خلوص مجاهد برادر مسعود رجوی!

با اجازه ی بزرگترا و "حسن زبل" که بد جوری جلُ و پلاس ام را در وبلاگ شان پهن کردم و حالا حالا هم خیال رفتن ندارم.
درباره ی موضوعی که "حسن زبل" مفصلاً حرف و حدیث ها را گفته و پایان داستان واقعی (ارزش رهبری مجاهد برادرمسعود الخاص) را باز گذاشته، با جسارت تمام از همان روزنه وارد نوشته های "حسن زبل" شدم و، وَرجه وورجه هایی کردم. امیدوارم دوستان و طرفداران پروپا قرص "حسن زبل" مورد قبول شان قرار گیرد.
و امّا جانم برایتان بگوید از خلوص نیت برادر مسعود رجوی، ناگفته نماند آن قدر فضایل زیاد زیاد دارد که مثنوی هفتاد من که هیچ، هفتصد من کاغذ هم کم است. زیاد عجله نکنید کم کم می گویم تا بیشتر با این انسان ظاهر فریب آشنا شوید.
" توی ذهن هر کدام مان یک تفنگ است که شلیک می کند به ذهن کسی که مخالف است." حالا این را داشته باشید. یعنی دیگر تَه هر چه اخلاص و معنویات است، باور ندارید پس بخوانید.
مسعود رجوی در نشست های اشرف.
"اگر به ته خط رسیدیم، دفتر سازمان در حال بسته شدن بود در آخرین اقدام هر کس وظیفه دارد دراروپا یا هر جا که هست همین جدا شده ها و بریده ها و مزدوران را بکشد و همان جا روی سر جسد بایستد تا پلیس بیاید و با افتخار بگوید: من کشتم."
یکی از خصوصیات انسانی رجوی کشتن است، حالا چه کسی و به چه دلیلی مهم نیست کسی که می فهمد نباید به خواسته های او تن بدهد، باید کشته شود چون رجوی تصمیم می گیرد چه کسی باید یا نباید زندگی کند. هر وقت بحث پرداختن بها شود خون هواداران دم دست تر، رایگان و بی ارزش تر از هر چیزی است که باید پرداخت.
اخلاص دیگر برادر مسعود رجوی که حیرت همه را برانگیخته، اساس پنهان کاری در فضای بسته به اسم تشکیلات امنیتی و شرایط پیچیده مبارزاتی است.
بعد ناگهان خیالات او را برداشت که، باید قدرت اول باشد چه بهتر که مالک جان و جسم و روح هواداران و البته خانواده های آنان هم باشد و از همه مهمتر این که تبدیل به یک فرقه ی مخوفی که اخلا صش زبان زد همه ی انسان ها شود.
برادر مسعود رجوی شعبده باز قهاری هم هست. مثلاً یک روز از آستین اش صدام حسین را بیرون می آورد و کمر به قتل مردم مظلوم و آزاده ی ایران و عراق می بندد. یک روز هم با اسرائیل همکاری می کند تا دانشمندان انرژی هسته ای را قربانی ترور کند. یک وقت هم چنان اَجی، مَجی، لاترجی می خواند که ازدم پای شلوارش تشکیلات ورشکسته ی خود راازعراق با دادن رشوه، باج، دین فروشی،وطن فروشی از لیست تروریستی خارج می کند.
یکی از مهمترین اخلاصی که برادر رجوی دارد و حیفم می آید نگویم، تشکیل شورای مقاومت ملی است. شورایی که ببخشید، روم به دیوار، روم به دیوار، نفسهایش بشمارش افتاده و کفگیر تَه دیگ خورده، از بخت بد شان دیگ هم سوراخ بوده و همه شان به زیر افتا دن، حالا برای این که آبروی افتادن از دیگ را برادر مسعود رجوی جمع و جور کند یا حداقل گند ش بیشتر از این در نیاید، جشنی در لیبرتی با حضور افراد کهنسالش برپا کرد تا شاید با خلوصی که دارد سوراخ دیگ را گل بگیرد تا بقیه ی هواداران را نگه دارد.
برادر مسعود رجوی از روی اخلاصی که دارد برای این که حس انسان دوستانه اش را ثابت کند، عده ای سناتور و ژنرال آمریکایی را با دادن دلارهای زیاد مأمور کرد تا با سخنرانی و تجلیل از فرقه رجوی بتواند حمایت پارلمان را کسب کند.
امان از این اخلاص آخری رجوی، باور کنید مُخم هنگ کرد که هیچ، سلول های خاکستری و قرمزمان هم که تا چند ساعت، ازملق زدن و شیطنت و جنگولک بازی دست برداشتند وعین جنازه ایی دراز به دراز در مُخ هنگ کرده مان ماندند.
اخلاص برادر مسعود رجوی دفاع از حقوق زنان این گونه است:
زنها جزء نوامیس رجوی هستند، زنان شورای رهبری در حکم زن های مسعود هستند، باید در جلسه ی (عقد) شرکت کنند.
عقد..عقد.. بله عقد، یعنی همه ی زنهای سازمان باید به عقد مسعود رجوی درآیند و گردنبند طلای شان را بگیرند.
اصلاً چه طور است پیشنهادی به این موجود فلک زده ی بی وجود بدهم.
حالا که اخلاص های تان سر به افلاک زده بهتر است چوب حراج به آن بزنید تا کسانی که برایتان هم دُم و دست تکان دادند وهمه ی تلا ش کثیفشان را کردند تا فرقه ی دجال صفت تان را ازلیست تروریستی خارج شود با قیمتی ارزان بخرند تا، ماهیت ننگین شان را شفاف تر به هر ملت آزاده ای نشان دهند.
پس چندان هم عجیب نیست به قول فرمایش "حسن زبل" خودمان، مسعود رجوی تنها کسی بود که جلوی صدام حسین اجازه داشت سیگار بکشد و پاها را دراز کند.
چون در همین دو حا لت ذکر شده با صدام حسین تبادل اخلاص می کردند.
گرگ ها هرگز پشت و یا کنار هم نمی نشینند بلکه رو به روی هم می نشینند.
فاطمه محمدی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.