کمپ ترانزیت، تخلیه کامل اشرف، تهدیدها و فرصت ها

در چند روز آینده کانون ظلمت و تباهی و تروریسم یا همان پادگان اشرف برای همیشه بسته شده و تنها خاطرات سرکوب انسانهای ناراضی و توطئه چینی علیه یک ملت و یک کشور از آن در خاطره ها بیاد خواهد ماند. سوای سوز و گدازهای اساسی سران فرقه مجاهدین از لیست گذاری مجدد نام سازمان در فهرست گروههای تروریستی و بی مهری ایالات متحده به آنان!؟ در یکماه گذشته و خوف و واهمه از رهانیده شدن این موضوع و اعلام داوطلب شدن برای اعزام سریع 680 نفر باقیمانده ساکنان اشرف به کمپ ترانزیت، موضوع سازمان تروریستی مجاهدین با استقرار نفرات در کمپ جدید وارد فاز و مرحله ای جدید میشود. میتوان گفت علیرغم اظهارنظرهای عباس داوری در بدو ورود به کمپ ترانزیت در گروه اول و بعدها معصومه ملک محمدی، شاید برنامه های اصلی سازمان برای خنثی سازی روند انتقال ساکنان اشرف به کشورهای ثالث بعداً با جامعیت کامل و شفاف و تیزتر نمایان شود. طبق اظهار نظرهای دو نفر مسئول یاد شده در کمپ ترانزیت، به دستور مستقیم رجوی مقرر میشود:
1- کارهای ساخت و ساز و تاسیسات بلافاصله در کمپ ترانزیت با درخواست و اصرار از مدیریت کمپ برای تامین مصالح مورد نیاز و آنهم با اجرای خود ساکنان!!؟؟ بمورد اجرا گذاشته شود.
2- نشست های مغزشویی با اهرم برخورد با فاکتهای مربوط به حسرت دلی ساکنان برای عزیمت به اروپا در گزارشات فردی با وسواس کامل برگزار میشود.
3- مریم و مسعود رجوی در پیامهایی برای ساکنان ترانزیت اعلام نموده اند که میخواهیم کمپ ترانزیت را بزرگترین شهر دنیا بکنیم، ما دو شهر اشرف خواهیم داشت.
4- از مدیریت کمپ درخواست میشود اجازه تردد به شهر و آمد و رفت برای ساکنان اجرا شود؟؟!
5- مرتبا مسئولین سازمان در ترانزیت ادعا می کنند که در زندان ترانزیت حضور داریم.
ضمن اینکه طی این هشت ماه اخیر سران خائن سازمان علیرغم پرداخت پولهای کلان به ورشکسته گان سیاسی امریکا و اروپا برای حمایت از آنان، هیچ اقدام اساسی و لازم و حتی هیچ همکاری قابل توجه برای برگزاری دیدارنمایندگان خود با مسئولین خارجی کشورهای اروپایی و یا نهاد های بین المللی برای پذیرش ساکنان اشرف و ترانزیت ننموده اند. لذا بنظر میرسد:
1- دورنمای اهداف سازمان براساس اختلافات سیاسی قومی عراق و بحران سوریه و ادعاهای کذایی حمله اسراییل به ایران، دفع الوقت نمودن برای ریل مصاحبه کارکنان سازمان ملل و در ادامه آن ماندن در ترانزیت باشد.
2- سازمان به اتمام مهلت دادگاه استیناف ایالات متحده امریکا چشم دوخته تا با نزدیک شدن ایام آن و تسریع در تخلیه 680 نفر باقیمانده ساکنان اشرف ضمن اخذ بهانه به زعم خود از وزارت خارجه امریکا خروج اش از لیست را تامین و پشتبند آن بر فشارهای ماجراجویانه خود علیه دولت عراق با هدف آشوب سازی و بهره برداری از تضاد های سیاسی و قومی و مذهبی بیفزاید.
3- سازمان همچنان مطابق بیانیه سی و یکمین سالگرد تاسیس شورای دست ساز رجوی در 15 مرداد 91 بر مشی مسلحانه و تروریستی خود اصرار داشته و در چندین نوبت به استفاده از عبارت " زنده باد ارتش آزادی " مبادرت نموده است.
4- سازمان همواره مصر بوده که آنان شامل کنوانسیون 4 ژنو بوده و حق حاکمیت ملی عراق و هکذا اصرار دولت عراق برای اخراج شان معنایی ندارد.
5- سازمان از ابتدا برای لاپوشانی دسایس مخفی و ضد ملی خود تلاش نمود از هر بهانه تراشی لازم استفاده نماید لذا در این مسیر از مارتین کوبلر گرفته تا بان کی مون و دیپلمات های ارشد وزارت خارجه امریکا را به برچسب رژیمی آلوده نمود. به همدستی مارتین کوبلر با دولت ایران، وارونه جلوه دادن شرایط ترانزیت، دخالت دادن دولت ایران در موضوع انتقال و……… اشاره وسر این لجن پراکنی های بیهوده خود لجاجت نموده و برای انتقال سری ششم وقفه ایجاد نمود.
حال باید براساس فرصت های ایجاد شده از تعیین تکلیف و تخلیه اشرف گفت:
الف) بلافاصله وزارت حقوق بشر عراق و دفتر همیاری ملل متحد طرح تمکین سازمان به انجام ملاقات خانواده ها با عزیزانشان در محلی به دور از مسئولین سازمان را به مورد اجرا بگذارند ضمن اینکه این ملاقات اضطراب اسرای سازمان را برای مطلع شدن از واقعیات درون مملکت ایران حذف نموده و تصمیم سازی آنان را برای رهایی خود از شر سازمان تروریستی تسریع می بخشد.
ب) مقدمات اجرای حکم های قضایی دولت عراق برای فراخواندن مسئولین مشخص شده در فعالیت های تروریستی برای بازپرسی فراهم شود و همچنین با تخلیه اشرف تمرکز مسئولین ملل متحد برای مدیریت همه جانبه در ترانزیت بیشتر شده و فراهم سازی امکان های فرار را ارتقا دهند.
پ) مسلما دیگراز استودیوهای ضبط فیلم ماهواره ای سیمای ضد آزادی در ترانزیت خبری نخواهد بود. الزام دسترسی ساکنان ترانزیت به اخبار بین المللی و نظارت بر اجرایی شدن آن در سالن های عمومی و غذاخوری بر دگم شکنی تشکیلات رجوی موثر خواهد بود.
ت) فعالیت دوستان جداشده از سازمان در کشورهای اروپایی برای تمرکز به فروپاشی قلعه آخر سازمان یعنی اورسورواز با برنامه ریزی لازم و بی وقفه اجرا شود. گفتنی است سازمان بشدت از فعالیت دوستان در اروپا در هراس بوده بطوریکه تحت برنامه های به اصطلاح پرونده در شبکه ماهواره ای خود سعی در برچسب زدن به آنها نموده و با انتشار شبنامه در بعضی از خیابانهای پاریس و توزیع عکس های آنان سعی در از میدان بدر بردن آنان دارد. واین همان اوج ذلالت سازمان بوده که ادعای یدک کشیدن هزاران توانمندی را با خود دارد ولی به حضور کمتر از 30 اعضای جداشده خود دل نگران است پس مشخص میشود که فعالیت این عزیزان و افشاگری های آنان بطور حتم کارساز بوده است.
فرید

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.