روشنگری انجمن زنان، خشم و کین خانواده های دردمند وچشم انتظار را برانگیخت

شخصا بعنوان یک جداشده و مرتبط با خانواده های دردمند و چشم انتظار در انجمن نجات گیلان به زنان آزاده و رها یافته از چنگال رجوی خائن و فاسد که با تشکیل انجمن زنان قهرمانانه و جسورانه علیه مناسبات فرقه ای رجوی روشنگری کرده و میکنند از صمیم قلب خسته نباشید و دست مریزاد گفته و پیدایش میمون چنین انجمنی را به موسسین آن تبریک و شادباش میگویم و در این مسیر آغازین و درعین حال صعب و دشوار برای آن عزیزان آرزوی موفقیت روزافزون دارم.
باورکنید برغم اینکه از اعضای قدیمی فرقه رجوی بودم و دستکم بیست سال از عمرم را فقط در عراق بسر بردم و مسئولیتهایی در جای جای مناسبات تشکیلاتی داشتم و از جمله در زمره کادر حفاظتی رجوی در کاخ پارسیان و باقرزاده و جلال زاده و…بارها و بارها از نزدیک با رجوی دیدار و نشست و برخاست داشتم گواهی میدهم که بواسطه کارکرد دستگاه فرقه ای و کنترل شده و درعین حال مرموز و مشکوک نتوانستم درصدی به شخصیت مافیایی و مالیخولیایی شخص رجوی پی ببرم و این حیوان درنده خو و متجاوز به ناموس اعضای زن فرقه اش را بشناسم.
آفرین و دست مریزاد به شما زنان آزاده و رها یافته که با جسارت بی مثالتان با تقبل ریسک فراوان ازجانب عوامل بی جیره و مواجب رجوی در اروپا برآن شدید که با تشکیل انجمن زنان بمنظور رهایی تمام اسرای دربند از جمله زنان در اسارتگاه رجوی به روشنگری علیه مناسبات فرقه ای رجوی بپردازید و نقشی ایفا کنید ؛ بدانید که سیل خانواده های دردمند و چشم انتظار خصوصا آندسته که فرزند دختر و یا خواهر و یا مادر در اسارت رجوی دارند بی نهایت از تک تک شمایان تقدیر و تشکر کردند و به جسارتتان تحسین گفتند ودر دیدار و ملاقات با حقیر در دفتر انجمن نجات گیلان خواستند که سلام گرمشان را به شمایان برسانم و بگویم که سیل خانواده های چشم انتظار گیلک و طبعا سایر اقصی نقاط ایران پشتیبان وحامی شما هستند و انتظاردارند که پر توان و پر خروشتر از قبل با افشای چهره مافیایی رجوی درپی رهایی عزیزانشان ازاسارتگاه رجوی باشید.
ایکاش در دفتر انجمن نجات حضور میداشتید و اشک وآه پدران و مادران و خواهران و برادران دردمند و چشم انتظار را به عینه مشاهده میکردید که چگونه به تصوراینکه دخترشان ویا خواهرشان به دستور رجوی جانی و بتوسط شخص دکترنما ودرعین حال جلادی مثل نفیسه بادامچی جهت بیرون کشیدن رحم شان جراحی شدند و یا اینکه در رقص رهایی! با رجوی هم بسترشدند؛ میگریستند و میسوختند و به اقتضای فرهنگ وآداب و رسوم وعقاید مذهبی شان خجالت میکشیدند که حتی به عمق قضیه فکرکنند وازمن هم خواستند که اسامی شان را محفوظ نگهدارم وعلنی نکنم.
حقیقت خودم هم درآن جلسه حسابی به هم ریختم وهم اینک هم که به نگارش سطور کوتاه مشغول هستم قاصراز بیان ادامه روند جلسه خانواده ها در دفترانجمن هستم ولیکن اعتقاد دارم وبراین باورهستم که عواطف سرشارانسانی وحجب وحیا نباید مانع ازادامه روشنگری علیه رجوی پلید و کثیف وهرزه با دو مشخصه قدرت طلبی و زن بارگی بشود و شمایان را به ادامه فعالیت ارزشمند و انسانی تان تشویق میکنم باشدکه حاصل بلافصل تلاشهای خستگی ناپذیرشمایان و سایر جداشده های مقیم ایران و اروپا را درو بکنیم که همانا اضمحلال کامل فرقه رجوی و رهایی و بازگشت تمام اعضای ناراضی و گرفتاردرکمپ لیبرتی به دنیای آزاد خواهد بود.
علی پوراحمد

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.