ایا فرقه رجوی می تواند با روی کار آمدن دولت جدید در عراق به حیات خائنانه اش ادامه دهد؟

با گسترش تروریسم افسار گسیخته در بخش هایی از کشور عراق و حالت فوق العاده ای که در این کشور ایجاد شده است.تمرکز اصلی دولت مردان این کشور؛ روی بر گرداندن ثبات و امنیت کشور است و تا محو تروریسم در این کشور امکان ثبات اقتصادی و امنیتی امکان پذیر نیست.
در این شرایط بحرانی فرقه رجوی با استفاده از لابی های خود در امریکا به نخست وزیر عراق چشمک و چراغ می زند و خواهان ایجاد رابطه با دولت جدید است. و من غیر مستقیم اعلام کرده است که حاضر است با تمام ظرفیتش همانند دوران حاکمیت صدام حسین ؛ خدمت گزار باشد و تن به هر مزدوری بدهد.تا این امکان بوجود اید که فرقه بتواند نیروهایش را در عراق نگه دارد.
این خط و تاکتیک فرقه البته لو رفته است زیرا در اوایل نخست وزیری مالکی هم ؛ فرقه با واسطه و بی واسطه و با نامه نگاری های علنی و مخفی با ملاقات حضوری و غیر حضوری با اطرافیان مالکی خیلی دست و پا زد که نظر مساعد اقای مالکی را بخودش جلب کند.اما موفق نشد زیرا گند کاری های فرقه و جنایات بی حد و حصرش بر علیه عراقی ها و کشف و ضبط فیلم های هم دستی سران فرقه و مشخصا سر کرده فرقه در دادن اطلاعات به اطلاعات حکومت سابق و هم چنین گرفتن پول های میلیاردی و علنی شدن این فیلم ها ؛ کسی فریب نیرنگ های سرکرده فرقه را نخورد.
بجز تعدادی از عناصر سنی شریک دولت که البته انها را هم ؛فرقه سوزاند و اواره و بی خانمان کرد و همه انها مجبور به فرار از عراق یا ترک وطنشان شدند.
تعدادی از شیوخ عشایر را هم که با دادن پول هنگفت چند صباحی با خود همراه کرده بود ؛ انها هم فهمیدن که در چه دامی افتاده اند و خودشان را کنار کشیدن.
سرکرده فرقه می خواست یک واتیکان دیگر در کشور عراق ایجاد کند؛ و در درون حاکمیت و خاک عراق جایی بنام کمپ سابق اشرف را بعنوان یک سر زمین مستقل درعراق ایجاد کند. حتی تا انجا پیش رفت که در خواست خرید این قطعه از خاک عراق را داد و روی ان هم بسی مانورها داد و به هر دری که فکر می کرد شاید فرجی حاصل شود زد.
اما این حرکت انقدر احمقانه و دور از منطق بود که جای بحث نداشت. اخر کدوم وطن پرست عراقی حاضر بود در ازای پول بخشی از خاک کشورش ولو در حد یک شهرک کوچک را به یک گروه خارجی انهم با جنایات بیشماری که در عراق انجام داده است بفروشد.
سرکرده فرقه بسی وعده های توخالی و لاف و گزاف های عجیب و غریبی برای فریب اذهان اسیران در جلسات مختلف داد. که اینجا (اشرف سابق) در اینده بعنوان سرزمین مقدس و زیارت گاه ایرانیان خواهد شد. سفارت اینده ما در کشور عراق بعد از سرنگونی در همین جا خواهد بود.افراد از همه بی خبر هم ؛ به به و چهچه می کردند که خوب است زحمات بیست و چند ساله مان هدر نمی رود.
اما عرصه که تنگ شد.مریم قجر به میدان امد و با پرویی.حرف همسر فراری اش را زیر پا له کردو گفت زمین خدا بزرگ است.دولت عراق از خدا بخواهد که ما در اینجا بمانیم. الان که تحمل مارا ندارد. ما هم اینجا را ترک می کنیم.
البته اینها کلمه به کلمه و خط بخط دیکته شده شخص رجوی بود که مریم طوطی وار تکرار می کرد.
در این اوضاع و احوال اسیران نگونبخت گیج و مات و مبهوت بودن که چه را قبول کنند. لاف و گزاف های سرکرده فرقه را یا آه و ناله های رئیس جمهور حسرت بدل را؛البته عاقلان فهمیدن که نه خطی در کار است نه تاکتیکی ؛ نه استراتژی و نه مبارزه ای.بلکه انچه مد نظر است.قدرت طلبی و شهوت ریاست طلبی سرکرده فرقه است که با نگهداری اسیران با هر قیمت و بهایی ؛ قپه فرماندهی کل ارتش ازادیبخش موهوم را از دست ندهد.ارتشی که از روز اول هم جز خدمت به صدام حسین و کشتار سربازان بی گناه و جمع اوری اطلاعات برای سیستم های مختلف حاکمیت بعثی سابق کاری نکرد و مصداق همان ارتش خصوصی صدام حسین بوده است.
فرقه با توطئه گری و دخالت های افسار گسیخته در امور عراق با طرق مختلف و حتی استخدام رسمی جوانان و نوجوانان عراقی و پانسیون کردن انها در داخل کمپ اشرف علنا وارد جنگ با دولت قبلی عراق شد و انقدر این وضعیت را ادامه داد تا اینکه منجر به کشتارهای اشرف شد و تعدادی از اسیران قربانی هوس های این زوج جنایتکار شدند.
و در پایان ماجرا هم کشتار ۵۳ نفر از اسیران به زور نگهداشته شده منجر شد و مانور های تو خالی فرقه و داستان هزار اشرف.حالا در کجا و چطور و چگونه بماند. چون کسی حق ندارد از چند و چون ماجرا و اینکه چه خواهد شد از علیا مخدره و حضرتش بپرسند.
سئوال کردن و فکر کردن خارج از حیطه مشخص شده و خارج از بیانات این زوج جرم و گناهی نابخشودنی است.
با این مختصر فرقه میخواهد دقیقا همان حرکت و ریلی را که با مالکی شروع کرد و به قهر و نزاع مسلحانه کشید.با دولت جدید عراق هم شروع کند. این در صورتی است که عمده افراد این دولت همان افراد دوران نخست وزیری اقای مالکی هستند. و معجزه ای در عراق رخ نداد. که سران فرقه برای ان جیب گشاد دوخته اند.
اما سرکرده فرقه بخوبی می داند که از این نامه نگاری ها و التماس و در خواست ها از اقای دکتر العبادی ابی برایش گرم نمی شود و چیزی به فرقه نمی ماسد. اما چاره ای ندارد. می گوید سنگ مفت گنجشک هم مفت می زنیم یا می خورد یا نمی خورد.
اگر هم چیزی حاصل نشد می شود مث داستان مالکی و ان داستانها که البته چیزی که در این بین برای این سرکرده جنایتکار و همسر گلدان دزدش اهمیت ندارد جان انسانهاست.
واتفاقا دنبال این است که با به کشتن دادن اسیران لیبرتی با یک خیمه شب بازی و وارونه جلو دادن حقایق چند صباحی به حیات ننگین اش در عراق ادامه دهد.
البته سرکرده فراری فرقه که در ساحل امن است و مریم قجر هم که در قلعه اور مشغول دزدی و کلاه برداری خودش هست. این وسط اسیران نگونبخت هستند که قربانی شهوات این زوج شیطان صفت هستند.
بنابراین تمام حرکات و تاکیتک ها و دجالگری های فرقه در عراق لو رفته است و کسی در حاکمیت عراق ارزشی برای این پیغام و پسغام های سرکرده فرقه قائل نیست.
فقط یک تاکتیک لو رفته است انهم برای خوش کردن دل اسیران در زندان لیبرتی که شاید مدتی باعث فروکش کردن فشار افراد روی تشکیلات و جلوگیری از طغیان انهاست.
البته با توجه به دگر دیسی فرقه در عراق و روشدن ماهیت شخص رجوی برای اسیران؛ دور نیست روزی که انفجار و طغیان اسیران بر علیه تشکیلات جهنمی غل و زنجیرها پاره شوند و خودشان را از چنگال خونین گماشتگان مریم قجر گلدان دزد و همسر فراری اش نجات دهند.
مجتبی رشیدی
 

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.