نامه ی سرگشاده به وزیر خارجۀ ایالات متحدۀ آمریکا

وزیر خارجۀ محترم ایالات متحدۀ آمریکا آقای جان کری،

 آقای وزیر،

 من یکی از قربانیان فرقه رجوی هستم که به مدت ۲۰ سال بطور حرفه ای در تشکیلات مخوف فرقۀ رجوی بودم که سرانجام با ورود نیروهای آمریکایی به عراق و در اختیار گرفتن قرارگاه اشرف توانستم از آن جهنم رجوی ساخته و فرقۀ ضد انسانی بگریزم و اکنون در فرانسه پناهنده هستم.

 اقای وزیر

پیام عاشورائی جنون آمیز اخیر مسعود رجوی که بوی خون وخشونت ازآن باستشمام می رسد، من و بسیاری از دوستانم که ازاین سازمان جدا شدیم و هم چنین خانواده های این اسیران را نگران کرده است زیرا این جانب با تجربه چندین سال که از رهبری این سازمان دارم شاهد سرکوب هر گونه فکر و اندیشۀ مخالف و منتقد سیاستهای رهبری این سازمان با تحقیر و توهین و شکنجه و زندانی کردن و حتی قتل افراد بوده ایم.

 و به اطلاع شما بعنوان وزیرخارجه امریکا می رسانیم که این سازمان دیگر سالیان متمادی است که یک سازمان مبارز برای تحقق آزادی و دموکراسی در ایران نیست بلکه یک فرقه با اعتقادات و اجبارات و تابوهای فکری و ذهنی مغایر با اصول و عرفها و نُرمهای انسانی و جهانی است. به عنوان مثال رهبری این سازمان فقط برای حفاظت خودش در عراق و ضمن تلاش و اصرار برای باقی ماندن در آنجا و جلوگیری از فروپاشی تشکیلاتش همچنان از تمام علائق و عواطف و دیدارها و حتی ارتباطات خانوادگی چه با نامه و چه با تلفن و وسایل ارتباطی امروز جهانی در این عصر ارتباطات جلوگیری می کند و در این سازمان تماس افراد با خانواده هایشان حتی آنها که در داخل کمپ سازمان هستند و خبر یافتن آنها از همدیگر و استفاده از رسانه ها نه تنها اینترنت و تلفن و موبایل و مطبوعات و کانالهای تلویزیونی بلکه حتی داشتن و گوش دادن رادیو و خواندن کتاب و نوشتن آنچه فرد خودش می خواهد هم ممنوع است.

 همچنین اوضاع امنیتی، ایمنی، رفاهی، درمانی، روحی و جسمی ساکنان با توجه به کارشکنی ها و ممانعت های مسئولین فرقه فوق العاده وخیم است.

 اغلب اعضا، که گرفتار فوبیای ناشی از عملکرد سیستماتیک و طولانی مدت مانیپولاسیون ذهنی در محیطی ایزوله هستند، بر خلاف میل خود در آنجا نگهداری میشوند.

دسترسی به افراد ساکن در اردوگاه با توجه به ممانعت های فرقه و مماشات مسئولین ذی ربط، حتی از جانب نزدیکانشان هم، غیرممکن است.

 کنترل شدید و مطلق رهبری فرقه بر ساکنان اردوگاه لیبرتی همچنان بعد از ده سال از سقوط صدام حسین ادامه دارد.

 یکی از اولیه ترین حقوق شناخته شده بین المللی برای هر فرد در هر کجای دنیا، حتی برای خطرناک ترین زندانیان، حق دیدار و ارتباط با افراد خانواده و اقوام نزدیک است. این حق مسلم سالهاست که از ساکنان اردوگاه لیبرتی که همچنان تحت سلطه و سیطره مخرب روانی مسعود رجوی و سران دیگر این فرقه بسر می برند کاملا سلب شده است. این دقیقا کارکرد مانیپولاسیون مخرب فرقه ایست که سالهاست بر روی اعضای فرقه رجوی در محیط های ایزوله ای همچون پادگان اشرف و اردوگاه لیبرتی (و حتی در خانه های جمعی در غرب همچون مقر اقامت مریم رجوی در اورسورواز در حومۀ پاریس که همانند یک پادگان نظامی است) اعمال می گردد.

 ناظران ملل متحد در عراق می گویند: “ساکنان اردوگاه و بستگانشان حق دارند با یکدیگر در ارتباط باشند. در عین حال افراد آزادند تا تصمیم بگیرند که آیا می خواهند چنین ارتباطی داشته باشند یا خیر. این حق انتخاب باید به خود فرد داده شود و موضوع به خودش مربوط می شود”.

 مشکلی که در حال حاضر وجود دارد همین “حق انتخاب” است که معلوم نیست حقیقتا وجود دارد یا نه. باید مطمئن شد که انتخابی آزادانه و مختارانه صورت می گیرد و فاکتورهای روانی، که از تکنیک های بکارگیری و اعمال آن ها در محیط های ایزوله فرقه ای به مدت طولانی آگاه هستیم، دخیل نیستند.

 مقامات ملل متحد اذعان دارند که افراد در داخل اردوگاه با شنیدن نام اعضای خانواده خود وضعیت عصبی عجیبی پیدا کرده و فورا حالت تدافعی می گیرند. کاملا بر اساس کارکردهای کنترل ذهن مخرب فرقه ای مشخص است که این افراد در برابر واژه “خانواده” کاملا مغزشوئی شده و ناخودآگاه آن را مترادف با شیطان می پندارند و از آن فاصله می گیرند.

 در ذهن افراد در داخل اردوگاه آن قدر فوبیای خانواده، بر اساس یک تکنیک کنترل ذهن مخرب فرقه ای، کاشته شده است که فورا در برابر پیشنهاد ارتباط با خانواده (مترادف با ارتباط با شیطان) واکنش نشان داده و عقب می کشند. رجوی خوب می داند که دیدار با خانواده و زنده و بیدار شدن عواطف و احساسات در فرد و مطلع شدن از اوضاع خارج از اردوگاه بلافاصله تأثیرات مغزشوئی را از بین برده و راه فراری برای ذهن مسدود و بسته فرد به سوی آزادی و رهائی فراهم می نماید.

 از نظر سران این فرقه هر کس در پشت دیوارهای لیبرتی به کمک آنان آمده و حتی افراد خانواده های ساکنان کمپ و پدر و مادرهای پیر ۸۰ تا ۹۰ ساله از جانب وزارت اطلاعات ایران فرستاده شده است، و در عراق از نخست وزیرسابق عراق نوری مالکی گرفته حتی سفیر آلمان در عراق از رژیم ایران دستور می گیرند و صرفا آمده اند تا آن ها را ببندند و تحویل ایران بدهند تا بعد شکنجه و اعدام شوند.

 اقای وزیر هم چنین اطلاع کامل دارم که:

 مسئولین سازمان با توسل به هر وسیله ممکن از دیدار نمایندگان ملل متحد با ساکنان لیبرتی ممانعت به عمل می آورند. حتی یک فرد را به جای فرد دیگری برای مصاحبه می فرستند. افرادی که با ناظران ملاقات می کنند ادعا می کنند که هیچ کارت شناسائی ندارند حال آن که به هیچ عنوان چنین نیست چون هر زمان که لازم باشد حتی گذرنامه اروپائی هم رو می کنند. مواردی بوده که از گذرنامه فردی که در اشرف فوت کرده به عنوان کارت شناسائی برای انتقال فرد دیگری به البانی استفاده شده است.

 همچنین تمامی ساکنان لیبرتی روند درخواست حفاظت را طی کرده اند. زمانی که ناظران ملل متحد می خواهند برای انگشت نگاری یا عکس برداری و غیره وارد اردوگاه شوند سازمان عده ای را جلو انداخته و دست به شورش و اغتششاش می زنند و مانع از انجام وظیفه ناظران می گردند.

 بر اساس قوانین بین المللی، صلیب سرخ جهانی مسئول رساندن نامه های بستگان به ساکنان است. اما در هیچ شرایطی افراد تنها نیستند تا این نامه ها به آن ها داده شود. در مواردی گویی که پاکت نامه حاوی باکتری آنتراکس (سیاه زخم) باشد حتی حاضر به لمس کردن آن هم نیستند که معلوم است از عواقب این کار در داخل تشکیلات به شدت واهمه دارند. واکنش ها آمیخته ای از ابراز تنفر همراه با ترس است که حالت غیر عادی فرد را به خوبی نشان می دهد.

 آنچه بر کسی پوشیده نیست اینست که رجوی با پیام عاشورا اخیرخط قرمز مطلقی بین ساکنان لیبرتی و بیرون از اردوگاه کشیده است و این به تنهائی اثبات می کند که سازمان مجاهدین خلق به رهبری مسعود رجوی یک فرقه مخرب کنترل ذهن است. برای همگان روشن است که ترس رجوی از دیدار اعضای فرقه اش با خانواده های شان بالاتر از ترس وی از هر چیز دیگری است. دلیل آن هم واضح است. همان طور که همه دانشمندان علوم فرقه ای متفق القول هستند این امر منجر به جداشدن های بیشتر و باز هم بیشتر و حتی دشمنی آنان با رجوی خواهد شد و لذا رجوی ترجیح می دهد که هر روز موشک و خمپاره بر سر پیروانش ببارد اما پیروانش دیداری با بستگان و اقوام شان نداشته باشند

 اقای وزیر

 خانواده ها به شدت نگران سلامت جسمی و روحی عزیزان شان هستند. آنان از زمان سقوط صدام حسین یعنی به مدت ۱۰ سال است که در تلاشند تا خبری از عزیزان خود به دست آورند. آیا باید نشست و منتظر ماند تا رجوی آنان را یک به یک به کشتن دهد؟

 لذا از شما بعنوان وزیر خارجه امریکا درخواست دارم که برای نجات جان اسیران لیبرتی مداخله کرده وآنان را از چنگال رجوی خون اشام نجات دهید.

 با تشکر

 غفور فتاحیان

 انجمن یاران پاریس

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.