ملاقات با خانم صدیقه بازرگانی در دفتر انجمن نجات گیلان

چند روز پیشتر خانم صدیقه بازرگانی از اعضای فعال و مرتبط با انجمن نجات گیلان را در دفتر انجمن ملاقات کرده بودم و خبر تاسفبار درگذشت مادر ایشان خانم معصومه بازرگانی گلشن را دریافت کرده و به توصیه و درخواست ایشان و همچنین به حسب وظیفه پیام تسلیتی هم درسایت نجات انعکاس داده بودیم. امروزهم بدون اطلاع قبلی ایشان که حامل نامه ای بودند ضمن مراجعه به دفترانجمن اذعان داشتند که برف سنگین اجازه نداد که زودتر ازاین خدمت برسم و به قول و تعهد خودم در راستای رهایی خواهرم از زندان رجوی عمل کنم.
در روند ملاقات ایشان با شنیدن خبر احتمال انتقال تمام اسرای دربند زندان ساخته و پرداخته رجوی در لیبرتی به کشور رومانی درآینده نزدیک  بسیارخوشحال و شادمان شدند و افزودند که همچنانکه پیشترهم گفته بودم ما خانواده های چشم انتظار و دردمند ازظلم وجور رجوی عزم جزم داریم که خواب آرام را از چشمان بدسیرت رجوی بگیریم و اجازه ندهیم که کما فی السابق بتواند درعصر ارتباطات و تکنولوژی برتر انسانهایی را اغفال کرده و درخدمت جاه طلبی خود داشته باشد.
خانم صدیقه بازرگانی از فرهنگیان آگاه و روشنفکر با درکی عمیق از ساختار فرقه گرایانه رجوی سالیان است که برای رهایی خواهرش از چنگال رجوی تلاش میکند و البته قلم بسیار روان و روشنگری دارند که میشود به وضوح هرچه تمامتر درمتن نامه های زیر آنرا به عیان به تماشا نشست.
نامه به طاهره بازرگانی عضو اسیر لیبرتی
بنام بهترین و دوست داشتنی ترین
سلام روبی جان
خواهر عزیزم که سالهای متمادی به اجبار دور از خانواده عمر عزیزت را بسر بردی. درواقع با خودخواهی ها و زورگویی های جلاد مسعود رجوی که خفاش وارخودش را پنهان و شما را لبه تیغ مرگ قرار داده است ؛ به هدر دادی.
خواهرم روبی جان. سالهای زیادی است که تلاش میکنم تا تو را از دست مسعود رجوی خونخوار و خودپرست نجات بدهم. اینجا درگیلان با هم بندیهای شما در انجمن نجات گیلان آشنا شدم و چندین بار سعی کردم مادر(یوما جون) را به عراق به دیدار شما بیاورم ولی متاسفانه به علت بیماری وضعف جسمی نتوانست به دیدارشما بیاید و متاسفانه با چشمانی اشکبار و در انتظار دیدارر وی زیبای عزیزش که توباشی ؛ درسحرگاه روز 23/9/1392 به دیدارباقی شتافت ولی من به اوقول دادم و رویش را ازطرف تو بوسیدم و گفتم که مادرجون (یوما جون) حتما تا آخرین لحظه ای که جان دربدن دارم برای نجات روبی ازآن زندان و عذاب گاه مافیایی رجوی تلاش خواهم کرد.
خواهرم روبی. من شماره همراه خودم را برایت می نویسم که انشاء الله هم برای شنیدن صدای تو و تلاش برای نجات تو و انجام وصیت مادر؛ کاری انجام داده باشم.
حتی یک نوار کاست دوسال قبل با صدای مادر برایت فرستادم که درتمام مدت مادر(یوما جون) ازتو درخواست میکند که این چند سال آخرعمرش را درکنارتو به یاد لحظه هایی که ازاو دور بودی بگذراند. نمیدانم بدست تو رسیده است یا نه؟
خدا را شاکرم که ازادوگاه اشرف رهایی یافتید و الان دراردوگاه لیبرتی موقعیت بهتری داری. برای خروج ازآن زندان مافیایی رجوی یا به سفارت ایران درعراق و یا به صلیب سرخ جهانی پناه ببر و ازآنها بخواه که برای نجات تو کمک کنند. حال خارج ازآن زندان و حتی غیر از ایران هرکجا خواستی بروی ؛ من و دوستان  انجمن نجات تو را کمک می کنیم.
همیشه و درهمه حال ازخدا استمداد بخواه و من هم برایت دعا می کنم.
 خواهرت سوری  09369786244           امضاء: صدیقه بازرگانی 8/11/92
نامه به خانم جان هول  لوت
سرکارخانم جان هول لوت  نماینده سازمان ملل در امور انتقال اعضا گرفتار در فرقه رجوی به دنیای آزاد
با تقدیم گرمترین درود و سلام حضور شما بانوی آزاده و آزاد اندیش که درفکرنجات انسانهای دربند و گرفتارهستید.
اینجانب صدیقه بازرگانی خواهر طاهره بازرگانی یکی از اسیران دربند فرقه مافیایی مسعود رجوی هستم. این جلاد خودخواه و خونخوار سالهای متمادی با شستشوی مغزی و دروغ پراکنی خواهرمن و عزیزان دیگر را سالهای متمادی حدود 30 سال در اردوگاه اشرف و الان هم در اردوگاه لیبرتی به اسارت گرفته تا به مقاصد شوم و پلیدی که همش توهم زا و بیمارگونه است ؛ برسد.
از شما و تمام اعضای فعال بسیار متشکریم که در فکر رهایی این فرزندان خانواده های ایرانی هستید.
رجوی جلاد اینها را طعمه هایی برای جبران عقده های خودش قرارداده است ولی خودش را از انظار پنهان نگهداشته است. اگربتوانید این عزیزان مان را از چنگال این خونخوار نجات بدهید همه ما دعاگو و سپاسگزار شما خواهیم بود.
با تشکرمجدد: صدیقه بازرگانی خواهر اسیر طاهر بازرگانی
امضاء: صدیقه بازرگانی  
 

برچسب ها
سرویس محتوا

مطالب مرتبط

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن