استراتژی خشونت طلبانه

مجاهدین خلق رو در روی خلق

سخن گفتن از جرم و جنایتهای مجاهدین در حق ملت شریف ایران،ازعهده این مقاله خارج است اما به سهم خودم میخواهم به گوشه ای از انبوه جنایتهای مجاهدین اشاره کنم.
از سرفصل سی خرداد 60 تا کنون، روزی نبوده که این فرقه مرتکب جنایت و یا خیانتی نشده باشد. فرقه ای که از همان ابتدا سنگ بنا و ایدئولوژی اش را بر ترور و خونریزی و آدمکشی بنا نهاده است، از همان سی خرداد 60 تحت عنوان شروع فاز مسلحانه علیه نظام جمهوری اسلامی شروع به ترورهای کور و آدمکشی و مردم کشی کرد. به شهادت رساندن خدمتگزاران ملت و دولت و نظام جمهوری اسلامی درعملیاتهای تروریستی و انتحاری و کشتن و هدف قراردادن مردم عادی جامعه در این عملیاتهای کور، همچنان ازافتخارات این فرقه تروریستی به حساب می آید و به این جنایتها وخباثتهایشان درهر مناسبتی و نشستی مباهات می کنند.!!!.
بیچاره شب پرستان تیغ به دست گمان میکردند که با این ترورها می شود سیل خروشان اسلام خواهی مردم غیور و عشقشان به بنیانگذار انقلاب اسلامی را از حرکت باز دارند. و اما باز که دیدند اراده خلق خیلی قویتر از این بادهاست که بشود با این ریختن خون مردم کوچه و بازار جلوی آنها را سد کرد و مانع از به ثمر رسیدن بار درخت تنومند انقلاب ضد سلطنتی شوند، دریک اقدام ضد میهنی وضد مردمی دیگر و در بحبوحه شروع جنگ ایران وعراق چهره دیگری از خیانت و وطن فروشی و رو یارویی با مردم ایران را از خود نشان دادند.
اینبار در اوج دنائت و رذالت و حقارت به دامن دشمن بعثی مردم و انقلاب نو پای ایران خزیدند و به کمک صدام جنایتکار علیه مردم ایران همت به خیانت بستند.در جبهه های نبرد بر علیه نیروهای مردمی وارتش جمهوری اسلامی ودرکنار نیروهای بعثی می جنگیدند. به صدام گرا ومختصات شهرها واماکن مختلف را می دادند تا هواپیماهای دشمن آنها را بمباران کند و یا مورد اصابت موشکهای خود نماید. با اینهمه جنگ وخونریزی از طرف مجاهدین علیه مردم ایران، همچنان خوی خون آشامی رجوی سیراب نشده بود.
و دربرگ ننگین دیگری، اینبار درکنار صدام برعلیه مردم عراق در جنوب و شمال عراق دست به جنایت دیگری زدند و در قتل عام مردم شمال و جنوب عراق شرکت کردند. هر جا که دستشان به کشتن مردم برسد بی درنگ مرتکب جنایت می شوند، گویی این خوی دد منشی و خون خواری رجوی سیرابی نمی شناسد و تنها بوی خون او را سرمست میکند!!
و سالیان گذشت و رجوی همچنان از قبل صدام و نوکری و چاکری و خیانت و وطن فروشی برای اربابش به جرم و جنایتهایش در حق مردم ایران وعراق ادامه می داد. رجوی از هر طریقی که میتوانست نوکری و وطن فروشی خودش را اثبات کند دریغ نمیکرد. جاسوسی اتمی برای غرب و آمریکا و به شهادت رساندن اندیشمندان اتمی ایران در جهت مصالح اسرائیل آخرین خیانت آنان به حساب نمی آید.
غصب وغارت زمینهای کشاورزی مردم استان دیاله عراق توسط سران این فرقه که اهدایی از طرف ارباب سابقشان است و تشکیل پادگانی به نام اشرف در آن زمینها، یکی دیگر از جنایتهای رجوی در حق مردم عراق است.ولی بدتر ازهمه اینها تبدیل کردن پادگان اشرف به زندان مخوف تشکیلات جهنمی و به زنجیر کشیدن فرزندان اسیر خلق ایران است.و جاری کردن تشکیلاتی به غایت ضد انسانی و غیر دموکراتیک در زندان اشرف میباشد.
مناسباتی که در آن افراد ازحقوق اولیه وانسانی خودشان هم محروم بودند. حق تماس با خانواده، حق صحبت با دوستان وهمشهریان، حق انتخاب آزاد، حق انتقاد و اظهار نظر، حق نامه نگاری، حق همسرداری، حق نگهداشتن عکس خانوادگی،حق ملاقات با خانواده، و… همه وهمه از اسرای زندان اشرف دریغ شده است.و بدتر از همه شستشوی مغزی وسلب هویت افراد با مکانیزمهایی مثل عملیات جاری وغسل هفتگی ونشستهای طولانی برای افرادی که به خود جرإت داده و درخواست جدایی کنند.
و در سیاهترین برگ خیانت و جنایت درحق مردم ایران زمین، رودررویی رجویها با خانواده ها در طی همین دو سال اخیر، از بارزترین خصایص مواجهه رجویها با خلق ایران است. خانواده هایی که با تحمل زحمتهای فراوان و رنج سفر به عراق جنگزده در آرزوی دیدار فرزند اسیرشان تا به جلوی درب زندان اشرف رفته اند، با جانورانی مواجه میشوند که بویی از انسانیت نبرده اند و با فحش و ناسزا و سنگ پرانی به پدران و مادران پیر و مزدور و خائن نامیدن خانواده های اعضای به گروگان گرفته شده خود، حق مسلم دیدار خانوادگی را از آنها سلب می کنند. درحالی که برهمه ما مسلم است که دلیل اصلی ممانعت و ترس از ملاقات حضوری اعضای دربند با خانواده هایشان ناشی از چیست؟ براستی که باید از سران این فرقه پرسید که:
آیا خانواده هایی که برای یک لحظه دیدن فرزندان اسیرخود تمامی مشقتهای سفربه عراق را برخود هموار کرده اند مگرجزیی از خلق قهرمان ایران نیستند؟ خلقی که رجوی سنگ آزادی آنرا به سینه میزند؟؟ پس ضرب وجرح این پدران ومادران پیر با تیر وکمان و فلاخن برای چیست؟ مبارزه با خانواده ها و خلق قهرمان درفرهنگ منحط فرقه رجوی چگونه تعریف میشود؟ رجویها با شیادی خاص خود تلاش میکنند که اینهمه رو در رویی و مبارزه با خلق قهرمان ایران و کشتار آنان را به نام دفاع از خلق قهرمان ایران در اذهان جا بزنند.
و در آخرین سرفصل و برگ پایانی این فرقه در عقب نشینی خفت بار از زندان اشرف نیزمی بینیم که رجویها تا خون تعدادی از اعضای نگون بخت و به گروگان گرفته شده را بر زمین نریختند تن به عقب نشینی ندادند. و هر وقت که بتوانند و شرایط به آنها اجازه دهد دست از خونریزی و کشتن اعضایشان بر نمیدارند. باشد که تاریخ سراسر خیانت و سیاه رجویها در قربانی کردن گروگانهایش در زندان اشرف، به زودی به آخر برسد و این عقب نشینی ذلت بار نقطه آغازی بر پایان این فرقه تروریستی و جهنمی باشد.
آمیــــــــــــــــــــــــــن
مرگ بر رجوی
زنده باد آزادی اسیران یوسف جرفی

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا