مجاهدین بازیچه ای برای غرب

خروج ازلیست هیچ دردی را دوا نمیکند

مطابق اخبار منتشر شده از کنگره آمریکا در روز جمعه ۲۸ سپتامبر ۲۰۱۲،حذف گروه مجاهدین خلق از لیست گروههای تروریستی بصورت رسمی اعلام گردید. در لوای این تصمیم که سیاست چند وجهی آمریکا در خصوص تروریسم و گروههای تروریستی و همچنین امنیت جامعه بین المللی را زیر ذره بین برده است، مساله تامین امنیت بین المللی که آمریکا خود را پرچمدار آن میداند و سالانه بخش عظیمی از بودجه خود را در تامین این هدف به آن اختصاص میدهد، برای کسانی که فرقه مجاهدین را میشناسند بیش از هر مساله دیگری پشت علامت سوال قرار گرفته است. آمریکایی که با همکاری ناتو و با صرف هزینه های هنگفت جنگ با عراق را پیاده سازی کردند تا مردم عراق و منطقه را از شرّ صدام نجات دهند و خاورمیانه را از وجود یک سردمدار تروریست نجات دهند، ولی سازمان مجاهدین را که با صدام و حکومت بعث بیعت کرده بود و در خاک عراق تحت حمایت وی کشور مستقلی برای خودش ترتیب داده بود را با این تصمیم تبرئه کرد. نکته برجسته اینجاست که دول اروپایی که پیشتر نیز مجاهدین را به عنوان یک گروه غیر تروریستی معرفی کرده بودند، حاضر به پذیرش آنها در کشورشان نبودند. تنها توجیهی که برای این فرآیند میتوان آورد این است که بنا به دلایل سیاسی آنها این تصمیم را گرفتند، ولی عملاً این تصمیم هیچ امتیاز سیاسی برای مجاهدین به ارمغان نیاورد. آمریکا هم که به دلایل: همکاری در تخلیه اشرف، ارسال اطلاعات مربوط به فعالیتهای هسته ای جمهوری اسلامی و پرهیز از انجام فعالیتهای تروریستی در طی ده سال گذشته، سند حذف مجاهدین از لیست تروریستی اش را امضاء کرد نیز یقیناً امتیاز خاصی را به مجاهدین در عرصه بین المللی نمیدهد و این آن چیزی است که توسط سران مجاهدین نادیده گرفته شده است. چرا که: ۱- از یک طرف مردم و دولت عراق هستند که دیگر به هیچ عنوان حاضر به تحمل وجود مجاهدین در خاک کشورشان نیستند، و این به دلیل خیانتهایی است که آنها به مردم و جامعه بشری عراق کرده اند. ۲- از طرف دیگر همه دنیا میدانند که مجاهدین در میان مردم ایران هیچ جایی ندارند و مردم ایران آنها را بعنوان خائن میشناسند. پس نه در عراق میتوانند بمانند و نه ایران و ایرانیان آنها را میپذیرد.
تصور میشود موافقتنامه هایی میان دولت عراق و سایر کشورهای قدرتمند بر سر حل معضل مجاهدین وجود دارد و این در حال حاضر تنها دلیل این اقدام آمریکا مبنی بر تسریع ترک مجاهدین از خاک عراق را منطقی میکند، تا بلکه به تبع این تصمیم، کشور ثالثی پیدا شود و به آنها اسکان دهد و بس. این قائدتاً نباید خوشحالی پایداری را برای سران فرقه رجوی به ارمغان بیاورد. اتفاقاً این عقب نشینی سیاستمداران در خصوص تعدیل سخت گیریهای بین المللی نسبت به مجاهدین بمانند “ عقب رقتن امواج دریا برای یک سونامی عظیم” است. اینکه چه پیراهنی برای مجاهدین در حال دوخته شدن است سوالی است پر رنگ!!!
سوال برجسته ای که در این قضیه وجود دارد این است که آمریکا از این تصمیم به چه چیزی میخواهد برسد؟ و برای مجاهدین چه برنامه ریزی کرده است؟ آیا هدف استفاده ابزاری از اعضای مجاهدین است؟ امّــا این نکته بر هیچ کس پوشیده نیست که رجوی ها خود را حاکمان بر حقٌ ایران میدانستد و در راه رسیدن به این هدف خود، از هیچ کاری فروگذاری نخواهند کرد. همان فعالیتهایی که باعث شد به مدت ده سال به عنوان تروریستهای بین المللی معرفی شوند. حال سوال این است که مجاهدین قرار است چه کاری انجام بدهند؟ در طول تمام این مدت که سازمان جهت خارج شدن از لیست هزینه های کلان صرف میکرد و از لابیهای متعددی استفاده کرد، همه و همه برای چه هدف یا اهدافی بوده است؟؟ آیا آمریکا و دول اروپایی با این تصمیم قرار است”از یک سوراخ چندبار گزیده شوند”؟ یا شاید برعکس… شاید این تغییر سیاست بین المللی در قبال مجاهدین پیش زمینه تحولی عظیم از جانب سیاستگذاران برای آینده رو به انحطاط مجاهدین باشد! البته فراموش نکنیم که این تصمیم برای آن عده از اعضای مجاهدین که قطعاً تعدادشان هم کم نیست و میخواهند جدا شوند، فرصت بسیار عالی باشد برای نجات خود. حال سران رجوی بنشینند برای خودشان جشن بگیرند و این حرفها را تحولات بزرگ برای خودشان تصور کنند و بدانند در آینده نه چندان دور این حصاری که در این مدت بدور این جماعت پیچیده بودند از هم گسسته و روزنه ای باز شده برای اعضای مجاهدین در ارتباط با دنیای بیرون و آن تشکیلات منسجم از بین رفت. بزودی تمامی آن اعضایی که جدا می شوند و پا به دنیای بیرون میگذارند، با واقعیات زندگی روبرو میشوند، البته تعدادی از آنها که قدیمی ترند بناچار در کنار مجاهدین خواهند ماند، چون پیر و کهنسال شده اند و توان آن را نخواهند داشت که به زندگی عادی برگردند. ولی آنها یی که مدت کمتری در سازمان بوده اند چنگ به جامعه خواهند زد و تازه می فهمند که در تمامی این سالها چه خیانتی در حق آنها شده است. بعد افسوس میخورند که چرا زودتر به دنیای واقعی بیرون پا نگذاشته اند و این همه سال بخاطر قدرطلبی های سران مجاهدین عمر خود را در تاریکی از دست داده اند. من از اینجا به همه دوستانی که به جامعه واقعی و زندگی عادی باز میگردند پیام می دهم که هر کاری از دست ما بر بیاید از جان و دل فروگذار نخواهم کرد.

نمایش بیشتر

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا