گفتگو با خانواده ای داغدیده از سازمان مجاهدین

سران فرقه رجوی در طول سه دهه ای که از عمر نکبت بار آنها می گذرد، بارها و بارها خانواده های مختلف را داغدیده نموده اند، حال این آسیب رساندن از طریق دزدیدن فرزندان آنها باشد و یا از راه کشتن فرزندان آنها.
سران خونخوار سازمان مجاهدین در روزگارانیکه سایه صدام یزید بالا سر آنها بود به راحتی عناصر معترض خود را سر به نیست می کردند که از نمونه های آن می توان به قربان ترابی و یا آلان محمدی و نمونه های بسیار دیگر اشاره نمود و در زمان حال نیز که نمی تواند بهانه بیاورد که فلان نفر در هنگام تمییز کردن اسلحه تیر اشتباهی به خود زده، از طرق جدید آن نفرات را  از بین می برد که یک نمونه آن را در سال 1388 (مرداد ماه) همه دیدند و بسیاری از خانواده ها این جنایت هولناک را متاسفانه از نزدیک لمس کردند و با این حیله و نیرنگ سرکرده سازمان مجاهدین فرزندان آنها کشته شدند.
حمید رضا زمانی از جمله نفراتی بود که برای کاریابی به کشور ترکیه رفته بود که متاسفانه در دام حقه های سران خائن و ادم ربا سازمان مجاهدین گرفتار شده و برای کسب درآمد بیشتر با آنها به کشور عراق رفت و هنگامیکه به پادگان اشرف رسید از همان ابتدا نسبت به دروغهای سران فرقه رجوی اعتراض نمود، ولی آنها با شستشوی مغزی قوی که داشتند او را چند مدتی در پیش خودشان نگه داشتند تا اینکه خانواده او برای دیدنش به عراق رفتند و برادرش توانست در اوج خفقان او را ملاقات نماید که حمیدرضا در آن زمان نیز به برادرش گفت که نسبت به ماندن در فرقه رجوی هیچ تمایلی ندارد و در اولین فرصت از آنها جدا شده و به پیش خانواده خواهد آمد ولی افسوس که سران سازمان از افکار او آگاه شده منتظر بودند تا کوچکترین بهانه ای بدست آورده و او را سر به نیست کنند که همین اتفاق شوم نیز افتاد و در مرداد ماه 1388 سران جانی فرقه رجوی با ارتش عراق درگیری ساختگی کرده و افرادی همچون حمید رضا زمانی و حنیف امامی و امثال آنها را که با سرکرده سازمان مجاهدین و اهداف پوچ آن مشکل داشتند به جلو درگیری فرستادند و به راحتی همه آنها را از بین بردند.
امروز بعد از گذشت چند سال از آن واقعه که البته سران جانی فرقه رجوی در چندین نوبت این اعمال جنایتکارانه خودشان را تکرار کرده بودند، برادر بزرگ حمیدرضا با دفتر انجمن نجات تماس گرفته و از اعمال خبیثانه سران سازمان مجاهدین صحبت می کرد و می گفت که من در چندین مرحله عکسها و فیلمهای کشته شدن برادرم را دانلود کرده و در چندین مرحله آنها را با دقت و ظرافت تمام نگاه کردم و در نهایت به این نتیجه رسیدم که سران سازمان مجاهدین چقدر قشنگ صحنه سازی کرده بودند و حتی من می توانم به جرات بگویم که برادرم را خود سران جنایتکار فرقه رجوی کشته اند چون تیری که در قلب او جا گرفته بود خیلی تمیز شلیک شده بود و مطمئنا این کار از فاصله خیلی نزدیک انجام شده بود که قائدتا سربازان عراقی در آن شلوغی نمی توانستند افراد را اینگونه شکار کرده و از بین ببرند و من و خانواده ام به قطع یقین رسیدیم که اینکار توسط خود سران خیانتکار سازمان مجاهدین انجام شده و به همین خاطر بدنبال خون برادرم هستم و می خواهم از سازمان مجاهدین به هر کجایی که صدایم را بشنوند شکایت کنم و از آنها بعنوان جنایتکاران زمانه یاد کنم تا همه به خصوص کشورهایی که از انها حمایت می کنند بدانند که آنها از جنایتکارانی که  فقط بدنبال نسل کشی هستند حمایت می کنند.
حال می بینیم بعد از آخرین باری که سران فرقه رجوی با مظلوم نمایی خود چند نفر از عناصر معترض به اهداف پوچشان را از بین بردند، دوباره با به میان کشیدن تحویل گیری اجساد آنها ذهن کسانیکه را که چندین سال از همه جا بی خبر هستند و در ورای لیبرتی گرفتار شدند را مشغول نمایند، چون آنها می دانند که دیگر اینگونه اراجیف آنها در بیرون از فرقه خریداری ندارد و نیز مجامع بین المللی باید هر چه زودتر و قبل از اینکه سران سازمان مجاهدین به بهانه حمله گروه تکفیری داعش و غیره بقیه افراد و عناصر زندانی خود را از بین نبردند به فکر نجات جان آنها باشند.
 

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.