جدائی حسن شرقی از فرقه رجوی

آقای حسن شرقی در تاریخ 1 مهر 1359 در جریان جنگ ایران و عراق در منطقه سومار اسیر نیروهای عراقی و راهی اردوگاه اسرای ایرانی در عراق گردید.

وی در تاریخ 4 تیر 1368 در اردوگاه اسرا به دنبال فشارهای زیادی که مسئولین عراقی اعمال میکردند و در باغ سبزی که مسئولین سازمان مجاهدین خلق در عراق نشان دادند، بدون داشتن کمترین آشنائی با سازمان، به فرقه رجوی پیوست و راهی پادگان اشرف شد. او در تاریخ 1 شهریور 1391، یعنی بعد از 9 سال اسارت در دست رژیم صدام حسین معدوم و بعد از بیش از 23 سال اسارت در دست فرقه رجوی فراری، در هنگام مصاحبه با مسئولین ملل متحد در اردوگاه موقت لیبرتی، از فرقه رجوی اعلام جدائی نمود و تحویل پلیس عراق و مقامات محلی ملل متحد گردید. آقای شرقی هم اکنون در هتل محل اقامت جداشدگان در بغداد مستقر بوده و ارتباطش با خانواده و دوستان بعد از سالیان بسیار برقرار گردیده است. اطلاعات تکمیلی در خصوص ایشان متعاقبا در زمان مقتضی اعلام خواهد گردید. بنیاد خانواده سحر
25 اوت 2012 آقای حسن شرقی که روز اول شهریور سال جاری حین مصاحبه با مسئولین ملل متحد از فرقه رجوی جدا شد، طی بیانیه ای که در اختیار بنیاد خانواده سحر قرار داد، جدائی خود از این فرقه را به صورت رسمی اعلام نمود. متن بیانیه ایشان به قرار زیر است: اینجانب حسن شرقی متولد 1333 در شهرستان تنکابن (شمال ایران)، بعد از نزدیک به 24 سال اسارت در فرقه تبهکار رجوی، سرانجام بعد از انتقال از اشرف به لیبرتی توانستم روز یکم شهریور ماه 91 در حین مصاحبه با کمیساریای عالی ملل متحد برای پناهندگان از این فرقه جدا شده و خودم را از اسارت رها سازم. من بار اول در تاریخ 3/10/87 گزارشی به مژگان پارسائی داده و درخواست خروج از سازمان کردم ولی برایم توسط مژگان، مهری، سعید نقاش، صمد کلانتری و حکمت یک نشست 12 ساعته گذاشته شد و تقاضایم را رد کردند. بار دوم در تاریخ 6/5/91 در پائین یک برگه سفید نوشتم که اخراج خودم از سازمان را تایید می کنم و امضاء کردم و به مسئول یکان خود حبیبه طاولی تحویل دادم تا خودشان هر چه خواستند بالای آن بنویسند ولی این بار نیز او همراه با هوشنگ دودکانی با گذاشتن 4 ساعت نشست با خروجم مخالفت کرد. من که اسیر جنگی در اردوگاه اسرائ عراقی بودم در سال 68 به تصور رها شدن از اسارت و آزار و اذیت نیروهای صدام حسین متقاضی انتقال به قرارگاه فرقه رجوی شدم ولی در آنجا خودم را در اسارت یک فرقه ضد انسانی یافتم که حتی حق فکر کردن و اندیشیدن آزاد به فرد را هم نمی دادند و هرگونه صحبت کردن با دیگران را تحت عنوان محفل ممنوع کرده و افراد را هر روز و هر هفته به خاطر صحبت کردن با دیگران و داشتن افکار یا نظراتی بر خلاف خطوط و مواضع رهبری فرقه مورد شدید ترین توهین ها و تحقیر ها و شکنجه روانی در برابر دیگران قرار داده و آنها را در بعضی اوقات به زیر کتک میگرفتند که یک مورد نیز در ضلع شرقی خارج از قرارگاه اشرف بخاطر صحبت با یک نفر دیگر به دستور رقیه عباسی توسط ایرج طالشی، علیرضا قنبری، مسعود اسد و محمد مرادی مورد ضرب و شتم قرار گرفتم. همچنین این فرقه افراد را چه زن و چه مرد مجبور می کند تا افکار و حتی رویاهای جنسی خود را تحت عنوان رجوی ساخته غسل هفتگی در طول هفته نوشته و جلوی جمع بخوانند تا به این شکل شخصیتشان خورد گردیده و در برابر دیگران تحقیر شوند. این کار با توجه به طلاق اجباری و جدا سازی زوجها و ممنوعیت ازدواج نوعی شکنجه جنسی به شمار می رود. افراد در این سازمان از هر گونه ارتباط با بیرون از جمله با افراد خانواده خودشان و اطلاع از حوادث بیرون محروم می باشند و هر گونه ارتباط با افراد خانواده و اطلاع از اخبار و حوادث بیرون ممنوع است. افراد به علت کوچکترین مخالفت با سیاست و خطوط رهبری و ضوابط دگم و خفقان آور تشکیلاتی مورد اهانت و شکنجه روحی و روانی و بعضا جسمی قرار می گیرند. در همان بدو ورودم به قرارگاه اشرف در سال 68، فردی به نام زهرا رجبی تمام پولی که طی 9 سال اسارت بطرق مختلف جمع‌آوری کرده بودم به همراه گردنبند و حلقه ازدواجم که گران قیمت و یادگار خانواده ام بود را از من گرفت و گفت هر زمان نیاز بود به خودت بر می گردانیم ولی هرگز آنها را به من مسترد نکردند. به دلایل فوق و دلیل های دیگر که بعد ها مفصلا به آنها خواهم پرداخت با فراهم آمدن شرایط جدایی در اردوگاه ترانزیت لیبرتی که تحت نظارت مقامات ملل متحد قرار دارد به کمک کمیساریای عالی ملل متحد برای پناهندگان موفق به فرار و جدایی از این فرقه شدم. از مقامات ملل متحد و خانواده های اسیران کمپ های اشرف و لیبرتی می خواهم تا با تمام توان برای رهایی دیگر دوستانم که اکثریت بالای آنها خواستار خروج از این فرقه هستند تلاش کنند. از نظر من حضور خانواده ها در عراق بسیار ضروری است چرا که دل گرمی اصلی من برای خروج اطلاع از حضور خانواده ها بود که فوق العاده انگیزاننده بود. حسن شرقی
بغداد – 26 اوت 2012

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.