اضمحلال فرقه رجوی

ترس و هراس مجاهدین خلق از وجه المصالحه شدن

بعد از فرو کش کردن گرد و خاک پروژه مفتضح اعتصاب غذا که باعث بی آبرویی بیش از پیش مریم رجوی هم در سطح بین المللی و هم در داخل تشکیلات مجاهدین گردید، رهبری مجاهدین با غلط کردم گویی آشکار می رود تا خروج از خاک عراق را – البته اگر میسر شود- به شکل آبرومندانه ای رقم بزند، با این ترفند که انتقال گروهی مجاهدین به خاک آمریکا را از دولت مردان این کشور درخواست کند.

البته این به معنای این نیست که رهبری مجاهدین دوست ندارد تا تشکیلاتش در خاک عراق باقی بماند؛ اما در شرایطی که مجبور به خروج از این کشور است، رؤیای رجوی آن است که ایالات متحده آنان را به صورت گروهی و با هواپیما از بغداد به آمریکا منتقل کند، که همان ضرب الامثل شتر در خواب بیند پنبه دانه را تداعی میکند.

مجاهدین در دو سوی طیف تحولات بازی جدیدی را شروع کرده اند. از یک سو با ترس از وجه المصالحه شدن در جریان توافقات هسته‌ای ژنو، از طریق حامیان سیاسی خود از آمریکا می خواهند که امنیت آنان را در لیبرتی تامین کرده و یا آنان را گروهی به آمریکا منتقل کند و از سوی دیگر بدنبال بدست آوردن حمایت سیاسی گروههای مخالف دولت مالکی هستند. در همین رابطه جلسه اخیر مسئولین مجاهدین با برخی از نامزدهای فهرست العراقیه و ائتلاف متحدون از جمله «ظافر العانی» عضو فهرست متحدون، «حیدر الملا»، «صالح المطلک» معاون امور خدماتی نخست وزیر، و «خمیس الخنجر»، بازرگان عراقی و حامی مالی العراقیه، در اردن در اوایل این ماه نشانه این بازی است. در این جلسه مجاهدین خواستار تلاش این افراد برای ادامه حضور اعضای سازمان در خاک عراق در صورت موفقیتشان در انتخابات شده‌اند.

سخنرانی اخیر تعدادی از حامیان سیاسی مجاهدین در سنای آمریکا نیز که بصورت کلیشه یی حرفها و خواست مجاهدین را تکرار کردند به نوبه خود در خور توجه و شنیدن است.

هوارد دین در تاریخ ۱۲/۱۱/۱۳۹۲ در کنفرانسی در سنای ایالات متحده آمریکا در مورد مجاهدین گفت: ”… تمامی این ۳۰۰۰نفر در کمپ لیبرتی توسط نیروهای آمریکایی در سال ۲۰۰۴ به طور داوطلبانه در مقابل یک کارت که امضای فرمانده نیروهای آمریکایی در آن زمان روی آن بود سلاحشان را تحویل دادند… آنها این یک کارت را به همراه دارند که روی آن نوشته شده است: «این افراد تحت حفاظت کنوانسیون چهارم ژنو هستند و ایالات متحده آمریکا مسئولیت حفاظت آنان را به عهده گرفته است»

حال این حرف بی پایه در وزارت خارجه و جاهای دیگر به گوش می رسد که مسئولیت ما زمانی که در سال ۲۰۰۹ از عراق خارج شدیم به پایان رسیده است، (چیست)؟… ما دیگر چاره یی نداریم به جز این که آنان را سریع از طریق هوایی به آمریکا بیاوریم. سپس آنها می توانند به هر جای دنیا تقسیم شوند…

ژنرال جیمز جونز نیز در همین تاریخ و در همان کنفرانس میگوید: ”… در سال ۲۰۰۳، آمریکا از سازمان مجاهدین خلق خواست سلاحشان را تحویل دهند و از آنها خواست در یک کمپ یعنی اشرف مستقر شوند. و آمریکا در یک مدرک به طور کتبی خطاب به تک تک ساکنان تضمین داد که ایالات متحده حفاظت آنها را تأمین خواهد کرد. اما آمریکا در خلال توافقنامه موقعیت نیروها، مسئولیت را به دولت عراق داد،… از طرف دیگر اما یک ضرورت اخلاقی در میان است، که طبق آن آمریکا باید نسبت به قولی که به ۲۹۰۰ ساکن باقیمانده در لیبرتی داده وفادار بماند.”

سرهنگ کنتول از دیگر حامیان استیجاری مجاهدین در سنای ایالات متحدهٴ آمریکا ضمن یادآوری کمک های اطلاعاتی سازمان به نیروهای آمریکایی میگوید: “… این حقیقت دارد که ما با مجاهدین در عراق وارد مذاکره شدیم و مجاهدین داوطلبانه توافق کردند که به درخواستهای ما پاسخ مثبت بدهند. آنها هرگز حین عملیات مان شلیک نکردند… حدود سه هزار نفر به خاطر همکاری شان با ایالات متحده حالا در کمپی هستند که به نحو متناقضی کمپ لیبرتی نام دارد. آنها آنجا هستند به خاطر این که با ما همکاری کردند و ما قول دادیم از آنها حفاظت کنیم ”…

مارک گینزبرگ نیز برای چندمین بار همان خواسته های قبلی دوستانش را در سنای آمریکا تکرار کرده و میگوید: ”… این ۳۰۰۰نفر به فوریت خواهان امنیت از گزند دولت عراق هستند… آمریکا به طور کتبی رسماً نسبت به آنها متعهد شد که امنیت و سلامت آنها را تأمین کند و آنها را به نقطه امنی برساند.، باید یادآوری کنم که نمایندگان ارشد این سازمان نقش کلیدی در افشای اطلاعات فوق العاده مهمی در رابطه با برنامه هسته یی رژیم ایفا کردند… “

نتیجه اینکه محتوای سخنرانی هر چهار حامی سیاسی مجاهدین نشان میدهد که مجاهدین بشدت از اینکه آمریکا پشت آنها را خالی کرده است ترس و واهمه دارند. این ترس ناشی از توافقنامه ژنو و ترس از وجه المصالحه شدن است. بعلاوه اینکه بسته شدن درب قرارگاه اشرف، تحولات سوریه، دست بالا داشتن دولت عراق در سرکوب گروههای تروریستی، شکست مجاهدین در جلب توجه جهانی نسبت به موضوع باصطلاح ۷ گروگان اشرفی و… مزید بر علت است و همگی شاخص های تغییر شرایط به ضرر مجاهدین را نشان میدهند.

بنابراین خطر وجه المصالحه شدن را بیش از همه رهبری این گروه احساس میکند. به همین دلیل دیگر نه مثل سابق که مریم رجوی بخواهد در مقابل آمریکا شاخ و شونه بکشد بلکه با التماس و زاری از آمریکا میخواهد که از آنان مثل سابق حمایت کرده و به آمریکا ببردشان و گرنه در لیبرتی نابود خواهند شد. به این دلیل خدماتی را که به آمریکائیان ارائه داده و در همه جا به ساز آنان رقصیده‌اند را یادآوری میکنند.

و اما آنچه که به این بازی رهبری مجاهدین در کشور عراق بر می‌گردد، آن است که همچنان امیدوار به کسب حمایت سیاسی جناح‌های مخالف دولت آقای مالکی از جمله جبهه متحدون است تا بتواند در امان بماند. لذا تلاش میکنند با تاثیر گذاری بر انتخابات آتی این کشور همچنان حضور شان را در خاک عراق تداوم بخشند.

ترس از با اردنگی بیرون انداخته شدن از عراق و البته وجه المصالحه شدن بخاطر تغییر شرایط سیاسی در سطح منطقه و جهان، باعث به در و دیوار کوفتن رهبری مجاهدین و سردرگمی آنان شده است،سردرگمی که به علت نداشتن راه چاره، پس از این باید منتظر عوارض جدی شدت گرفتن آن باشیم.

حجت سیداسماعیلی، عضو پیشین شورای مرکزی مجاهدین خلق

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا