اموالی را که سالها از مردم عراق ربوده اید حالا باید پس بدهید

سالهاست که نان مردم عراق را میخورید و نمکدان می شکنید. از زمانی که پا در عراق گذاشته اید با همدستی صدام از منابع نفتی،آب،خاک،برق،مواد غذایی،دارویی،و…هر آنچه در کشور عراق هست استفاده کرده اید.تازه علاوه بر پولهایی که نقدأ برای اطلاعات دادن به صدام در زمان جنگ گرفته اید. در شروع جنگ امریکا در عراق،به خوبی یادم هست که چکارها کرده اید،یادتان هست خواهران شورای رهبری خانم مریم حسن زاده،یادم هست دولت صدام سقوط کرده بود همه چیز بهم ریخته بود همه برای خودشان تیم تشکیل داده بودن(منظورم مردم عراق هستند)ما هم در نزدیکی پادگان اشرف ایست بازرسی گذاشته بودیم تا به قول معروف کسی به قرارگاه حمله نکنند،در آن چند روز که من در تیم ایست بازرسی درب اشرف بودم باورتان نمی شود خودروهایی وارد اشرف می شد که نگو نپرس شاید در آن چند روز بیش از ۲۰۰ دستگاه ماشین سبک و سنگین وارد اشرف شد. یک روز که آمدیم وارد اف جی (قرارگاه ۶) خودمان که شدیم که آذوقه ببریم من با برادر جواد کاشانی که خیلی هم باهاش رفیق بودم ازش پرسیدم برادر جواد جریان این ماشینها چیه،چنان خودشو زد به بی خبری که مجبور شدم من برایش تعریف کنم که جریان چیه،ولی خیلی خوب از همه چیز با خبر بود ولی برای من فیلم بازی کرد خلاصه به قول معرف منو پیچوند. این جریانها یک ماهی گذشت و همه کم کم برگشته بودن به درون قرارگاه به غیر از چند تیم،که آنها از مسئولین بالای مجاهدین بودن. این موضوع را که همین الان برایتان تعریف میکنم را با دقت بخوانید،من به همراه یکی از مسئولین قرارگاه ۶ رفته بودیم درب اصلی اشرف که دکتر عراقی رو بیاریم داخل،آن روز دکتر دیر کرده بود در این قسمت که ما بودیم، شده بود پارک انواع واقسام خودرو، من جلوی درب بودم که این صحنه رو از نزدیک دیدم،مردی با قدی بلند،چشمانی اشک بار داشت با لهجه کردی که فارسی هم بلد بود التماس میکرد که ماشینش رو پس بدهند با دست اشاره میکرد و نشان می داد می گفت اون تریلی قرمز مال منه این هم نشانی، برو داخل ماشین، این وسایل توی ماشینمه، می گفت من ۵ تا بچه دارم،ماشینم رو ازم دزدیده اند همه جا رو گشتم تا اینجا پیداش کردم،این ماشین همه سرمایه من و زندگیمه،ولی این برادر مجاهد اصلا به حرفهای این مرد که همه امیدش این ماشین بود توجه نمی کرد باور کنید وقتی دیدم این مرد با این هیکل داره گریه میکنه همانجا هزار بار رجوی و همدستانش رو لعنت کردم. وقتی به قرارگاه آمدیم خیلی بهم ریخته بودم برای همین مستقیم رفتم دم دفتر خواهر مریم حسن زاده دوست صمیمی خانم اعظم فراهانی(لیلا جزایری)جریان رو بهش گفتم در جواب بهم گفت برای ما فرقی ندارد ما پول میدیم میخریم، بهش گفتم مگر این ماشینها دزدی، نیست؟گفت وقتی ما پول آنها رو میدیم دیگه به ما ربطی نداره بهتر تو هم فکرش رو نکنی.این است یک سازمان انقلابی که میخواهد مردم ایران را آزاد کند کسانی که همه دزد هستند. حالا صحبت از اموال می کنند و میگویند(گروه هلندی دوستان ایران آزاد نقض حقوق مجاهدین در تملک اموالشان در عراق و نقش مخرب مارتین کوبلر را محکوم می کند) نه اتفاقأ آقای کوبلر داره از حق مردم عراق دفاع می کنه این شما هستید که سالهاست با پول شویی و وطن فروشی و دزدی این پولها رو جمع کرده اید. حالا زمان آن رسیده که همه آنها رو پس بدهید خدا جای حق نشسته تازه این اول راه باید جواب جنایتهایتان را هم پس بدهید.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.