واکنش رجوی به نامه ایرج مصداقی

واکنش رجوی به نامه ایرج مصداقیمسعود  رجوی پس از چند روز به نامه ایرج مصداقی واکنش نشان داد. واکنشی بسیار از موضع ضعف که حاکی از ناتوانی او در پاسخ به سئوالات مشخص و روشن است. جالبتر این است که این واکنش از زبان «شورای ملی مقاومت» است. از آنجایی که اعضای غیر مجاهد شورای ملی مقاومت تنها کسانی هستند که ممکن است این نوشته روی آنها تأثیر داشته باشد، رجوی می خواهد به این ترتیب از زبان آنها این مطلب را منتشر کند که بگوید آنها با تمام کارکردهای من موافق هستند.

واکنش «عکس العملی» همیشه نشان از ضعف و غیر منطقی بودن فرد است. به این قسمت اطلاعیه نگاه کنید: «۴ سال پیش شورای ملی مقاومت ایران، بر اساس مصوبه دفاع از اشرف (۱۶ دی۱۳۸۸) همکاری با رسانه هایی را مورد تحریم قرار داد که مصداق  «همسویی با ولایت مطلقه فقیه در ضدیت با فرزندان رشید و مقاوم مردم ایران در اشرف» شمرده میشوند. سایت ایرج مصداقی هوادار نادم سازمان مجاهدین خلق ایران از همان ۴ سال پیش، نمونه بارز آنها بوده و هست.»

خوانندگان محترم اگر نامه آقای ایرج مصداقی را نخوانده اند، توصیه میکنم حتما آنرا بخوانند چون در آن نکات بسیار مهم و کلیدی هست که به صورت منطقی و مستدل بیان شده است. اما جواب رجوی را در این «توضیح» کوتاه ببینید: «مُهملبافی و دروغپردازی و بازپخش یاوه های تکراری این شخص علیه مجاهدان اشرفی بویژه آقای مسعود رجوی که اخیراً بالا گرفته است، تازگی ندارد و بیش از سه دهه توسط ارگانهای سرکوبگر رژیم ضد بشری و رسانه ها و مأموران گشتاپوی آخوندی در هزاران خبر مجعول و مقاله و تحلیل و کتاب و مصاحبه و فیلم و سریال تلویزیونی و نمایشگاه، تکرار شده است. علاوه بر این ۳۰۰ بلندگو در اطراف اشرف طی ۶۷۷ روز، همین مطالب را به اشکال مختلف بطور شبانه روزی تکرار کرده اند.»

البته این جانب قصد و نیت خیر آقای مصداقی را درک میکنم. ولی آقای مصداقی باید بداند که رجوی در تمام تاریخ زندگی سازمانی و حتی زندگی شخصی اش، به اندازه یک ارزن هم انتقادی به خود ندیده و نخواهد دید. کمااینکه تاکنون آیا کسی در این کره خاکی دیده یا شنیده که رجوی از خود انتقاد کرده و مسئولیت اشتباهی را پذیرفته باشد؟ هرگز… بحث منطقی با رجوی کردن به مثابه آب در هاون کوبیدن است. اگر غیر از این بود قطعا روند سازمان مجاهدین غیر از این بود. اگر غیر از این بود، قطعا اکنون خیلی از نیروهایی که روزی سرمایه مبارزاتی یک ملت بودند در منجلاب عراق به چنین روزی نمی افتادند.

این که رجوی هر مخالف و منتقد خود را مستقیما به وزارت اطلاعات ایران منتسب می کند یک افسانه است. یک دروغ بزرگ و یک شارلاتانیسم سیاسی است. هرکسی هم این مزخرفات را یا باور کند یا به نوعی آنرا تکرار کند دقیقا در دامی افتاده که رجوی پهن کرده است. اگر قرار باشد هر انتقاد ساده را به رژیم منسوب کرد و تنها کسانی را که از شخص رجوی تعریف و تمجید میکنند «انقلابی» نامید، که باز هم می رسیم به همین رژیمی که داریم با آن دست و پنجه نرم میکنیم، میرسیم به همان شاهی که سالها پیش مردم ایران به زباله دان تاریخ فرستادند. آیا رجوی انتظار دارد، بعد از اینهمه رنج و شکنج و اعدام و فشار، ملت ایران باز یک شاه دیگر یا یک «رهبر عقیدتی» دیگر بر سر کار بیاورند؟

دیکتاتورها همیشه متاسفانه از واقعیتهای جامعه سالهای نوری فاصله دارند. نمی توانند واقعیت ها را ببینند. دلیل اصلی آن هم این است که اطرافیان و مشاوران آنها تنها کسانی هستند که «بله قربان» گو هستند و موظف هستند تنها و تنها حرفهای دیکتاتور را تأیید کنند و او را مورد تعریف و تمجید قرار دهند. کاری به واقعیتهای جامعه ندارند. کمااینکه در مورد رجوی نیز چنین است. کسانی مثل محمد علی توحیدی، محمدعلی جابرزاده، محمد سیدالمحدثین و ابریشمچی بعنوان مشاور او هستند که متاسفانه از هرگونه عقل و تدبیر سیاسی و اجتماعی بی نسیب هستند.  تنها و تنها ویژگی آنها وفاداری صد در صد به رجوی است و اتفاقا همین ویژگی آنهاست که موجب ترفیع درجه تشکیلاتی و ایدئولوژیک آنها شده است.

به هرحال نامه آقای مصداقی به نظر من محک بسیار بسیار مهمی بود که رجوی را برای آخرین بار مورد سنجش قرار داد تا همگان ببینند که آیا ذره ای حقیقت و اصول مبارزاتی و انسانیت در وجود رجوی بطور مشخص باقی مانده است یا خیر.

محمد ب، وبلاگ باند رجوی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.