نامه سرگشاده علی اکبرراستگو به آقای جولیو ترزی (وزیر سابق ایتالیا)

وزیرامورخارجه سابق ایتالیا
جناب آقای ترزی!
در مصاحبه ای که شما درتاریخ ۱۷ ژوئن ۲۰۱۵ باروزنامه ایتالیایی ایل گارانیستا۱) داشته اید، شورای ملی مقاومت را به عنوان یک “ائتلاف از سازمان ها، گروه های ایرانی و دموکرات ساکن خارج از کشور” توصیف کرده اید.
صحیح این است که شورای ملی مقاومت بازوی سیاسی سازمان مجاهدین خلق می باشد. اگر چه پس از تاسیس این شورا در سال ۱۹۸۱ علاوه بر ابوالحسن بنی صدررئیس جمهور سابق جمهوری اسلامی، حزب دموکرات کردستان ایران، جبهه دموکراتیک ملی (پیروان محمد مصدق) و گروه های استالینیستی مختلف به آن پیوستند۲)، اما در سال ۱۹۸۲ ابتدا بنی صدر۳) وبعد در سال ۱۹۸۴ بسیاری از گروه های دیگر، که مانند ایشان با سبک رهبری مطلق مسعودرجوی و هژمونی مجاهدین درشورای ملی مقاومت مخالف بودند، از این شورا جداشدند.۴)
علاوه بر این گفته شده که “نمایندگان اقلیت های قومی و مذهبی مانند کردها، بلوچ ها، یهودی و زرتشتی در شورای ملی مقاومت حضوردارند “.
این موضوع نقاط قوتی برای شورای ملی مقاومت نمی باشد چراکه هم اکنون هم درمجلس ایران، طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی، پنج کرسی برای نمایندگان اقلیت های مذهبی درنظرگرفته شده است. ماده ۱۳ از قانون اساسی، شهروندان ایرانی باعقاید زرتشتی، یهودی و مسیحی را به عنوان اقلیت های مذهبی به رسمیت می شناسد که مسائل شخصی و تحصیلات دینی خود را طبق قوانین مذهبی خود انجام می دهند. اگراین موضوع نقطه قوتی باشد، پس باید جمهوری اسلامی را سکاندار آزادی مذاهب و دموکراسی دانست!
مهم ولی اینست که این ادعای آزادی مذاهب و عقاید دگراندیشان بطور واقعی نیزعمل شوند.
آقای ترزی شما در این مصاحبه از خواست های جوانان ایرانی صحبت می کنید: “… آزادی بیشتردرمدرسه، در کسب اطلاعات، در زندگی روزمره …”. آیا شما واقعا ایمان دارید که این خواست ها را سازمانی می تواند پاسخ بدهد که اعضای خودش را ده ها سال دریک قرارگاه تحت کنترل دقیق قرارداده، مانع دسترسی آنها از اطلاعات و رسانه های مستقل شده و بر همه تماس های اجتماعی آنان کنترل کامل حکمفرما کرده بود؟
شما اشاره می کنید که مبارزه علیه داعش “بیفایده” است اگر بنیادگرایی اسلامی همچنان “ازتهران حمایت” بشود. شما می گویید که “فرقه گرایی شیعه” مانند “ماشه” ای جهت “افراط گرایی بخش های بزرگی از جهان اهل سنت” عمل می کند.
با این نظرچگونه می توانید بطورجدی براین باور باشید که سازمانی مثل مجاهدین با کیش شخصیتی فرقه ای قوی در رهبران آن مسعود و مریم رجوی و ساختارفرقه ای سخت براساس تلقین رادیکال برروی اعضا علیه مخالفین، جهت رفع تشنج در انبار باروت منطقه ای ومذهبی می تواند عمل کند درحالیکه خود این سازمان از سالیان دورمردم ایران را به “شورش و سرنگونی رزیم”۵) تشویق می کند تا بعد این سازمان را به قدرت برسانند!!!!
نکته دیگر در مصاحبه شما، فراخوان جهت پذیرش افراد کمپ لیبرتی درایتالیاست که می تواند مورد حمایت قراربگیرد ولی شما باید با دقت بنگرید که آیا سازمانی که شما بعنوان “… تنها راه حل برای آینده ایران”۶) از آن نام می برید شایسته این نام هست یا حق با افراد جداشده، منتقدین، سازمان های حقوق بشر و کارمندان سازمان های امدادگر وهمچنین همه کسانی که نگاهی انتقادی به سازمان مجاهدین خلق داشته اند،می باشد که به این سازمان اتهام ساختارفرقه ای، کیش رهبری، تلقین و سرکوب، بدرفتاری با اعضاء، قطع رابطه باجهان خارج و واقعیت و درک ویژه ای از دموکراسی می زنند.
آقای ترزی!
شما نمی توانید برای مبارزه با بنیادگرایی و رادیکالیسم از سازمانی حمایت کنید که ایدئولوژی آن بنیادگراتر و رادیکالتر می باشد.
شما نمی توانید به تروریسم و خونریزی خاتمه بدهید از طریق حمایت از سازمانی که سالیان سال خونریز و خشن بوده و هنوز هم برای «آزادسازی» ایران تنها راه را سرنگونی (خشونت بار) حکومت می داند.
هر چقدرکه ظاهر مجاهدین دموکراتیک و غرب پسند باشد، یک نگاه به درون، چهره واقعی آن را بسرعت نمایان می سازد!
علی اکبرراستگو
 

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.