برچسب

گپ صمیمی با خانواده اسماعیل پورحسن (گروگان فرقه رجوی)

بشدت نگران برادرم هستم و خواب آرام ندارم

روزی نیست که خانواده های نگران و چشم انتظار را در دفترانجمن نجات پذیرا نباشم. خانواده های اعضای گرفتار در فرقه مافیایی رجوی چه جمعی و چه انفرادی با وجود مشغله فراوان زندگی خود را به دفترانجمن می رسانند واز مسول انجمن ضمن ابراز نگرانیهای خود از وضعیت عزیزانشان در تشکیلات بسته و کنترل شده رجوی، کسب خبر می نمایند.

خصوصا درمقطع فعلی  که رجوی به بهانه های کذایی ازجمله تعیین تکلیف درگیری دهم شهریورماه که خود مسبب وعامل اصلی بروز چنین درگیری و کشتاری بوده است، با به راه انداختن خیمه شب بازی اعتصاب غذا درلیبرتی تلاش دارد برای رد گم کنی قضیه به قربانگاه فرستادن شماری از اعضای اغفال شده اش، درنزد اربابان و لابی های صهیونیستی خود، وجهه و اعتبار! وحمایت کسب کند، نگرانی و ناراحتی خانواده های دردمند را بسا و بسا افزایش داده است.

درجریان دیدار و ملاقات روزمره خانواده ها با مسول انجمن، امروز آقای مرتضی پورحسن از اعضای فعال و مرتبط با انجمن نجات که سالیان است برادرش اسماعیل پورحسن را در اسارت رجوی دارد، به دفترانجمن مراجعه کرد و با مسول انجمن بطور مبسوط به بحث و گفتگو نشست.

در این دیدار صمیمی آقای مرتضی پورحسن ضمن نگرانی خود و سایر اعضای خانواده خود از وضعیت اسرای دربند رجوی ازجمله برادرشان درعراق ناامن اظهار داشتند:

برادرم درعملیات مهران که بتوسط رجوی و عراق صورت گرفت به اسارت رجوی درآمد و سپس در اثر مغزشویی عضوگیری شد و سالیان است که از خانواده اش بی خبر و دور است. خودم از زمانیکه مطلع شدم برادرم در اسارت تشکیلات رجوی است متعاقب سرنگونی صدام به کرات به اتفاق سایراعضای خانواده ام بمنظور ملاقات و دیدارحضوری با عزیزمان به عراق سفرکردیم ولیکن متاسفانه به خاطر کارشکنی سران تشکیلات رجوی به غیراز یک مورد نتوانستیم با اسماعیل دیدار داشته باشیم.

همان یک مورد هم که دیدار کوتاه داشتیم برغم اینکه تحت کنترل و مانیتورآنان بودیم برادرم تمایل داشت با من به ایران بیاید ولیکن با وجود حضور و کنترل شدید گماشته های رجوی امکان تحقق به حق خواسته برادراسیرم نبود ومتاسفانه با دست خالی و با چشمانی اشکبار به خانه و کاشانه خود بازگشتیم.

مادرم بی آنکه بتواند به آرزویش برسد با چشمانی بسته به درب خانه و در انتظاردر آغوش کشیدن فرزندش دارفانی را وداع گفت و مسولیتمان را صد چندان کرد که تا رهایی اسماعیل از چنگال رجوی و بازگشتش به کانون گرم و پر مهرخانواده از فعالیتمان کوتاه نیامده و گامی واپس ننهیم.

آنگاه آقای مرتضی پورحسن که اندوه فراوان و جانکاه درچهره و چشمانش موج میزد در ادامه گفتند:

رجوی به قیمت جان و زندگی عزیزانمان میخواهد به قدرت برسد وهم اکنون بساط به اصطلاح اعتصاب غذا راه انداخته است و به بیگانگان خصوصا امریکا آویزان شده است که مثلا 7 گروگانی که مساله شان خیلی مرموز و مشکوک است , آزاد شوند. هرچند میدانم که رجوی حتی برای این 7 نفر نیزهیچ ارزشی قائل نیست وصرفا بدنبال مطامع وتمایلات قدرت پرستانه اش هست. ضمن اینکه حرف مان اینست که 52 نفر را به خاطر هیچ وپوچ به قربانگاه فرستادی وککت نگزید، حالا چه شده است که برای 7 نفر از سران تشکیلات خود که ازعوامل سرکوب بودند، بی خردانه و دجالانه اشک تمساح میریزی!؟

من فکر میکنم زمان آن فرا رسیده است که امریکا و سایر جوامع بین المللی مماشات با یک گروه تروریستی ومخرب را کناربگذارند و به ندای حق طلبانه ما خانواده های دردمند وچشم انتظارکه هریک عضوی ازخود دراسارت رجوی داریم گوش فرا بدهند و در راستای رهایی آنان ازچنگال رجوی یک اقدام عاجل وعملی پیشه کنند.

آقای مرتضی پورحسن که ازدست زمانه که به خواست گرگها درلباس میش با داعیه حقوق بشری بسیار برافروخته شده بود گفت: امریکا که خود ابرتروریست است همواره درقبال تروریستها خصوصا فرقه تروریستی رجوی دوپهلو موضع گرفته است وبرغم اینکه عمیقا این فرقه بدنام را قبول ندارد وبرایش نمی تواند کارسازباشد درعوض پنهان وآشکاردارد ازاوحمایت میکند ومیخواهد آنان درعراق باقی بمانند تا بتواند نهایت بهره برداری ازآنان را درقبال ایران داشته باشد ومن شکی ندارم که شخص رجوی تحویل امریکا است ودارند ازاوحمایت وحفاظت میکنند تا به زعم خویش نهایت استفاده را ازاوکرده باشند وسپس چونان دستمال یکبارمصرف آنزمان که شرایط ومنافع شان اقتضا کند به دوربیندازند.

آقای مرتضی پورحسن در پایان دیدارصمیمی ودوستانه ازمسول انجمن خواست که درصورت امکان پیام این دیدار را به اطلاع دولتین ایران وعراق خصوصا تمام مدافعان حقوق بشری وهمچنین به نماینده سازمان ملل درعراق برساند که:

فرقه بدنام رجوی یک جریان خشونت طلب است وهیچگاه اعتقادی به صلح وآرامش نداشته وندارد. فرقه رجوی ودرراس آن شخص رجوی کما فی السابق برای بقاء حیات ذلتبارخود دارد ازخون عزیزانمان مایه میگذارد وعزم جزم کرده است که یکایک آنان را که درواقع به گروگان گرفته است به قربانگاه بفرستد.

هم اکنون نیزدرصفوف اعتصابیون لیبرتی بوی مرگ به مشام میرسد وما خانواده های چشم انتظار غایت نگران ومضطرب وبی شک تنها کسی ازاین فاجعه خوشحال است وقهقهه می خندد کسی نیست الا رجوی وهمسرشیادش که درفرانسه به دنبال عیش ونوش خودش هست.

خوبست که یکبار دیگر به رجوی مست وخواهان قدرت وشهوت یادآورباشم که زر و زور و تزویرهیچگاه پایدارنمی ماند ومیتواند ازگذشتگان بدنام تاریخ درس عبرت بگیرد شاید که سرعقل آمده وبیش ازاین با سرنوشت مشتی انسان غافل وبی خبرازدنیا درکمپ لیبرتی بازی نکند.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا