مصاحبه بنیاد خانواده سحر با حسن شرقی

آقای حسن شرقی که در تاریخ اول شهریور سال جاری توانست رهائی خود را از اردوگاه موقت لیبرتی بدست آورد مصاحبه ای با بنیاد خانواده سحر به تاریخ 7/6/91 انجام داده است که ذیلا از نظرتان میگذرد: بنیاد خانواده سحر: لطفا خود را معرفی نمایید؟ حسن شرقی: من حسن شرقی در سال 1359 اسیر نیروهای عراقی شدم و بمدت 9 سال در اردوگاه اسرای جنگی بودم و به علت شرایط بسیار سخت اردوگاهی در سال 1368 به سازمان مجاهدین خلق پیوستم. بعد از مدتی فهمیدم که از چاله در آمده و به چاه افتاده ام و مجبور بودم همچنان در اسارت و اینبار در فرقه رجوی باقی بمانم. من یک بار در سال 1387 و بار دیگر در سال 1391 درخواست خارج شدن از سازمان را نمودم ولی موافقت نکردند و در عوض برایم نشست های طولانی گذاشتند و مرا تنبیه کردند. از آنجا که کمپ لیبرتی متعلق به ملل متحد بود تصمیم گرفتم به هنگام مصاحبه اعلام جدائی کرده و به داخل سازمان برنگردم. سحر: در طی مدتی که در سازمان بودید چند بار با خانواده تان تماس داشتید؟ شرقی: به جز 9 سالی که در اسارت بودم و از طریق صلیب سرخ نامه میدادم، در 24 سالی که در پادگان اشرف بودم هیچگونه ارتباطی با خانواده ام نداشتم. حدود یک سال ونیم قبل برادرم از ضلع شرقی پادگان با بلندگو مرا صدا زد و تقاضای دیدار نمود ولی بدلیل اینکه وضعیت پلیسی در داخل سازمان حاکم بود و به دلیل برخورد مسئولین، امکان تماس و ملاقات با برادرم نیافتم و برادرم اکنون به ایران برگشته است. سحر: حضور خانواده ها در اشرف چه تاثیری داشته است؟ شرقی: حضور خانواده ها در مجاورت پادگان اشرف تاثیر فوق العاده ای داشته است. وقتی صدای بلندگوها به مقرها می رسید خیلی انگیزاننده بود. بچه ها گیر افتاده و منتظر زمان هستند تا به آغوش خانواده برگردند. برخی با پذیرش ریسک توانستند از پادگان فرار کرده و آزاد شوند. بعد از هر فرار به نگهبانی و پست ها اضافه می شد و راه را برای بقیه سخت تر می کردند. سحر: امکانات ارتباطی شما با بیرون از اردوگاه چگونه بوده است؟ شرقی: من خودم در طی مدت 24 سال هیچگونه ارتباطی از جمله موبایل، تلفن یا اینترنت نداشته ام. این نوع وسایل فقط در اختیار مسئولین رده بالا بوده است. سحر: چرا سازمان نمی گذارد افراد با خانواده ها تماس داشته باشند؟ شرقی: علت اصلی آن ترس از فروپاشی تشکیلات و ترس از اینکه نیروها جذب خانواده ها شوند است. به همین خاطر رهبر فرقه مسعود رجوی در نشست ها خانواده ها را دشمن و مزدور خطاب می کند چون از آنها می ترسد. او می گوید که رژیم ایران می خواهد شما را اسیر زن و زندگی کرده و از مبارزه دور نماید. سحر: شما در کدام مرحله به کمپ لیبرتی انتقال یافتید؟ شرقی: من در مرحله سوم منتقل شدم. سحر: وضعیت کمپ لیبرتی را توضییح دهید؟ شرقی: وضعیت کمپ به لحاظ آب و برق و مواد غذایی و امکانات استقراری به نظر من صد برابر از اشرف بهتر است. به این لحاظ که نیروهای امریکایی که قبلا در این کمپ بوده اند وسایل خود را به جا گذاشته اند و الان سازمان مجاهدین خلق دارد از آنها استفاده می کند. به لحاظ آشپزخانه و نگهداری مواد غذایی اصلا چنین امکاناتی در اشرف وجود نداشت. به لحاظ محل زندگی، آنطوریکه کمیساریا مشخص کرده بود اگر مسئولین فرقه عمل می کردند بهترین مکان برای نیروها بوجود می آمد. مانند بهترین تخت ها و تشک ها، بهترین کمد ها، هر بنگال (کانکس) دارای سه کولر. ولی مسئولین از چهل بنگال داده شده به هر مقر فقط 20 بنگال را به نیروها اختصاص دادند. مابقی بنگال ها را اطاق کار و محل استفاده خودشان کردند. سحر: سازمان می گوید امکان درختکاری نداریم؟ یعنی چه؟ شرقی: به نظر من اگر محل ترانزیت موقت است، چه نیازی به درختکاری و پیاده رو درست کردن و چه نیازی به درخواست آسفالت خیابان از دولت عراق است. اینها چون می خواهند وقتی اشرف را از دست دادند یک پایگاه دیگری برای خود در آنجا درست کنند چنین درخواست هائی دارند وگرنه کارهای آنها هیچ ربطی به یک محل ترانزیت موقت ندارد. در ثانی همه میدانند درختکاری در فصل گرما کار بیهوده ای است و درخت خشک میشود. این کار فقط وفقط برای سرگرم کردن نیروها است که بیکار نباشند و مشغول باشند تا به چیز دیگری فکر نکنند. سحر: آیا تشکیلات سازمان در اردوگاه لیبرتی حفظ شده است؟ شرقی: بله حفظ شده و باقی مانده است. اینها پذیرفتند تا به لیبرتی بروند چون نیروهای عراقی دست اندر کار نبودند. هر به اصطلاح قرارگاه از سه قسمت تشکیل می شود که آنها را با هم به لیبرتی انتقال دادند که تشکیلات آنها تقسیم نشود و در آنجا هم به هر مقر یک مجموعه بنگال 40 تایی دادند. نیروها را جدا کردند و بعد بین هر قسمت را با پرده پوشاندند تا نیروهای هر قسمت با قسمت های دیگر تماس نداشته باشند. این مطالب شاید برای خیلی ها عجیب و باورنکردنی باشد که در دنیای ماهواره و اینترنت ما نمی توانسنیم حتی با کناردستی ارتباط داشته باشیم. آنها با هرگونه وسایل ارتباطی مخالف بودند. کلیه نشست های عملیات جاری و غسل هفتگی و همینطور نشست های لایه ای تشکیلاتی خیلی بیشتر و شدیدتر از اشرف برگزار می شود. سحر: شما چه تاریخی برای مصاحبه به یونامی UNAMI رفتید؟ شرقی: در تاریخ 1/6/91 به همراه 15 نفر دیگر برای مصاحبه با نمایندگان ملل متحد در عراق که در داخل کمپ لیبرتی مستقر هستند فرستاده شدم. سحر: آیا قبل از مصاحبه با شما نشستی گذاشته شد؟ شرقی: بله در مورخه 31/5/91 به من گفتند ساعت 9 شب در اطاق فرمانده یکان باشم. ساعت 9 شب به همراه محمد علیشاهی به اطاق فرماندهی رفتم. دو نفر از مسئولین به نام های رسول و محمد بخشایی به مدت 5/3 ساعت ما را در خصوص انجام مصاحبه روز بعد با یونامی توجیه کردند. آنها به ما گفتند که باید شرایط لیبرتی را سخت و غیر قابل سکونت انعکاس بدهیم و بگوئیم در خصوص آب و برق مشکل داریم. به ما گفتند بگوئیم که با خانواده تا قبل از آمدن به لیبرتی تماس و ارتباط داشته ایم و به غیر از نشست عملیات جاری هیچ نشست دیگری نداریم. خواستند بگوئیم که مواد غذایی خیلی کم است و نیروهای عراقی نمی گذارند مواد غذایی به ما برسد و یا موقعیکه در حال فاسد شدن است به داخل کمپ می فرستند. از ما خواسته شد تا دروغ بگوئیم. سحر: چرا تصمیم به خارج شدن از سازمان گرفتید؟ شرقی: من 33 سال از بهترین دوران زندگی خود را در دو اردوگاه رمادیه (9 سال) و اشرف (24سال) به اسارت گذراندم و پی بردم که تمام حرف های سازمان دروغ است و به نوعی می خواهند فقط خودشان را حفظ کنند تا تشکیلات از هم نپاشد. در همین رابطه دو بار تقاضای خروج به آنها دادم و موافقت نکردند. تا اینکه روز مصاحبه فرصت را غنیمت شمرده و تمام حرف های خودم را به مسئولین کمیساریا زدم و واقعیت های موجود را گفتم و به آنان گفتم دیگر نمی خواهم به داخل سازمان بروم و در تصمیم خود هم جدی بودم. سحر: به نظر شما آِیا افراد دیگری هم هستند که بخواهند جدا شوند؟ شرقی: سازمان در این سالها آنچنان با نشست های مغزشوئی و با دروغ های رهبران فرقه، انسانها را مسخ کرده است که کسی نمیتواند تصمیم جدی بگیرد مگر اینکه از بیرون از فرقه کمکی به آنان بشود. آنان هیچ ایده ای از دنیای خارج که میخواهند پا به آن بگذارند ندارند. سحر‌: شما قصد داید بعد از آزادی چه کار بکنید؟ شرقی: در مرحله اول تصمیم دارم قبل از هر چیز از طریق وکیل شکایتی را علیه سازمان مجاهدین خلق در محاکم قضائی عراق به انجام رسانده و پیگیری نمایم تا ظلمی که در طی 24 سال در حق من نموده اند بر همگان روشن شود. در مرحله بعد تصمیم دارم حتی اگر چند روز هم زنده باشم به خاک میهن برگردم. چون یک ایرانی هستم و دلیلی ندارد که از خاک میهنم دور باشم. سحر: از اینکه در مصاحبه با ما شرکت نموده اید تشکر می کنیم. شرقی: من هم از شما تشکر می کنم و میدانم که بنیاد خانواده سحر نقش بزرگی در روشنگری در خصوص فرقه رجوی انجام داده است. من هم میخواهم به افشاگری علیه مسعود رجوی و جنایاتی که انجام داده است ادامه دهم.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.