مجاهدین بازیچه ای برای غرب

مقامات امریکا گرفتار در اتحادی بدشگون با مجاهدین

مجاهدین خلق سعی دارد که هوادارانش در امریکا را به سمت جنگ پیش ببرد. این ماجرا نشان می دهد که دشمنِ دشمن ما دوست ما نیست.
بار دیگر مجاهدین خلق در صدر اخبار هستند. تصاویر نیوت گین گریچ در حال تنظیم به رهبر گروه مخالف ایرانی، مریم رجوی، پس از سخنرانی برای اعضای مجاهدین در گردهمایی پاریس و سخنرانی بدون مجوز و پولی روزنامه نگار شیکاگو تریبون کلارنس پیج در همان گردهمایی، توجهات تازه ای را به عملیات لابی گرانقیمت و (احتمالاً غیرقانونی) مجاهدین در واشنگتن جلب کرده است.
گین گریچ و پیج تنها چهره های سرشناسی نیستند که مجاهدین خلق در تلاشش برای خروج از فهرست سازمان های تروریست خارجی وزارت امور خارجه، به خدمت گرفته است. این گروه شماری از مقامات سابق امریکا را متقاعد کرده است که از هدفش پشتیبانی کنند. ایـن چهره های عمومی در برخی موارد برای هر سخنرانی به نفع سازمان، بیش از 30 هزار دلار گرفته اند. در نتیجه این مسائل، وزارت خزانه داری تحقیقاتی را برای بررسی این پول ها آغاز کرده است چرا که بر اساس قانون دادگاه عالی، « حمایت انجام شده در ارتباط با یا تحت دستور یک سازمان تروریستی خارجی » شامل جرم فدرال « حمایت مادی از تروریسم » می شود. سخنرانان همچنین به عنوان لابی کننده بر طبق « پیمان ثبت نام عامل خارجی » ثبت نــام نکرده اند و بنابراین فشار روبه افزایشی برای بررسی های جنایی وجود دارد.
با این وجود، چنانچه تاکنون پیش آمده، بسیاری از چهره های عمومی آشکارا پذیرفته اند که وقتی که برای شرکت در مراسم سازمان موافقت کردند، چیز زیادی درباره آن نمی دانستند. بسیاری از آن ها از سوی گروه های پوششی مجاهدین خلق با اسامی چون « کمیته سازمان دهنده گردهمایی برای دمکراسی در ایران » و « کمیته ایرانی امریکایی تگزاس شمالی »، دعوت شدند. این مؤسسات پوششی از طریق عواملشان به مقامات سابق نزدیک می شدند. لی هامیلتون رئیس سابق کمیته امور خارجی خانه نمایندگان و نایب رئیس کمیسیون یازده سپتامبر، که در حمایت از مجاهدین خلق سخنرانی کرده بود نیز به نیویورک تایمز گفت « من زیاد درباره این گــــروه نمی دانم». کلارنس پیج گفت که فکر می کرده که دارد برای پیشبرد دمکراسی و تغییر رژیم در ایران سخنرانی می کند.
با همه این ها، به طور تصادفی یا غیرتصادفی، سخنرانان کمک کردند تا چهره مجاهدین را ارتقاء دهند و اهداف این گروه فرقه گرا را که در ایران دمکراسی به ارمغان نخواهد آورد و هیچ پایگاه حمایتی در این کشور ندارد، را قانونی کنند. و در حالی که آخرین گزارش های خبری درباره مجاهدین بیشتر از هدف فوری آن ها برای بیرون آمدن از لیست تروریستی می گویند، از هدف واقعی گروه یعنی وادار کردن امریکا به استقرار مجاهدین به عنوان حکومت جدید ایران چیزی نمی گویند. این به معنای جنگ است. ممکن است مجاهدین خلق انکار کند که خواستار سرنگونی خشونت آمیز رژیم است، اما تنها راه قابل تصور برای این که مجاهدین حکومت آینده ایران باشند از طریق نیروی تهاجمی امریکا امکان پذیر است. روزگاری، مجاهدین در ایران از حمایت هایی برخوردار بودند. اما پس از آن که بعد از انقلاب 1979 در ایران، آیت ا… روح ا… خمینی آن ها را به حاشیه راند، مجاهدین دو دهه بعدی را حملات تروریستی علیه رژیم جدید و نظامیانش به راه انداختند و در چندین مورد به مردم عادی آسیب رساندند. مجاهدین خلق در جنگ ایران ـ عراق در کنار صدام حسین جنگیدند، در کمپ های عراق مستقر شدند و با نظامیان ایرانی جنگیدند. مجاهدین که از این که صدام نتوانسته بود در پایان جنگ آن ها را در تهران به قدرت برساند، سرخورده شده بودند، سعی کردند (با استفاده از مهمات نظامی صدام حسین) تهاجم خود علیه ایران را به راه اندازند، که نتیجه اش مرگ هزاران نفر از اعضا بود. این حرکات اعتبار مجاهدین در میان ایرانی ها را تخریب کرد. گرفتار در کویر عراق، پس از شکست در این حمله، سران مجاهدین خلق سازمان را تبدیل به فرقه کردند ـ افراد را متعهد کردند به رفتارهایی چون طلاق و تجرد اجباری، محرومیت از خواب، شرمساری عمومی، جدایی از خانواده و کنترل اطلاعاتی ـ و به فعالیت های تروریستی خود در ایران ادامه دادند.
در حال حاضر، مجاهدین از طریق شورای ملی مقاومت مستقر در پاریس، روابـــط عمومی اش را شدت داده تا جهان بیرون را قانع کند که بزرگ ترین اپوزیسیون ایران است و به ارزش های دمکراسی لیبرال غربی پایبند است. (البته از همه دمکراسی فقط یک پارلمان در انتظار و یک رئیس جمهور منتخب دارد). برای تقویت جایگاهش، مجاهدین خلق درباره ایران هسته ای هراس آفرینی می کنند، دائماً ادعا می کنند که برنامه سلاح های هسته ای این کشور ادامه دارد، با وجود این که مقامات اسرائیل و امریکا و اروپا درباره خلاف این ادعا هم عقیده هستند و رهبر ایران نیز علیه ساخت سلاح هسته ای فتوا داده است.
باید صبر کرد تا ببینیم آیا کمپین لابی پر هزینه مجاهدین خلق موفق خواهد شد. وزیر امور خارجه هیلاری کلینتون تا اول اکتبر فرصت دارد که درباره نگه داشتن مجاهدین در فهرست سازمان های تروریستی خارجی تصمیم بگیرد؛ در غیر این صورت یک دادگاه فدرال خودبخود سازمان را از فهرست خارج خواهد کرد. آن موقع فقط چند هفته کوتاه تا انتخابات ریاست جمهوری باقی است.
نامزد جمهوری خواه میت رامنی، در ماه دسامبر ادعا کرد که او هرگز درباره مجاهدین و حامیانش چیزی نشنیده است. با این حال، وی از مسئله برنامه هسته ای ایران ـ که مجاهدین و حامیانش در بوق و کرنا می کنند ـ استفاده می کند و ناامیدانه تلاش می کند که پرزیدنت اباما را در مسائل امنیت ملی ضعیف نشان دهد. همچنین رامنی خود را با تیمی پر سر و صدا از مقامات امنیت ملی دوره کرده است که چندین نفر از آن ها از حامیان مجاهدین خلق هستند، مثل جان بولتون نماینده سابق دولت بوش در سازمان ملل، که معتقد است مذاکره با ایران، « توهم » است و « تنها جایگزین واقعی برای ایران هسته ای نیروی نظامی پیش دستانه است» ـ هر چه زودتر بهتر. نوشته های بولتون بر این اساس است که مذاکرات کذایی 1 + 5 درباره برنامه هسته ای ایران با شکست مواجه خواهد شد.
اما حامیان مجاهدین و جارزن هایی که بر تمایل به تغییر رژیم در ایران اصرار می ورزند باید بفهمند که، در این مورد، دشمن دشمن من دوست من نیست. مجاهدین خلق متحدان بدی هستند. این گروه در زمان صلح متحد بدی بوده است و در زمان جنگ و بازسازی نیز متحدی بدی خواهد بود. همراه کردن خودمان با مجاهدین هر گونه تلاشمان برای اعتبار یافتن میان ایرانیان را به تحلیل می برد چراکه باعث می شود ما به نظر ابله بیاییم. آن چهره های مردمی که در حمایت از مجاهدین خلق سخنرانی می کنند وقتی که سازمان را با عنوان « نیرویی خوب یا بهترین امیدی که داریم » (رندل) و « جنبش انبوه جهانی برای آزادی در ایران » (گین گریچ)، توصیف می کنند به نحو خطرناکی در اشتباه هستند. حال آن که، این فرقه خارجی فریب کار میلیون دلار ریخت و پاش می کند تا ایالات متحده را به سوی جنگ سوق دهند.
جرمیا گولکا ـ امریکن پراسپکت

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا