خانواده محمود برنافر از قربانیان رجوی اقامه دعوی میکنند

ملاقات با خانواده محمود برنافر از قربانیان رجوی

به مجرد انتشار خبرحمله موشکی جیش المختار به کمپ لیبرتی و کشته و زخمی شدن شماری از اعضای گرفتار در فرقه رجوی ؛ آقای حسن برنافر61 ساله سراسیمه خود را به دفترانجمن نجات گیلان رساند تا بیشتر ازکم وکیف واقعه خصوصا قربانی شدن برادر نازنینش محمود برنافراطلاع حاصل کند.
آقای حسن برنافر متعاقب به اطمینان رسیدن از درگذشت تاسفبار برادرش درحمله موشکی به زندان ساخته و پرداخته رجوی درکمپ موقت لیبرتی با چشمانی اشکبار گفت:
 " خودم عمل جراحی قلب داشتم والان نیز قند خون من بشدت بالااست بخاطرهمین قضیه فرزندانم مواظب من هستند که وارد مسایل بغرنج و ناراحت کننده نشوم تا متاثر ازآن حالم روبه وخامت نرود. محمود 27 سال است که فریب رجوی را خورده بود و ازنزد ما رفت و درعراق اسکان یافت دراین سالیان دراز ما هیچگونه اطلاعی از وجود یا عدم وجود وی نداشتیم و تقریبا ناامید شده بودیم تا اینکه درده سال گذشته که انجمن نجات متشکل از جداشده ها شکل گرفت به ما خبردادند که محمود درکمپ اشرف دیده شده است. من سوالم ازسران مجاهدین خصوصا شخص رجوی اینستکه آخر شما چگونه سازمان خلقی ومردمی هستید که اجازه ندادید محمود بتواند ولو یک تماس تلفنی با خانواده خودش داشته باشد!؟ آیا این انسانیت است؟ پدرمان که بیش ازیک دهه درچشم انتظاری فرزندش بدرود حیات گفت ولیکن مادرم با وجود سالمندی و بیماری شدید یک لحظه ازیاد محمود غافل نمیشد وهمیشه نگاهش به تلفن یا درب خانه بود شاید که خبری ازدلبندش بگیرد. من دیگرطاقت نیاوردم که مادرم تنهایی درخانه بماند وی را نزد خودم آوردم ونگهداری کردم ویک جورهایی مواظبش بودم که یاد و ذکرمحمود کمتر اذیتش کند. یادم نمیرود که یکسال قبل ازدرگذشتش به بیماری فراموشی دچارشده بود و بالکل محمود را فراموش کرده بود. آقای احمدی ببخشید من سرتان را به درد آوردم واحساس میکنم که ازدرد دل من بشدت متاثرشدید ولی اجازه بدهید جمله آخر را هم بگویم.نمیدانم چه حکمتی بود وچه مشیتی که مادرم مرحومم باوجود بیماری آلزایمر یک شب از خواب بلند شد و بشدت احساس بیتابی میکرد ومی گریست. نازونوازشش کردم ودرآغوشش گرفتم وازسرمحبت بوسیدمش. مادرم به یکباره اسم محمود را به زبان آورد وبا خیره شدن به درب ورودی اتاق چندبارمحمود محمود کرد وگریست……."
(آقای برنافربا یادآوری خاطرات جگرسوزمادرش بشدت می گریست ومن هم متاثرازشنیده ها یاد مادرخودم وصدها پدرومادری افتادم که به خاطردوری ازعزیزانشان ازجانب رجوی ملعون آسیبهای روحی وروانی دیدند وحال دارند می بینند وشمارکثیری ازآنان چشم انتظارند ویا که درچشم انتظاری با حسرت درآغوش کشیدن جگرگوشه هایشان جان به جان آفرین تسلیم نمودند واینجا بود که با تمام وجود هردوهمصدا زیرلب گفتیم: رجوی تف برتو)  
باردیگرضمن همدردی وتسلیت به خانواده های رنجدیده وداغدار قربانیان رجوی ازجمله خانواده محترم برنافرخطاب به نماینده سازمان ملل درامورعراق وکمپ لیبرتی یادآورمیشوم که خانواده های مرتبط با انجمن نجات گیلان مستمرا پیگیر انتشاراسامی مجروحان حادثه اخیرهستند و ازاین بابت بشدت نگران ومضطرب هستند.
درپایان این دیدارصمیمانه آقای برنافرعلیه رجوی اقامه دعوی کرد وازسازمانهای حقوق بشری ووجدانهای آگاه استمدادنمود که رجوی مسبب اصلی مرگ برادرش باید که پاسخگوی اعمال مخرب کنترل ذهن وزندانی کردن اعضایش باشد شاید که بدین وسیله بازماندگان وخانواده های این قربانیان اندک به آرامش برسند.                             

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.