سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین خلق و مسئول اول جدید

امسال ۱۵ شهریور، سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین خلق است که این سازمان درست ۵۰ ساله میشود. این در شرایطی است که فرقه رجوی چه در عراق، چه در آلبانی، و چه حتی در اروپا وضعیت نامعلوم و مبهمی دارد و خصوصا بعد از به امضاء رسیدن توافق هسته ای، فضای یأس و ناامیدی و مسئله داری و به اصطلاح “طلبکاری”، بنا بر اظهارات درونی خود مسئولین سازمان، در همه جا حاکم می باشد.
 
اطلاع دارم که از این رو فرقه رجوی قصد دارد برای غلبه بر این وضعیت فراگیر “طلبکاری”، مراسم سالگرد سازمان را هرچه گسترده تر و با تبلیغات بالا به اجرا در آورده و متعاقب آن با معرفی مسئول اول، یک سلسله نشست های ایدئولوژیک درونی را برگزار نماید. اما واقعیت موجود اینست که سازمان بعد از پنجاه سال به اصطلاح مبارزه، با به هدر دادن عمر و جان و مال و کار و زندگی بهترین جوانان این مرز و بوم، در بن بست مرگباری قرار دارد که مسئول آن کسی به غیر از شخص مسعود رجوی نیست.
 
آنچه از پیام های رسیده استنباط میشود اینست که این روزها در ذهن اعضا و هواداران فرقه رجوی مسئله داری موج میزند. بسیاری می پرسند که بعد از این همه همکاری با صدام حسین و آنگاه همسوئی عملی با جنگ طلبان آمریکا و اسرائیل و سپس حمایت از امثال النصره و داعش چه چیزی عاید سازمان شده و به کجا رسیده و چه چشم اندازی پیش روست. برخی پرسیده اند که اصلا استراتژی سازمان مجاهدین خلق چیست و برای رسیدن به قدرت در ایران که همیشه داعیه آنرا داشته چه برنامه ای را دنبال میکند. یک سؤال جدی که به مذاق مسئولین خوش نیامده در خصوص این ادعای رجوی در گذشته است که بعد از کنار رفتن نوری المالکی سازمان به اشرف باز خواهد گشت که اکنون مشخص شده که حتی لیبرتی را هم حفظ نخواهد کرد. البته طبق روال همیشه همچنان سؤالات و تناقضات با جار و جنجال تبلیغاتی و سرکوب روانی حل و فصل می گردند.
 
مخفی شدن طولانی مدت رجوی، بی آیندگی در عراق که مسلم شده مابقی نیروها هم می بایست عراق را ترک کنند، انحلال عملی ارتش آزادیبخش ملی و تعطیلی مبارزه مسلحانه، نامشخص بودن آینده نیروهائی که به آلبانی رفته اند، توافق هسته ای ایران با غرب که بازی اسرائیل و فرقه رجوی را به انتها رساند، و عدم اطمینان از وضعیت فرقه حتی در مقر مریم رجوی در پاریس ابهاماتی است که مسئولین سازمان پاسخ قانع کننده ای برای آنها در برابر اعضا و هواداران ندارند. مشخصا پرسیده شده است که سازمان مجاهدین خلق تاکنون چه دستاوردی برای مردم ایران به ارمغان آورده و کدام مشکل را از مبارزه حل کرده و چه عملکردی در کارنامه خود به غیر از ایستادن در کنار صدام و اسرائیل و القاعده داشته است.
 
در سازمان اخیرا مجددا بحث “طلبکار” و “بدهکار” را مانند دوران های مختلف انقلاب ایدئولوژیک براه انداخته اند. مسئولین معترفند که فضای “طلبکاری” در سازمان اوج گرفته و میخواهند به هر ترتیب شده از این فضای مسئله داری بکاهند. وقتی یک عضو یا هوادار قدیمی می پرسد که چرا یک سازمان نافی استثمار و ضد سرمایه داری و ضد امپریالیست و مدافع مقاومت فلسطین را به عمله دست چندم اسرائیل تبدیل کرده اید فورا او را با مارک “طلبکار” محکوم میکنند و وادارش می نمایند تا مشکل طلبکاری خود را بخواند و از خود انتقاد نماید.
 
این روزها برای فائق آمدن بر فضای مسئله داری بحث “طلاق طلبکاری” را براه انداخته اند. به افراد گفته میشود که: “باید شرایط را بفهمید و قبل از طلبکار شدن از سازمان باید اول به اشتباهات فردی خود پی ببرید، آنگاه متوجه میشوید که اتفاقا شما به سازمان بدهکارید”. افراد مسئله دار نهایتا با ترفندهای کار روانی فرقه ای طی جلسات متمادی وادار میشوند تا اعتراف نمایند که: “کوتاهی از خودم بود، به وظایفم عمل نکردم، از دستورات سازمان سرپیچی نمودم، به فکر زندگی خودم بودم، و بعد برای سرپوش گذاشتن بر کم کاری ها و خرابکاری های خودم طلبکاری کردم در حالیکه باید بدهکار باشم و اکنون به اشتباه خودم پی بردم”.
 
فضای مسئله داری یا به قول سازمان “طلبکاری” در افراد قدیمی تر شدت بیشتری دارد و به یک جریان دنباله دار تبدیل گردیده است. نیروهای قدیمی که دانش و تجربه ای از ارتباطات با بیرون از سازمان در گذشته داشته اند می پرسند که چرا تاکنون حتی یکی از وعده های رجوی محقق نشده است و چرا آنها را با راه حل سوم و سرنگونی نوری مالکی و دعوای هسته ای و غیره سرگرم نگاه داشته و حقیقت به بن بست رسیدن سازمان را برملا نمیکنند. از این رو سازمان قصد دارد نیروهای قدیمی را کنار زده و نیروهای جدیدتر که علم و تجربه کمتری داشته و تبعیت محض دارند را جایگزین نماید. این نیروها را هم با دادن رده های کاذب و وعده و وعید راضی نگاه داشته و حتی به جان نیروهای قدیمی می اندازد. منحل نمودن شورای رهبری و جایگزینی آن با شورای مرکزی هم به همین دلیل بود که بسیاری از کادرهای قدیمی شورای رهبری به شدت مسئله دار بودند و به این ترتیب کنار گذاشته شدند.
 
آنطور که اطلاع یافته ام سازمان قصد دارد برای باز کردن باب جدیدی در نشست های انقلاب و همچنین غلبه بر به اصطلاح “طلبکاری” و ایجاد فضای سرکوب نیروهای قدیمی، چه مرد و چه زن، در سالگرد ۵۰ سالگی سازمان مجاهدین خلق “نرگس قجر عضدانلو” بسیار جوان و بی تجربه را به عنوان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق معرفی نماید. البته ناگفته نماند که پدر و مادر نرگس، یعنی محمود قجر عضدانلو و شهرزاد صدر حاج سید جوادی نیز در رده همان نیروهای قدیمی مسئله دار هستند که حالا باید به این شکل در برابر فرزندشان طلبکاری های خود را خوانده و بدهکار شوند. امثال نرگس که در سازمان مجاهدین خلق به دنیا آمده و بزرگ شده اند هیچ تجربه ای از دنیای خارج از فرقه ندارند و لذا چشم بسته اعتماد نموده و حتی سؤال هم نمی پرسند.
 
البته و صد البته این ترفندهای نخ نمای تکراری دیگر هیچ یک از دردهای بی درمان فرقه رجوی را درمان نمیکند و عاقبت محتوم پشت کردن به اصول، بن بستی است که سازمان هم اکنون در آن گرفتار است و این حاصل کار رجوی است.
 

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.