شورا نگو، سازمان رجوی در شکل و رنگ دیگر

سازمان مجاهدین به سر کردگی رجوی به خاطر اینکه از غافله عقب نماند و خودش را در قیاس با یک آلترناتیو به بیرون عرض اندامی کند، آمد و شورائی را بنام شورای به اصطلاح ملی مقاومت تشکیل داد. حقیقت امر این است وقتی صحبت از شورا می شود باید افراد مخالفی باشند ولی اگر کمی با دقت نگاه شود خواهیم دید اساسا رجوی دنبال چنین افرادی نبوده و نیست و البته خودش هم بارها گفته ای کاش کسانی بودند در مبارزه که تاثیر بسزائی داشتن ولی همه اینها یک کاش و یک خیال خام است. برای همین هم رجوی فقط نام طرف برایش کافی هست.رجوی دنبال کسی  می گردد که فقط از ایران خارج شده و یک اسم و القاب مهندس و یا دکتر دارد  وی را وارد شورا کرده است و به وی شخصیت مخالف نظام و عنوان رئیس یک ائتلاف کرده پوشالی داده است.. جالب توجه آن که رئیس جمهور شورا را همسر غیرشرعی اش مریم قجر معرفی کرد و خودش هم مسئول شورا شد.  این شورا که 95 درصد آن را اعضای خود سازمان تشکیل می دهند و تماما خود سازمان است که نفرات خودش را به عنوان  مسئولان کمیسیون ها معرفی شده اند. کلا رجوی تمام کارهایش در تشکیلات هم اینگونه بود افراد را انتخاب می کرد و سر موضع می گذاشت سپس در یک رای گیری فرمایشی وی را می آورد و کسی هم حق مخالفت نداشت.و این آدم متقلب و درغگو تازه می گوید این افراد در دوران 6ماهه (یا گذار) مثلا اول حکومت مسئولیت دارند و بعد از ان مردم هستند که باید افراد ذیصلاح را انتخاب کنند. اما ضوابط شورای خود ساخته رجوی این که با یک کار توضیحی از جانب رجوی باید اعضاء قانع شوند و حرف حرف آقا مسعود است و بس و مخالفتی در کار نیست.وی خودش می برد و  خودش هم می دوزد و این قواره را همگان باید بر تن کنند اما و اگر نداریم؟!  چون وقتی طرحی یا پیشنهادی ارائه می شود تمام اعضای از قبل با آنها هماهنگ شده است و مخالفی وجود ندارد. اخیرا هم یکی یکی آن چند نفر هم که با تطمیع تا حال نگه داشته شده  بودند دارند جدا می شوند و ریزش شروع شده است و پوشالی بودن این شورا تازه دارد برای همان عده هم بر ملا میشود.  البته از قبل تر هم معلوم بود ولی برای خوش گذارانی و آب و هوائی عوض کردن در عراقی که هنوز صدام بود و رجوی هم بهش می بالید خوب بود دیگر صدام هم نیست و تعادل قوا هم به نفع سازمان نیست که بماند. رجوی ضعیف و فراری و افراد همگی مسئله دار شدند. کاخ اشرف هم با بدترین شکل از آنها گرفته شد. دیگر چه چیزی مانده است؟
تا همین جا هم رجوی تا الان هم فقط وقت کشی کرده است و الا چه شورائی. رجوی همان ضوابطی را که در تشکیلات خودش بنا کرده بود دگم و خشک و با اعتقاد بر اینکه فرامین فقط باید از بالا به پائین و بدون چون و چرا آدمها مثال گوسفند قبول داشته باشند و هر گونه نظر مخالف و یا انتقادی بشدت سرکوب و توهین به آقا مسعود بود و این را در اذهان جا انداخته بودن در بهترین شکل افراد  2 درصد بیشتر حرف مسعود را نمی فهمند و وی تحقیر و توهین سایرین برایش عادی شده بود و تمام افکار ابلهانه خودش را در این جمع مثلا شورا هم به اجرا در می آورد.
هر چقدر که خود تشکیلات رجوی پوشالی ودر دنیای خیالی و حبابی بنا شده این شورا هم به همان میزان در پیتی و مسخره می باشد. نکته مهم در رابطه با ایران این که با سایر کشور ها تفاوت  دارد نه غیر از مجاهدین اپوزیسیون دیگری وجود دارد نه چیزی بنابر این تمامی افرادی که به شورای رجوی را پیدا کردند افراد عادی هستند که رجوی زیادی بزرگ کردند والا انها سالهاست در خارجه مشغول زندگی خودشان یادم هست در دوران خاتمی آقای متین دفتری با سیاست رجوی مخالف بود و چرندیات وی را قبول نداشت سرها جبهه گیری بر علیه ایشان شروع شد که مدتهاست بریده و دارد چراغ سبز می دهد و می خواستند قبل موضع گیری خودش وی را بنا به گفته خود رجوی رژیم مال کنند. رجوی هیچ وقت دوست ندارد. کسی به سیاستش و تحلیل هایش ایردی بگیرد و فقط انتظار تعریف و تمجید دارد و خدا را شکر که اندک افرادی که برای انها مانده اند هم دارند متوجه می شوند از رجوی فاصله می گیرند.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.