اعضاء جداشده از فرقه رجوی

اعلام جدایی رسمی آقای حجت رفیعی از مجاهدین خلق

اینجانب حجت رفیعی قریب به 10 سال در سازمان مجاهدین مستقر در عراق فعالیت می کردم، بطور رسمی جدایی خود از فرقه مجاهدین را در حمایت از خانواده های قربانیان اعلام می کنم. من سال 1380 با تبلیغات و دروغ هایی که سازمان مجاهدین مطرح می کرد، فریب این فرقه را خوردم و وارد این سازمان شدم، اما در نهایت پاییز سال 89 موفق به فرار از اشرف شدم. من در مقاطع مختلف به حرفها و اهدافشان شک کردم. اما با شروع بحث های دو ساله (بحث تعیین و تکلیف) متوجه شدم که سازمان به بن بست خورده و به این شیوه قصد داره به ما روحیه بدهد.. اما با این حال باز هم تصمیم گرفتم دو سال را هم صبر و تحمل کنم. اما با اتمام زمانبندی دو ساله تصمیم گرفتم از سازمان جدا شوم چون دیدم سازمان با ما صادق و روراست نیست. در این اثنا فشارهای روحی و پلیس بازی وکنترل شدید توسط مسولین فرقه شروع شد. من بارها تصمیم به جدایی داشتم اما نمیتونستم از زندان درونی خودم آزاد بشم.اما پاییز سال 1389 پیله ای که دور خود تنیده بودم رو خراب کردم و در یک روز و فرصت طلایی موفق به فرار از اشرف، زندان روح و جسم خودم شدم. در حال حاضر در کشور آلمان زندگی میکنم. اما اخیرأ خبری شنیدم دال بر اینکه سازمان دوباره فشار را روی نیروهای مستقر در اشرف و لیبرتی را زیاد کرده و با نشستهای مغزشویی تحت عنوان عملیات جاری و نشستهای تیغ و لایه ای و دروغهایی مثل این که: جدا شده ها به زندگی نرسیدند و همه در ایران آواره هستند و کسی حتی یک نفر هم نتوانسته به اروپا یا امریکا یاهر کشور آزاد و دارای دموکراسی بروند و….. قصد دارند به نیروهای مستقر در عراق هم نیروی مضاعف بدهند هم با این دروغها مانع خروج آنها از سازمان شوند. اما من به عنوان یک عضو سابق مجاهدین باید صراحتا به شما دوستانم که مجبور به ماندن در عراق شدید و آینده ای را برای خودتان در بیرون از سازمان متصور نمی بینید. اعلام کنم که من پس از خروجم از سازمان تازه متوجه شدم که دنیایی بیرون از سازمان هم متصوره. دنیایی برای زندگی مستقل و آزاد بدون هیچ اجبار و قید و بندی. دنیایی تواًم با دوستیها و عشق و محبت. من پس از خروجم از سازمان به آلمان اومدم و درخواست پناهندگی دادم و خدا رو شکر 4 ماه پس از ورودم به آلمان تونستم از دولت فدرال المان پناهندگی و پاسپورت بگیرم و طی این مدت من دوره آموزش زبان آلمانی را با موفقیت پشت سر گذراندم. طی این مدت من بارها به کشورهای همسایه برای مسافرت رفتم. در حال حاضر قصد دارم گواهینامه رانندگی را هم بگیرم. خدا رو شکر از زندگی ام راضی ام و اهدافی را که در زندگی شخصی ام دارم یکی یکی با موفقیت دارم دنبال و طی میکنم. بنظر من سازمان در عراق دیگر جایگاهی نداره وبا اغاز جابجایی و انتقال سازمان از اشرف به لیبرتی استارت خروج سازمان از عراق خورده شده.چون نه دولت و نه ملت عراق خواهان حضورشان در عراق هستند. حال ای دوستان خوبم که نمی دانم حالا در اشرف هستید یا در لیبرتی. باید به شما بگویم که تنها راه آزادی اینه که: اول باید بدانید که سازمان همه ما رو فریب داده و با جراٌت میتوانم بگویم همه حرفها و شعارهای سازمان دغل کاری وسیاه بازی است و تمام حرفهایی که ما در محفلهایمان داشتیم کاملا درست بود. دوستان عزیزم: از پیله ای که سازمان برایتان درست کرده و از دنیای مجازی بیرون بیایید. خودتان را آزاد کنید. تازه بعد از رهایی از چنگال سازمانه که تولدی دوباره را حس و لمس میکنید. به امید روزی که در کناره هم آزادیتان را جشن بگیریم. من هم تلاش می کنم به سهم خودم برای آزادی سایر قربانیان اسیر در فرقه مجاهدین فعالیت کنم.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا