مهدی ابریشمچی را بیشتر بشناسیم!

در کنار مسعود و مریم رجوی تعداد زیادی از مسئولان و فرمانده هان سازمان هستند که حقیقتا جرمشان از رجوی ها کمتر نیست و در بعضی از موارد بیشتر هم هست! این جمله من به این مفهوم نیست که بخواهم از بار گناه مریم و مسعود رجوی ذره ای کم کنم اتفاقا برعکس منظور من اینست که دست پرورده های رجوی میتوانند در بعضی نقاط از خود آنها هم منافق تر و بد ذات تر شوند! یکی از این افراد مهدی ابریشمچی با نام مستعار شریف است. مهدی ابریشمچی از مسئولین قدیمی سازمان است که فعالیت خودش را در این سازمان از زمان شاه آغاز کرده بود. او اصالتا اهل آذربایجان ولی بزرگ شده تهران است و اگر اشتباه نکنم متولد 1326 است یعنی یک سال از رجوی بزرگتر است. اوهمیشه از نفرات اصلی و دست راست رجوی محسوب میشد و در تمامی تصمیمات سازمان بصورت مستقیم حضور داشت! او شوهر اول مریم رجوی است و از مریم یک دختر بنام اشرف دارد. مسئول تمامی روابط سازمان با دولت عراق مهدی ابریشمچی بود که در سازمان بآن مسئول روابط گفته میشد! تمامی اطلاعات ایران در دوران جنگ با عراق توسط مهدی ابریشمچی و تیمی که باو کار میکردند در اختیار عراق  و ارگان های امنیتی آن کشور گذارده میشد! مهدی ابریشمچی یکی از کسانی بود که همیشه بحث های باصطلاح ایدئولوژیک سازمان را تئوریزه میکرد و برای نیروهای سازمان به بحث مینشست او شخصیتا آدمی بسیار لات و بددهان بود و کسی بود که نخستین بار گفت که خانواده کانون فساد است  و اگر روزی بقدرت برسیم تمامی بنیاد خانواده را از بین خواهیم برد! مهدی ابریشمچی یکی از شکنجه گران سازمان بود. بعد از سال 1372 و اینکه بحث های طلاق اجباری در سازمان عمومی شده بود و تناقضات در بین حتی مسئولین سازمان بالا گرفته بود سازمان یک طرحی را اجرایی کرد و آن این بود که هرکس که بر سر مسائل انقلاب درونی سازمان مشکل داشت و در یک کلام مریم را قبول نداشت باو انگ نفوذی زدند و او را در قرنطینه ای که بچه ها بآنجا خروس آباد میگفتند جمع کردند و مورد شدیدترین شکنجه های جسمی و روحی قرار دادند و آنچنان شکنجه میکردند که طرف بصورت سوری هم  که شده اعتراف کند که نفوذی است و وقتی کتبا می نوشت که نفوذی بوده دیگر با دست بازتری اورا میزدنند و شکنجه میکردند بطوریکه نزدیک به ده تن از بچه ها در خروس آباد زیر شکنجه کسانی چون مهدی ابریشمچی از بین رفتند ودر بیابانهای اشرف دفن شدند! اسم خروس آباد هم از اینجا در آمد که میگفتند بلایی بر سر بچه ها میآورند که خروس از اذان گفتن میماند و مانند مرغ تخم میکند! خود شخصا بخوبی بیاد دارم در اوایل سال 1370 یا 1371 بود در نشستی که به نشست انقلاب معروف بود یکی از بچه ها بلند شد و گفت من احساس میکنم که (برادرمسعود) بخاطر شکل ظآهری (خواهر مریم) بوده که او را برای ازدواج انتخاب کرده وگرنه اگر به صلاحیت و توان حل مسئله بود مسئولین خواهر دیگر بودند در سازمان که از مریم هم بلحاظ تشکیلاتی بالاتر بودند که به یکباره مهدی ابریشمچی عصبانی شد و دیگر آن ظاهر شیک و موجه خودرا کنار گذاشت و با لحنی لمپنی و لاتی برگشت گفت که آره اصلا رهبر ما عاشق زنه! و یک حرف دیگر هم زد که به دور ازادب است که بخواهم اینجا بازگو کنم! همان جا با اینکه سن کمی هم داشتم ولی این برخورد او برایم بسیار عجیب و سوال برانگیز بود اما بعد از گذشت سالیان بخوبی دریافتم که مهدی ابریشمچی یک لحظه خود واقعیش را نشان داده است!
مهدی ابریشمچی در عین حال که بسیار آدم از نظر خودش زرنگی بود ولی بسیار آدم تعادل قوایی بود. در زمان صدام خدا را بنده نبود و هرکاری که دلش میخواست در قرارگاه های سازمان میکرد و هر چه میتوانست به زیر دستان خودش زور میگفت که نفس کسی هم بالا نمیآمد چرا که میدانستند ته خط با اداره امنیت عراق طرف هستند. اما از بعد از سرنگونی صدام حسین و استقرار نیروهای امریکایی مانند موش شده بود. من خود شخصا زمانی که اولین ملاقات فرمانده هان امریکایی با مسئولین سازمان در قرارگاه اشرف برگزار شد جزء اکیپ حفاظتی مسئولین سازمان بودم. بعد از ملاقات که تمام شده بود مهدی ابریشم چی را دیدم که با حالتی نزار و بسیار از موضع پایین کنار یکی از فرمانده هان امریکایی راه میرفت و با انگلیسی دست و پا شکسته باو التماس میکرد که ما از ابتدا مخالف صدام بودیم و به نیروهایش دستور دهد که به ما حمله نکنند! همان لحظه چیزی که از ذهنم گذشت این بود که نگاه (برادر شریف)!!! و بعد از اینکه قبول کرده بودند که تمامی سلاحها را تحویل دهند همین مهدی ابریشمچی در نشستی گفت که سر امریکایی ها کلاه گذاشتیم و باآنها توافق کردیم!
مهدی ابریشمچی بعد از طلاق از مریم رجوی با خواهر موسی خیابانی مینا ازدواج کرد. در زمان ازدواج آنها مهدی ابریشمچی نزدیک به 43 سال و مینا فقط 19 سالش بود! او تجسم همانی بودکه بعدها در نشستها ورد زبانش شده بود.(نرینه وحشی و متجاوز)! او آنچنان از زشتی ازدواج و داشتن زن و زندگی حرف میزد که پنداری خودش بادمجان یا گوجه فرنگی بوده و از زیر بوته عمل آمده است و هرگز در زندگی دور و بر زن و ازدواج نرفته است. در صورتیکه شخص او بعد از اینکه دیگر از مریم زده شده بود و جذابیتی برایش نداشت اورا به دوست خود پاس داد و رفت یکی دیگر را گرفت که بیش از 20 سال هم از خودش کوچکتر بود!
در زمانی که مریم رجوی در فرانسه توسط پلیس این کشور دستگیر و به زندان انداخته شده بود مهدی ابریشمچی یکی از بالاترین مسئولین سازمان در خارج از کشور و اروپا بود. او مشخصا تمامی خودسوزیها را درکشورهای مختلف سازماندهی میکرد و جزء اصلی ترین کسانی بود که در این رابطه نظر آخر را میدادنند!
در یک کلام مهدی ابریشمچی یکی از خراب ترین و منحرفترین کسانی بود که در سازمان دیده بودم و قطعا در ایده استخر و رقص رهایی هم که مسعود رجوی در سازمان براه انداخته بود و هر غلطی که خواستند با دختران و زنان سازمان انجام دادند نقش داشته است که قطعا بایستی روزی پاسخگوی جنایات بد حد و اندازه خود باشد!!
مراد
 

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.