فاجعه انسانی در فرقه رجوی

فرقه رجوی روابط و عواطف خانوادگی را جرم می داند، عاطفه یعنی حیات و زندگی و نفس کشیدن، و کسی که مانع و سد آن شود، یعنی عاطفه ها را ذبح می کند، در واقع انسان ها را هدف قرار داده و ذبح کرده و در یک کلام قاتل است و مجرم. اکنون در فرقه رجوی سال ها است این فاجعه تکرار می شود و انسان ها و عواطف آن ها ذبح می شود و دستور ایدئولوژیک و تشکیلات رجوی و سرلوحه مبارزه فرقه مرگ عاطفه ها است و عضو، دارای عواطف انسانی مطرود است. شاید باور نکردنی و عجیب باشد! که چرا و به چه دلیل سازمان هدف و جنگ خود را با عواطف انسانی خانواده ها اعلام کرده است.
این موضوع بسیار عجیب و باور نکردنی است ولی وجود دارد. به راستی این صحنه های تکان دهنده نقص حقوق بشر و تروریسم تا کی باید تکرار شود و آیا کسی نیست از مریم قجر عضدانلو و مسعود رجوی حساب رسی کند و از آن ها بپرسد که بر اساس کدام میثاق بین المللی و کدام شرع و قانون و مانیفست حقوقی، تبادل احساسات و عواطف خانوادگی را جرم می شناسی و از آن جلوگیری می کنی؟
اکنون وظیفه ما جدا شده ها از فرقه رجوی است که به عنوان افرادی مسئول و معتقد به موازین انسانی و حقوقی از مسعود و مریم خائن بخواهیم که به جای اتهامات بی پایه و اساس، تهدیدات غیر قانونی و فحاشی و حق کشی در باره نفرات اسیر در اسارتگاه لیبرتی و همه اعضایی که امروز خواهان جدایی از این فرقه کثیف رجوی و تشکیلات هستند روشی اتخاذ شود که پیش از این که اعضاء قربانی زد و بند های چرکین سیاسی و مریض گونه ایدئولوژیک رهبران فرقه شوند به خاطر بقدرت رسیدن (که حاصل آن بجز فاجعه انسانی و قربانی شدن آنان نیست) دست از روش های غیر انسانی برداشته و به آزادی این افراد و انتقال آنان به کشورهای امن و آزاد کمک نمایند.
مرگ های دردناک و غیر انسانی اعضاء جدا شده و معترض می باید نقطه عطفی برای جوامع بین امللی و حقوق بشری باشد تا رهبران فرقه را مستقیماً مسئول حفظ جان اعضاء و وابستگان آنان بدانند.
کسی نیست از رجوی بپرسد که چرا به پدران و مادرانی که برای دیدار عزیزانشان سختی راه و گرمای طاقت فرسای عراق را بجان خریده اند به آنان تهمت جاسوس و رژیمی می بندد و آنان را مزدور و اطلاعاتی می نامند در صورتی که آنان را مشاهده کنید، دارای صورت های چروکیده و دست های پینه بسته و قامت های خمیده هستند که بعد از سال ها در انتظار ملاقات با عزیزان دلبندشان در پشت دیوارهای بلند نشسته اند.
راستی چرا مسئولین فرقه که سال ها خانواده ها را حامیان مقاومت می دانستند و امروزه در مقابله ای هیستریک در پی خفه نمودن صدای اعتراض و درخواست آنان که فقط برای دیدار و ملاقات عزیزان اسیرشان در لیبرتی است می باشند. چرا رجوی دیکتاتور از رسیدن صدای خانواده به گوش اعضا و افراد لیبرتی این گونه وحشت زده شده است؟
حال قضاوت را به عهده خوانندگان می گذاریم.
خانواده هایی که به عشق دیدار فرزندانشان به عراق می روند مزدورند یا رجوی که به ملت و کشورش خیانت کرد، یا در حمله به کشورش با دشمن همکاری اطلاعاتی و نظامی نمود، یا از تحریم کشورش توسط قدرت های استکبار و امپریالیستی حمایت کرد، یا اطلاعات هسته ای و مردم ایران را به بیگانگان فروخت، مزدور رجوی است که حاضر به نابودی کشورش شد.
 

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.