افسران مصاحبه کننده دنبال می کنند… ربطی به تعیین استاتوی پناهندگی ندارد. از آن بیشتر، بسیاری از سوالات، که به ما گزارش شده است، سوالات جهت دار هستند و آنچه را شایعه یا اطلاعات غلط یا مورد مناقشه یا اثبات نشده است، حقیقت تلقی می کنند…" رهبری مجاهدین در بخشی دیگری از رهنمودهای خود به ساکنان و بخاطر اینکه بتواند جلو بر ملا شدن افتضحات بیشتر از این مجاهدین را بگیرد، میگوید: " از شما انتظار میرود که اطلاعات لازم برای تعیین موقعیت پناهندگی شامل اطلاعات شخصی، اینکه به چه دلیل شما نگران مجازات هستید و به همین خاطر باید بعنوان یک پناهنده به رسمیت شناخته شوید را در اختیار قرار دهید. این اطلاعات جزئیات هرگونه تهدید، دستگیری و مجازات در صورتیکه به ایران بازگردید را شامل میشود. در عین حال شما مجبور نیستید به سوالات نامربوط یا هر سوالی که ممکن است حاوی غرض ورزی نسبت به شما یا افراد دیگر یا سازمان سیاسی شما باشد جواب بدهید ". تا همین جا باید گفت: این یک حقه کثیف است. چرا که رهبران مجاهدین خیلی خوب میدانند بدلیل عدم اعتمادی که در بین اعضای سازمان نسبت به رهبران و مسئولین آنها در اشرف و کمپ ترانزیت موقت وجود دارد، کسی رهنمودهای آنها را که تماما در راستای حفظ منافع رهبران مجاهدین طراحی و به اجرا در می آید را جدی نخواهد گرفت و همچنین بخاطر اینکه در این رابطه هیچگونه مسئولیت حقوقی نیز به گردن رهبری مجاهدین نباشد به این شیوه اقدام کرده است.
بنابراین رهبران مجاهدین سعی کرده اند تا حرفها و رهنمود های تشکیلاتی شان را در قالب و از زبان یک تشکل حقوقی به ساکنان در اشرف و کمپ بدهند تا در نظر ساکنان اینطور تلقی شود که این رهنمود ها صرفا جنبه حقوقی داشته که باید بدان عمل کنند تا به امر پناهندگی آنها در کشورهای ثالث منجر شود. مجاهدین میخواهند اعضا را همچنان در ترس از جمهوری اسلامی ایران و اینکه اگر به ایران بروند آنها زندانی و یا اعدام خواهند شد، نگه دارند و میخواهند به اعضا بگویند اگر پناهندگی میخواهید حتما ترس خود را از رفتن به ایران بیان کنید. از سوی دیگر نیز میخواهند اینرا به آنها تفهیم کنند که ماندن با مجاهدین و تائید تشکیلات و رهبری آن و عدم افشاگری از مناسبات مجاهدین، مسیر پناهندگی آنها در کشورهای ثالث را هموار خواهد کرد. ظاهرا رهبری مجاهدین فراموش کرده است بگوید از زمان سقوط صدام حسین در سال 1382 به این سو تعداد زیادی از اعضای مجاهدین که در همان قرارگاه اشرف در "تیف" – کمپ پناهندگان که توسط نیروهای آمریکایی اداره میشد تحت نظارت صلیب سرخ جهانی به ایران رفتند و در حال حاضر نیز در صحت و سلامتی کامل در کنار خانواده هایشان مشغول زندگی شان هستند. بنحویکه صلیب سرخ جهانی در بازدید های نوبه ای و در مصاحبه های خصوصی که با این افراد داشته و دارد از سلامتی آنها اطمینان حاصل میکند. در ثانی باید این موضوع مهم را هم، همچنانکه قبلا هم گفتم ام به هر طریق ممکن به ساکنان کمپ ترانزیت موقت تفهیم کرد: اگر آنها تا دیروز از این ترس و وحشت داشتند که اگر از مجاهدین جدا شوند هیچ گونه پشتیبان حقوقی در بیرون از اشرف و عراق نخواهند داشت و اگر تا دیروز کسانی که از مجاهدین جدا میشدند بخاطر گرفتن پاس پناهندگی مجبور بودند در لفظ و کلام هم شده با مجاهدین همراه شوند تا کیس پناهندگی آنها حول عضو و یا هوادار مجاهدین بودن نوشته شود، حال وضعیت طوری تغییر یافته است که هرکس به میزانی که از بودن در تشکیلات مجاهدین و گذشته خود تبری جوید شاید راهی در مسیر پر پیچ و خم پناهندگی برایشان باز شود و این حاصل تغییر شرایط منطقه ای و بین المللی و افشای ماهیت تروریستی و بغایت فرقه ای مجاهدین توسط کسانی است که تشکیلات مجاهدین را ترک کرده اند. در بخش دیگری از رهنمودهای رهبری مجاهدین به ساکنان آمده است: "… شما مجبور نیستید به سوالاتی پاسخ بدهید که ربطی به وضعیت فردی شما ندارد. یا خیلی ساده " جمع آوری اطلاعات" محسوب میشود؛ یعنی سوالاتی از قبیل اینکه چه کسانی اشرف را رهبری می کنند، یا درخواست اطلاعات در مورد دیگران و نقش و رده آنها در سازمان مجاهدین خلق ایران، همچنین است در مورد سوالات مرتبط با سازماندهی، منابع مالی، پروسه های تصمیم گیری، یا روابط سیاسی و دیپلماتیک سازمان مجاهدین با دولت ها ". بدیهی است این همه به دست و پا افتادن های مجاهدین تنها بخاطر این است که می ترسد بازهم افشاگریهای جدیدی توسط کسانی که از مناسبات فرقه ای و تشکیلات مافیایی مجاهدین در اشرف و کمپ جدا میشوند، در خصوص نحوه تامین منابع مالی، ارتباطات نامشروع سیاسی، اطلاعاتی و عملیاتی شان با دولت عراق و سایر دولت ها صورت بگیرد. بدیهی است جدا شدن آقای قربانعلی حسینی نژاد از اعضای قدیمی و با سابقه که عمری را در بخش روابط خارجی مجاهدین در عراق سپری کرده است و افشاگری های جسورانه وی در خصوص نامناسبات مالی و سیاسی و دیپلماتیک مجاهدین در عراق و در گفتگوی مستقیم با آقای مارتین کوبلر ضربه مهلک دیگری بر پیکر فرتوت و در حال اضمحلال مجاهدین است که باید به مجاهدین گفت: کین هنوز از نتایج سحر است باش تا صبح دولتت بدمد. سیدحجت سیداسماعیلی، عضو پیشین شورای مرکزی و ستاد اطلاعات مجاهدین

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.