رجوی ها هرگز خواهان خروج اعضا از عراق نیستند – قسمت اول

تلاش ها و زحمات چند ساله خانواده در عراق و درخواست های آنان از مجامع بین المللی برای بسته شدن قرارگاه اشرف و تعیین تکلیف اقوام اسیرشان از چنگال رجوی بالاخره در حال به بار نشستن است و با انتقال اسرای اشرف به لیبرتی امید تازه ای در دل خانواده ها نشسته است تا بتوانند بعد از دو دهه با آنان ملاقات داشته باشند.
خانواده ها در تلاشی تازه بر آنند تا بتوانند در فضای بوجود آمده در عراق به کمک کمیساریای عالی پناهندگی و نمایندگان سایر سازمان های بین المللی هر چه زودتر فرزندان خود را از چنگال رجوی های دیکتاتور خارج کنند.
هر چند تلاش ها و حربه های رجوی های فریبکار برای ابقای اسارتگاه اشرف در طول چندین سال گذشته راه به جایی نبرده است و در مقابل فشارهای سازمان های بین المللی و دولت عراق و خواسته های خانواده ها مجبور به تخلیه اشرف شدند , ولی بنا به اظهارات و افشاگری رها شدگان جدید از کمپ موقت لیبرتی فرماندهان فرقه با تلاش های مذبوحانه در صددند تا برای اعضا و افراد چنین فضا سازی کنند که لیبرتی را به اشرفی دیگر تبدیل خواهیم کرد تا مدتی دیگر آنان را در مناسبات کثیف خود به اسارت نگه دارند.
البته رجوی ها که خوب می دانند تشکیلات فرقه ای فقط در محیط بسته و محدود می تواند به کنترل اعضا بپردازد و دنیای آزاد را دشمن تشکیلات می دانند، حاضر به خروج از عراق نیستند آنها که خوب می دانند کشورهای غربی هرگز حاضر به پذیرفتن جمعی آنها نیستند و خروج اعضا از عراق به منزله پاشیدن سازمان است , در صدد طرح و برنامه جدیدی برای درخواست کمپ پناهندگی برای لیبرتی می باشند.
اما فشارهای مضاعف مناسبات فرقه ای بر اعضا و افراد در کمپ لیبرتی آن چنان طاقت فرسا شده است که در مدت زمان کوتاهی که از انتقال افراد از اشرف به لیبرتی می گذرد تعدادی از آنان توانستند به هر طریق ممکن خود را از جهنم رجوی ها برهانند و به دنیای آزاد برسند.
آقای مجید محمدی که از سال 68 اسیر فرقه رجوی در اشرف بود یکی از افرادی است که با هوشیاری و سماجت توانسته است در فرصت پیش آمده خود را از مناسبات برهاند و به میهن و آغوش خانواده اش برگردد.
امروز او را در جمع خانواده هایی می بینیم که با تلاش خود سبب رهائی او و تعدادی دیگری از دوستان وی شدند و منتظر رهائی سایر اسرا و بستگان خود هستند او نیز در تلاش است با افشاگری هر چه بیشتر خانواده ها را نسبت به مناسبات کثیف در اسارتگاه رجوی آشنا کند و به سئوالات خانواده ها در این رابطه پاسخ دهد.
بعد از بازگشت آقای محمدی به آغوش خانواده تاکنون خانواده های زیادی خواهان دیدار و ملاقات با وی شدند که در همین رابطه دفتر انجمن استان برای تحقق خواسته خانواده ها اقدام به برگزاری نشست های مشترکی نموده و از آقای محمدی خواستیم که این فرصت را در اختیار خانواده ها گذاشته تا این دیدار محقق شود.
در این نشست ابتدا مسئول جلسه ضمن ابراز خوشحالی از تصمیم دلیرانه آقای مجید محمدی مبنی بر رها نمودن خود از چنگال رجوی، آرزوی رهائی همه اسیران از جهنم این فرقه را نمود و با خوش آمدگویی اظهار داشت: ما امروز در خدمت تعدادی از بازگشته ها و خانواده ها از جمله خانمها و آقایان:
مهدی رمضانی برادر اسیر مریم رمضانی، فتانه خمیسی و جمشید ضیایی خواهر و داماد اسیر محمد رضا خمیسی، عبدالمناف و صبورا شعبانی و رستم سرخیز برادر و خواهر و داماد اسیر محسن شعبانی، حمید فرخی برادر اسیر بهزاد فرخی، مطلب بابایی پدر اسیر هوشنگ بابایی، محمد علی نیکزاد برادر اسیر محمد رضا قنبرزاده، حسین شعبانپور برادر اسیر حسن شعبانپور و آقایان بازگشته مجید محمدی، محمد رضا گلی اسکاردی، عین الله شعبانی، عبدالله افغان، صمد نظری، ایرج صالحی، دوست محمد فرحی هستیم.

امروز از آقای محمدی خواستیم علی رغم مشغله کاری دعوت ما را برای حضور به دفتر انجمن پذیرفته تا شما خانواده ها ضمن گوش دادن به توضیحات وی پیرامون آخرین وضعیت لیبرتی اگر سئوال و گپ و گفتگویی دارید با او انجام دهید.
سپس آقای محمدی ضمن ابراز خوشحالی از حضور در نزد خانواده های دوستان سابقش که خود نقشی تعیین کننده در رهایی او و دوستان دیگر داشته اند ضمن شرح مختصری از چگونگی بدام افتادن خود در اسارت رجوی و چگونگی مناسبات این فرقه در اشرف بیان داشت: من در زمستان سال 90 جزء دومین اکیپ افراد به کمپ موقت بودم که از بدو ورود مسئولین فرقه سعی داشتند تا با نشست و توجیه نفرات مکان جدید را همانند اشرف جا انداخته و کنترل تشکیلاتی شدیدتری را حاکم کنند.
آقای مجید محمدی در ادامه در رابطه با چگونگی فضا سازی مسئولین فرقه برای کنترل همه افراد بیان داشت:
فرماندهان ضمن تقسیم بندی افراد به گروه های 7 نفره که هر گروه یک فرمانده یکان داشت برایشان دو نشست جداگانه می گذاشتند دسته اول فرمانده یکان ها بودند که به آنها می گفتند ما می خواهیم اشرف را تکثیر کنیم و لیبرتی باید اشرف دیگری شود و دسته دوم افراد افراد پائین تر و مسئله دار بودند که به آنها می گفتند که اینجا سر پلی برای خروج ما از عراق و رفتن به خارج است فقط کمی صبر کنید تا مسئله حل شود.
آنها افرادی را که اعلام کرده بودند که ما می خواهیم از مناسبات برویم گفتند فعلا بصورت مهمان نزد ما بمانید تا مسئله شما حل شده و به خارج بروید.
ادامه دارد

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.