قرارگاه اشرف و آمدن خانواده ها

رجوی که به خیال خام خود فکر می کرد آمدن خانواده ها می تواند پایگاه وی را در داخل مستحکم کند در مرحله اول هیچ مخالفتی نکرد و در نتیجه این شد که افراد در دیدار با خانواده از موضع خود کوتاه آمده و نسبت به تشکیلات موضع دار می شدند. تا اینکه حلقه به گوشان رجوی دیدند ظاهرا آن ها می خواستند از این حرکت برای خود کلاهی بدوزند ولی نتیجه بر عکس شد و نفرات را از دست دادند. چرا که افراد با دیدن خانواده به لحاظ روحی و عاطفی خالی شده بودند. یک دفعه جرقه ای در وجودشان زده می شد و گویی از خواب بیدار می شدند.
که در نتیجه آن رجوی اعلام کرد این یک جنگ است و باید افراد به خانواده های خود به مثابه دشمن نگاه کنند. و دیگر اجازه نداد افراد با خانواده های شان ملاقات کنند. نمی دانست که این رودی که در جریان است،دژ مستحکم رجوی را به خاک سیاه می کشاند و روی سرش خراب می کند. چرا که بعد از این مراجعات تعدادی از آن جا فرار کردند و مناسبات آن جا را به هم ریختند. و حضور خانواده ها به واقع طناب داری شد برای تشکیلات رجوی و قلعه نفوذناپذیرش. خانواده های مقاوم با حضور در مقابل درب این قرارگاه و با رساندن صدایشان به عزیزانشان که رجوی و رجوی ها هرگز تصور آن را نمی کردند تا اینجا ادامه داشته باشد و راه نفس رجوی را ببند. به درستی که این حرکت تیری مستقیم به قلب رجوی است حال که با خارج شدن افراد از قراگاه و بردن آنها به لیبرتی تیر دیگری بود به این خانه فساد و سنگر شیادی. حال باز پیام بفرست و امیدهای واهی بده و برای خودت اینها را پیروزی در نظر بگیر. ای رجوی بیدار شو سیل داخل آشیانه ات افتاده و دیگر صدایت را غلامان حلقه به گوش نمی شنود. این پایگاه های کذایی که از آن ها صحبت می کردی چه شد. ظاهرا محاسبه غلط از کار در آمد و به ته خط رسیدی. خودت خط بطلان را روی این استراتژی و سیاست بکش. یکی نیست به این آدم بگوید واقعا عقل کل به اندازه یک گنجشک مغز نداری والا تا حال متوجه می شدی که تا کی و چقدر باید بازیچه دست امپریالیسم و صهیونیست باشی و خوش خدمتی کنی. ارباب اصلی که صدام بود کارش تمام شد. حال این آقایان که تو دست به سوی شان دراز کردی تا بابی برایت باز کنند و فرجی حاصل شود این امر موثر نخواهد شد و زهی خیال باطل است..

برچسب ها
سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن