مجاهدین خلق (فرقه رجوی) و بازی دوسرباخت

پیشینه بحث: ساعت یک بامداد یکشنبه 26شهریور هفتمین ستون از ساکنان قرارگاه اشرف به لیبرتی رفتند. بدین ترتیب مجاهدین آخرین گام برای خروج از لیست گروههای تروریستی آمریکا که شرط آن بسته شدن قرارگاه اشرف بود را برداشتند. این موضوع با استقبال شدید سازمان ملل متحد همراه شد و در تاریخ 27/06/1391 کوبلر با استقبال از این که این تعداد از ساکنان اشرف به اردوگاه لیبرتی منتقل شدند، این امر را با توجه به نزدیک شدن به پایان روند انتقال، گامی مهم توصیف کرد و افزود: ناظران سازمان ملل به نظارت‌شان بر روند انتقال سایر افراد باقی‌مانده ادامه خواهند داد. در همین رابطه به گزارش خبرگزاری رویترز، «ویکتوریا نولاند» سخنگوی وزارت خارجه آمریکا نیز در تاریخ 30/06/1391 در بیانیه‌ای اعلام کرد: خروج آخرین گروه از اردوگاه اشرف مرحله بسیار مهمی در تلاش‌ها برای دستیابی به یک راه‌حل بشردوستانه پایدار درباره این مسئله است. هنوز دو روزی از انتقال هفتمین گروه از مجاهدین به لیبرتی نرسیده بود که مجاهدین دست بکار شده و تلاش کردند در بیست و یکمین اجلاس شورای حقوق بشر ملل متحد که در تاریخ 18سپتامبر ۲۰۱۲ (28شهریور ۱۳۹۱) در ژنو برگزار شده بود در قسمت سخنرانی سازمانهای غیردولتی و از طریق سخنرانی نماینده انجمن بین المللی حقوق بشر زنان ارگانهای ذیربط سازمان ملل را به اعلام لیبرتی به عنوان کمپ پناهندگی فرا بخوانند. این کنفرانس در روز بعد نیز با سخنرانی تعدادی از حامیان سیاسی مجاهدین که از ایده مجاهدین برای اعلام لیبرتی به عنوان کمپ پناهندگی پشتیبانی و حمایت میکردند، ادامه داشت. در تاریخ 31/06/1391 (21 سپتامبر 2012) خبرگزاری ها اعلام کردند که آمریکا قصد دارد سازمان مجاهدین را از لیست گروههای تروریستی خود خارج کند در همین رابطه "هیلاری کلینتون" وزیر امور خارجه امریکا در ساعات پایانی روز جمعه (31/06/1391) کنگره امریکا را از این تصمیم مطلع نمود. اعلام علنی وزارت امور خارجه آمریکا مبنی بر قصد آمریکا برای خارج ساختن مجاهدین از لیست گروههای تروریستی، باعث شد بار دیگر رهبران مجاهدین به میدان بیایند تا با بهره برداری از این اقدام آمریکا آنرا یک پیروزی بزرگ سیاسی برای تشکیلات مجاهدین قلمداد کنند. مریم رجوی بلافاصله با خبرگزاری آسوشیتدپرس مصاحبه کرد و این اقدام آمریکا را بهم خوردن توازن قوا در داخل ایران و به نفع مجاهدین تعبیر کرد و سیل تبریکات چه از جانب اعضای باصطلاح شورای ملی مقاومت مجاهدین و چه از جانب حامیان سیاسی آنها به سوی مریم رجوی سرازیر شد. البته شور و فطور مجاهدین برای بدست آوردن چیزی که یک پیروزی بزگ نامیده میشد زیاد دوام نیاورد. در تاریخ 28 سپتامبر 2012 (هفتم مهر 91) وزارت خارجه آمریکا با صدور اطلاعیه ای ضمن اینکه رسما سازمان مجاهدین را از فهرست گروه های تروریستی این کشور خارج کرد اعلام نمود که: "حذف نام سازمان مجاهدین خلق به این معنی نیست که ما (دولت آمریکا) سابقه فعالیت های این گروه را از یاد برده ایم؛ فعالیت هایی که به کشتن شهروندان آمریکایی در ایران در دهه ۷۰میلادی انجامید، حمله ای که در داخل خاک آمریکا در سال ۱۹۹۲ توسط این گروه صورت گرفت؛ همچنین با توجه به بدرفتاری هایی که این سازمان با اعضای خود کرده است." علاوه بر این به گزارش آسوشیتدپرس، روز جمعه (هفتم مهر 91) یکی از مقام‌های ارشد وزارت خارجه آمریکا هم در مصاحبه با خبرنگاران گفت: خارج کردن سازمان مجاهدین خلق از لیست یادشده به این معنی نیست که آمریکا و این سازمان در جبهه مشترکی در برابر جمهوری اسلامی ایران قرار دارند. این مقام آمریکایی افزود: به باور واشینگتن، مجاهدین خلق گروهی نیست که به عنوان یک نیروی اپوزیسیون قادر به اشاعه ارزش‌های دموکراتیک در ایران باشد. وی با اشاره به سازمان مجاهدین خلق گفت که «این گروه در تصویری که ما از آینده ایران داریم جایی ندارد.» گفتنی است تاکنون نیز مقالات و تحلیل های مندرج در سایت های خبری معتبر نشان میدهد که خارج ساختن نام مجاهدین خلق از فهرست گروههای تروریستی وزارت خارجه آمریکا، در بسیاری از کشورها و در میان کارشناسان و حتی افکار عمومی آمریکا و رسانه‌های این کشور نیز با واکنش های منفی همراه بوده است. در حقیقت بیش از آن که حذف نام این گروه از لیست مورد توجه قرار گیرد، اقدام آمریکا و اهداف و نیات آن بود که زیرذره بین قرار گرفت و اهمیت یافت. نتیجه اینکه به نظر می‌رسد دولت آمریکا خود به عکس العمل هایی که ممکن بود در این رابطه نشان داده شود واقف بود و سکوت وزارت خارجه آمریکا نیز در قبال تمامی این واکنشها مؤید همین معناست، ضمن یادآوری مجددا این نکته که بیانیه اعلام وضعیت جدید برای مجاهدین توسط وزارت خارجه آمریکا نیز به گونه‌ای تنظیم شده بود که در نظرداشت سوابق این گروه را از سوی دولت آمریکا یادآوری کند. از سوی دیگر خروج نام مجاهدین از لیست گروههای تروریستی در محافل اپوزیسیون ایرانی و مخالف مجاهدین نیز با انعکاسات و عکس العمل های منفی همراه بوده است. بدین ترتیب اظهارات مقامات وزارت خارجه آمریکا و عکس العمل های منفی در محافل ایرانی و غیر ایرانی در خصوص مجاهدین مثل آب سردی بود که بر سر رهبری مجاهدین که خودش را برای آویزان شدن تمام عیار به آمریکا آماده کرده بود ریخته شود. چرا که مجاهدین کیسه گشادی برای بهره برداری سیاسی از موضوع خروج از لیست گروههای تروریستی دوخته بودند که بدین ترتیب ناکام ماند و فروکش کردن زود هنگام اخبار خروج از لیست گروههای تروریستی در سایت های خبری و رسمی مجاهدین نیز حاکی از شکست فضاحت بار مجاهدین در این عرصه و فروکش کردن هیجانات کاذبی بود که خود آنرا بوجود آورده بودند. بدین ترتیب مجاهدین که بواسته بحران انسانی قرارگاه اشرف طی دهسال گذشته در معرض توجهات رسانه های بین المللی قرار گرفته بودند با موضع گیری رسمی وزارت خارجه آمریکا و یادآوری مجدد سوابق ننگین گذشته آنان بویژه در حیطه مناسبات فرقه ای و بدرفتاری با اعضای این گروه بمثابه حبابی بود که ترکید. بعبارت دقیق تر مجاهدین هم چوب را خوردند و هم پیاز را. هم قرارگاه اشرف بمثابه ظرف استراتژی و ایدئولوژیکی شان را از دست دادند و هم نتوانستند سوابق ننگین خود در اقدامات خشونت آمیز، تروریستی و وطن فروشی شان را طی سی سال گذشته پاکسازی کنند. سمت و سوی فعالیت های فعلی مجاهدین مطابق آنچه که فوقا گفته شد خروج از لیست گروههای تروریستی که رهبری مجاهدین سرمایه گذاری زیادی روی آن کرده بود بمثابه شهابی بود که تنها لحظاتی را در آسمان مجاهدین درخشید و سپس خاموش شد. عدم موضعگیری های جدی توسط رهبران مجاهدین و اختصاص تنها یک دو صفحه اعتراض به موضعگیری مسئولین وزارت خارجه آمریکا در رسانه های مجاهدین و عبور بی سروصدا از کنار آن خود حاکی از شکست خفت بار مجاهدین در این عرصه است. بنحویکه گویی نه قرارگاه اشرفی بود و نه ارتش آزادیبخشی. سکوت و تلاش مجاهدین برای زیرآبی زدن و پاک کردن سه دهه خیانت شان بعد از بسته شدن درب قرارگاه اشرف نیز قابل توجه است. در این رابطه پیام زهره اخیانی مسئول اول مجاهدین در 14 مهر 91 بمناسبت خروج مجاهدین از لیست گروههای تروریستی نشان میدهد که چگونه رهبری مجاهدین و البته اینبار شاید بدلیل شرمساری! از زبان «مسئول اول سازمان» میخواهد با یک جهش به دوران فاز سیاسی، از بین رفتن «ارتش آزادیبخش ملی ایران» که یادآور سه دهه خیانت خونبار رجوی در حق مردم ایران و اعضای سازمان و مزدوری به بیگانگان است را ماست مالی کند. در نقل بخشی از پیام زهره اخیانی در سایت مجاهدین آمده است: "… مسئول اول مجاهدین جوانان دلیر میهن و «ارتش بزرگ آزادی ملت ایران» را… به خیزش و قیام و اعتراض و برخاستن در هر کوی و برزن فراخواند… ". همچنانکه پیداست دیگر از نه از «ارتش آزادی بخش ملی بازوی استوار و پر اقتدار خلق قهرمان ایران» خبری است و نه از اشرف و «اشرف نشان». حال اگر نگاهی به رسانه های مجاهدین و بویژه سایت رسمی این سازمان طی یک ماه گذشته و بعد از سرفصلی که فوقا اشاره گردید بکنیم خواهیم دید که آن پروپاگاندای مجاهدین که در خصوص موضوع تخلیه قرارگاه اشرف شکل گرفته بود دیگر درش تخته شده است. بنابراین مجاهدین تلاش کردند در سرفصل جدید بعد از خروج لیست گروههای تروریستی و با از دست دادن قرارگاه اشرف بار دیگر به سیاق گذشته با چندین گام به پس فعالیت های خود را حول موضوعات داخل کشور متمرکز کنند. ضمن اینکه از موضوعات مورد علاقه آمریکا در منطقه خارومیانه از جمله بحران سوریه نیز غافل نبوده و ضمن توجیه ایدئولوژیک – تشکیلاتی حرکت جدید خود مبنی بر اینکه «سرنگونی جمهوری اسلامی ایران از سوریه میگذرد» و فضای شبکه های مجازی از جمله فیسبوک را هم پر کرده است، همچنان منتظر دستور آمریکا در حمایت عملی از تروریست های سوریه بسر میرند. هرچند اخبار زیادی از آموزش نیروهای مجاهدین توسط آمریکا و حضور آنها در مرز سوریه و لبنان بگوش هم بگوش میرسد. نتیجه اینکه طی یکماه گذشته و بعد از سرفصل بسته شدن درب قرارگاه اشرف، مجاهدین فعالیت های خود را حول موضوعات زیر متمرکز کرده اند ضمن اینکه وارد شدن در جنگ سیاسی با سلطلنت طلبان به رهبری رضا پهلوی در قالب کردن تمام و کمال خود به آمریکا در نیز مد نظر داشت. 1- تلاش برای تبدیل کمپ لیبرتی به یک کمپ پناهندگی بواسطه فعال کردن حامیان سیاسی شان در کشورهای اروپائی، عراق و آمریکا. از فراخوان به کمیسر عالی حقوق بشر و کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد برای اعلام لیبرتی به عنوان کمپ پناهندگی در 28 شهریور گرفته تا «تجمع حامیان تغییر در عراق» که از سازمان ملل متحد خواسته اند تا لیبرتی را به عنوان کمپ پناهندگان اعلام نماید که طی یک ماه گذشته بالغ بر 13 مورد از اینگونه فعالیت ها توسط مجاهدین به ثبت رسیده است. این موضوع برای مجاهدین آنقدر حائز اهمیت است که مجاهدین تلاش میکند در هر موضوع با ربط و یا بی ربط، اینکه «لیبرتی باید بعنوان کمپ پناهندگی اعلام شود» را مطرح کنند. در همین رابطه نامه انتقاد آمیز مورخه 25/ مهر/ 91 مجاهدین به آقای مارتین کوبلر در خصوص ملاقات ایشان با آقای دانایی فر سفیر ایران در عراق که در تاریخ 15 مهر 91 صورت گرفت نیز در خور توجه است. در این نامه، مجاهدین ضمن مقدمه چینی و آسمون ریسمون بافتن های مضحک نهایتا همان حرف اصلی خود را زده و از آقای کوبلر خواسته اند: "… لیبرتی باید به عنوان کمپ پناهندگی به رسمیت شناخته شود تا حقوق ساکنانش از جمله حق مالکیت و فروش اموالشان محترم شمرده شود. " 2- تلاش برای فروش این اموال به طریق ممکن (طرح واهی قرارداد کمپانی انگلیسی برای خرید اموال قرارگاه اشرف) 3- تمرکز دادن به فعالیت های داخل از جمله حول زندانیان سیاسی 4- سواستفاده از نوسانات ارزی و ایجاد اغتشاش در برخی بحرانهای داخلی. 5- همراهی فله ای و حمایت علنی با کلیه تحریم های اتحادیه اروپا و آمریکا و هرگونه موضعگیری سیاسی در سطح بین المللی علیه ایران از جمله در موضوعات هسته ای و حقوق بشری. 6- حمایت علنی از گروههای تروریستی و خشونت طلب در سوریه. نتیجه گیری: 1- مجاهدین تلاش میکنند در عرصه بین المللی و توسط حامیان سیاسی شان، سازمان، بعنوان تنها آلترناتیو جمهوری اسلامی ایران توسط آمریکا به رسمیت شناخته شود. 2- بعد از تخلیه قرارگاه اشرف و خروج نام مجاهدین از لیست گروههای تروریستی آمریکا، بنظر میرسد از این پس مسئولیت حقوقی (پذیرش در کشورهای ثالث و…) مجاهدین تماما با خود سازمان ملل است و آمریکا دیگر مثل سابق نمی خواهد زیاد در این رابطه خودش را درگیر کند امری که به هیچ وجه مورد علاقه مجاهدین نیست. 3- هدف مرحله ای مجاهدین، اعلام لیبرتی بعنوان کمپ پناهندگی است ولی علیرغم تلاش گسترده مجاهدین هنوز هیچ موفقیتی در خصوص اعلام لیبرتی بعنوان کمپ پناهندگی بدست نیامده است که حاکی از بی توجهی بین المللی به موضوع مجاهدین پس از فروکش کردن تخلیه قرارگاه اشرف بویژه از سوی آمریکاست. 4-تمرکز مجاهدین به موضوعات داخل کشور و فعالیت در این حوزه بویژه موضوع زندانیان سیاسی و تلاش برای ایفای نقشی تاثیرگذار در بحران های داخلی که ناشی از تلاش مجاهدین برای پر کردن خلاء شکست سه دهه استراتژی «جنگ آزادیبخش نوین» در خاک عراق است. بدین ترتیب رهبران مجاهدین میخواهند خلاء نداشتن پایگاه اجتماعی و عدم مشروعیت سیاسی شان را با یک زیرآبی بزرگ به اندازه سه دهه حضور خیانت بار در خاک عراق با نامیدن « ارتش بزرگ آزادی ملت ایران» بجای«ارتش آزادیبخش ملی » پر کنند. بویژه اینکه توجه جهانی نیز که ماحصل آن در رسانه ای شدن موضوع مجاهدین در تخلیه قرارگاه اشرف نمود عینی پیدا میکرد افت قابل ملاحظه ای داشته است. سیدحجت سیداسماعیلی، عضو پیشین شورای مرکزی و ستاد اطلاعات مجاهدین

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.