نامه ای به محسن معصومی اسیر در فرقه رجوی

سلام برادرم محسن!

چندین سال است که از شما خبری ندارم  و خیلی دلم برای شما تنگ شده طی این چند سال از شما شماره تلفن و صندوق پستی نداشتم که با شما تماس تلفنی و یا نامه ای برای شما ارسال کنم اوضاع شما را از انجمن نجات و نشریه مربوط به آن را دنبال می کنم معلوم می شود که اوضاع وخیمی داری هر چه فکرش را می کنم عقلم به جایی نمی رسد که برای چه هدفی خودت را به این روز انداختی بهترین دوران زندگی خودت را به دست کسانی سپردی که کارهای شوم خودشان را پیش ببرند شما فکر می کنید مردم ایران سرکرده شما را می خواهند مردم ایران نسبت به آنها نفرت دارند شما در یک محیط بسته قرار داده و با وعده های سرخرمن دل شما را خوش کرده امسال نشد سال دیگه و پشت پرده کارهای خودش را پیش می برد لازم به گفتن نیست شما را به مهره های شطرنج تبدیل کرده اند و با شما بازی می کنند من دلم به حالت می سوزد مردم دارند زندگی خودشان را می کنند شما برای کدام مردم زندگی خودت را بر باد دادی من با مردم سر و کار دارم سر دسته شما هیچ پایگاه و جایگاهی در بین مردم ندارد و نمی تواند داشته باشد. من فقط یک خواسته از تو دارم برو به دنبال زندگی آزاد لااقل مابقی عمرت. خودت برای زندگی تصمیم بگیر و آزاد زندگی کن. امیدوارم در آینده نزدیک خبر بدستم برسد که برادرت خودش را نجات داده و به دنبال زندگی آزاد رفته.
دوستدار تو. برادرت احمد معصومی    

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.