کمپ لیبرتی(اشرف 2)

نامه سرگشاده کانون ایران قلم به اعضای سازمان مجاهدین خلق در کمپ لیبرتی در عراق

با سلام و عرض ادب حضور تک تک شما عزیزان و دوستان قدیمی

با توجه به شرایط فروپاشی و تاسف بار کنونی که سازمان در آن قرار گرفته و همچنین با توجه به محدودیت هایی که در کمپ لیبرتی برای شما عزیزان بوجود امده ؛ کانون ایران قلم که متشکل از افراد جدا شده از فرقه رجوی می باشد، بر ان شد که نامه سرگشاده ای خطاب به شما عزیزان گرفتار در فرقه مجاهدین منتشر نماید.

دوستان گرامی!

ممکن است ما با یکدیگر بر سر خیلی مسائل با هم اختلاف نظر داشته باشیم، اما میتوانیم بر وجود واقعیت های غیر قابل تردید اتفاق نظر داشته باشیم. بطور مثال:

ــ آیا بین ایران و عراق، آتش بس و پایان جنگ اعلام نگردیده است؟

آیا آتش بس و پایان جنگ بین ایران و عراق طناب دار حکومت جمهوری اسلامی شد؟

ــ آیا صدام حسین سرنگون نشده است؟

ــ آیا سازمان مجاهدین توسط آمریکا خلع سلاح نشده است؟

ــ ایا اشرف تخلیه نشده است؟

ما به عنوان دوستان قدیم شما، که البته فکر می کنیم هنوز دوستان ما هستید، تصور می کنیم حداقل در ۵ مورد ذکر شده بالا بدون اینکه بخواهیم وارد چرایی و چگونگی آن بشویم، اتفاق نظر داریم که که این امور حاصل شده است.

یعنی هم صدام حسین سرنگون شده، هم سازمان خلع سلاح شده و هم اشرف تخلیه شده است و هم موارد دیگر ذکر شده.

پس صحبت ما با شما عزیزان، براساس واقعیت های به وقوع پیوسته می باشد که جای بحث و تردیدی در آن نباشد.

اگر شما یادتان باشد، ما که یادمان هست، آقای مسعود رجوی و خانم مریم رجوی همیشه پیش آمدن چنین شرایطی را غیر ممکن می دانستند. باز مثال می زنیم:

آیا سازمان و مسعود رجوی نمی گفتند صلح و آتش بس بین ایران و عراق ممکن نیست؟

آیا رهبری سازمان نمی گفت ارتش صدام حسین در ردیف چند ارتش اول جهان می باشد و سرنگون نمی شود؟

آیا مسعود رجوی نمی گفت، اگر جهان بجنبد اشرف از جای خود تکان نخواهد خورد؟

ولی همه اینها و خیلی موارد دیگر بر عکس تحلیل های غیرواقع بینانه مسعود رجوی به وقوع پیوست.

اکنون چه باید کرد؟

پرسش ما از شما این است، چه باید کرد؟

در کلیه احزاب و سازمان های سیاسی که ویژگی دمکراتیک دارند یا می خواهند بگویند به دمکراسی احترام می گذارند، اولین تصمیم در چنین احزاب و سازمان هایی وقتی به نتیجه و برنامه پیش بینی شده نائل نمی شوند، استعفای رهبری آن می باشد.

به نظر شما عزیزان آیا این خواسته زیادی هست که از مسعود رجوی طلب کرد؟ چرا باید فکر کرد مبارزه با رژیم جمهوری اسلامی یا هر گونه ظلم و بی عدالتی تنها و تنها زیر پرچم رجوی ممکن است؟

چرا و چگونه این در ذهن ما و شما جا گرفته است؟

آیا نباید از این حصار ذهنی خارج شد؟

لازم نیست شما بگویید یا اعتقاد داشته باشید که آقای مسعود رجوی جنایتکار جنگی هست، ولی آیا در این تردیدی هست که برنامه وی برای رسیدن به اهداف سازمان که در راس آن سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی بوده است با شکست مواجه شده است یا حداقل یک تاخیر سی ساله دارد؟

یادتان هست آقای مسعود رجوی در “جمع بندی یکساله مقاومت” در سال ۱۳۶۱ می گفت جمهوری اسلامی در طول یک تا دوسال سرنگون خواهد شد.

خوب حداقل قضیه این است که شما و ما از آقای رجوی بخواهیم جایش را به فرد و افرادی دیگری برای رهبری سازمان مجاهدین بدهد. ایشان و همسرش خانم مریم رجوی هم در سازمان مجاهدین باشند، ولی فرصت را برای یک دوره چهار ساله به افراد دیگری بدهند تا هدایت سازمان را بر عهده بگیرند؟ آیا به نظر شما عزیزان این خواسته زیادی هست؟

هم اکنون در حالی که بعد از خلع سلاح و تخلیه کامل اشرف دیگر بودن سازمان در عراق هیچ ضرورتی ندارد ؛ چرا آقای مسعود رجوی و مریم رجوی اصرار در ماندن در عراق دارند؟

چرا به جای تلاش جهت انتقال اعضای سازمان به کشور های ثالث، برعکس در این مسیر از هیچگونه کار شکنی و سنگ اندازی دریغ نمی کنند.

نیروهای گرفتار و دوستان قدیمی

با توجه به نا فرمانی هایی که چندی پیش در کمپ آلبانی توسط نیروهای منتقل شده به آنجا صورت گرفت و با توجه به جدا شدن افراد کلیدی در شورای به اصطلاح مقاومت نظیر آقایان قصیم و محمد رضا روحانی و افشاگری های جدید آقایان مصداقی و اسماعیل یغمایی و هادی افشار و خانم عاطفه اقبال و سایر عزیزان از سازمان ؛ ما مطلع هستیم که اعتراضات پیدا و پنهان بیشتری نسبت به شرایط موجود سازمان از جانب شما متوجه مسئولین سازمان مجاهدین و بطور خاص از شخص رجوی وجود داشته است.

سوالاتی نظیر:

چرا اصرار برماندن در کشور نا امن عراق داریم؟ چرا اشرف را به خاطر حفظ اموال تخلیه کامل کامل نکردیم و بعد هم تعداد کمی را آنجا نگه داشتیم تا بی دفاع و بی گناه توسط گروههای تروریستی کشته شوند؟

چرا با کمیساریای عالی پناهندگان برای انتقال نیروها به خارج از عراق نه تنها همکاری نمی کنیم بلکه به نوعی کارشکنی و اخلال وجود دارد؟

چرا تا قبل از تخلیه کامل اشرف اصرار وجود داشت که نیروها به اشرف برگردند و مریم رجوی با اینکه میدانست اشرف جای امنی نیست به دروغ مدعی بود که امنیت در اشرف صد برابر از لیبرتی بیشتر است و به شدت خط برگشت به اشرف را دنبال میکرد ولی بعد آن فاجعه دلخراش و کشته شدن افراد هیچ مسئولیتی را نپذیرفت و نگفت پس آن امنیتی که ازش دم می زد چی شد؟

چرا بعد از سقوط صدام سازمان به صورت اپوزیسیون دولت منتخب مردم عراق در آمده و در امور داخلی عراق دخالت می کند ؛ بطور مثال فلان نماینده دستگیر می شود اعتراض می کند؛ آخر به سازمان چه مربوط هست در اینگونه مسایل داخلی عراق دخالت کند؟

چرا با گروههای افراطی در سوریه در تماس هست و بعد از جریانات اخیر در سوریه به عنوان اپوزیسون دولت سوریه در امده است؟

چرا و به چه دلیل نیروها را به اعتصاب غذای اجباری وادار نموده است؟

سوال اساسی اینکه چرا در این شرایط بحرانی و حساسی که سازمان درش قرار گرفته مریم رجوی در پاریس بسر می برد و به سفرهای آنچنانی می پردازد و مهمانی ها و سورچرانی های گسترده تحت عنوان کنفرانس بین المللی راه می اندازد ؛ و مسعود رجوی هم که مدعی رهبری عقیدتی هست هنوز در مخفیگاه به سر میبرد و پاسخگوی این شرایط اسف باری که مسبب اصلی اش خودش می باشد نیست؟

وانبوهی از این قبیل سئوالات که به ذهن شما زده و از مسئولین تان پرسیده اید که نه تنها هیچ پاسخی نگرفته اید؛ بلکه بخاطر این سئوالات مورد اذیت و آزار قرار گرفته اید.

دوستان عزیز

ما ضمن استقبال از این همه جسارت و شجاعت شما که در مقابل رهبری سازمان که مسبب اصلی ماندن تان در عراق هستند و با این سیاست های غلط خود می خواهند همه شما را به کشتن بدهند ایستادگی و اعتراض می کنید ؛ می خواهیم به شما بگوییم این کافی نیست.

شما برای نجات از وضعیت موجود باید جدی تر به موضوع بپردازید. خوشبختانه رهبری سازمان هم نمی تواند به مانند گذشته سلول انفرادی و زندان بسازد. ما هم اعتقاد داریم هنوز محدودیت و حتی محل هایی برای قرنطینه افراد در لیبرتی وجود دارد ولی این حصار فیزیکی آن چنان نیست که شما از پس آن بر نیایید.

ما از شما می خواهیم که بیش از این اجازه ندهید که رجوی ها بخاطر مطامع شیطانی خودشان با جان و سرنوشت شما بازی کنند.

دوستان عزیز

ما ضمن محکوم کردن هر گونه عملیات تروریستی و حملات موشکی و خمپاره ای به کمپ لیبرتی که منجر به کشته و مجروح شدن نفرات بی دفاع می گردد ؛ از شما می پرسیم چه کسی مسبب اصلی این اتفاقات دلخراش می باشد؟

آیا غیر از اینست که رجوی ها با سیاست اصرار بر ماندن در عراق و دخالت در امور داخلی عراق مسبب اصلی هستند؟

و آیا اعتراض کردن سازمان در مقابل دستگیری یک نماینده در عراق آن روی سکه حملات تروریستی به لیبرتی و کشته و مجروح شدن نفرات نیست؟ و آیا به نظر شما چه کسی از کشته شدن شما در کشور عراق نا امن و باتلاق لیبرتی سود می برد؟ غیر از اینست که رجوی ها با مخالفت شان با خروج از عراق خواهان کشته شدن همه شما هستند؛ چونکه به خوبی می دانند که با خروج شما ها از عراق دیگر نه از انقلاب کذایی مریم اثری می ماند و نه از آن تشکیلات مخوف و تار عنکبوتی و استالینی رجوی. ایشان ترس از این دارند که با خروج شما از عراق تعداد زیادی از شما ها دست به نا فرمانی بزنید و چهره اصلی رجوی را در انظار عمومی افشاء نمایید ؛ بنابر این رجوی اصرار دارند که همه شما در عراق بمانید و کشته شوید و این به سود سران فرقه و بطور خاص رجوی ها می باشد.

دوستان گرامی

ما اعضای انجمن ایران قلم یک بار دیگر ضمن حمایت از اعتراضات قهرمانانه تان بعنوان دوستان قدیمی که خیرخواه شما هستیم از شما می خواهیم با گسترش نا فرمانی ها و اعتراضات خودتان جلوی سران فرقه مجاهدین ایستادگی کرده و به هر شکل ممکن خود را به مقامات کمیساریای عالی پناهندگان برسانید تا هر چه زودتر مسایل پناهندگی و انتقال شما به کشور ثالث حل و فصل گردد.

ما ضمن آرزوی بهترینها برای تک تک شما عزیزان ؛ امیدواریم که هر چه زودتر از چنگال سران فرقه رجوی رهایی یافته و سرنوشت خودتان را خود در دست گرفته و مسیر زندگی آینده تان را خودتان انتخاب کرده و رقم بزنید. شما در این مسیر می توانید روی تلاش دوستان قدیمی خود حساب کنید. شما در هر لحظه و در هر شرایطی می توانید روی کمک ما حساب کنید و به آینده امیدوار باشید. اگر مایل بودید این فرقه را ترک کنید، اگر هم مایل نبودید در اروپا یا هر گوشه جهان به فعالیت خودتان با سازمان مجاهدین ادامه دهید، ولی از سازمان مجاهدین مستقر در عراق و کمپ لیبرتی خارج شوید.

به امید آنروز و با آرزوی رهایی همه شما عزیزان.

هیئت تحریریه: iran_ghalam@yahoo.de
روابط عمومی: sobhani_m_h@hotmail.com
تلفن: ۰۰۴۹۱۷۷۴۸۲۹۹۰۵

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا