چه باید کرد!؟

دومین سری ازخانواده های اسیران دربند فرقه  تروریستی رجوی که به امید ملاقات با عزیزانشان به اسارتگاه لیبرتی رفته بودند متاسفانه با قلبی آکنده ازغم واندوه وچشمانی اشکبار وبا دستان خالی به میهن بازگشتند.درحالیکه انها ازخود می پرسند چرا واصولا چه باید کرد؟ این داستان تلخ وآمیخته با درد و فراقی است که ازسال 83 تا کنون ادامه دارد وداستان همچنان باقی است روزگارغریبی است نازنین .داستان ما سرگذشت خانواده هایی است که بعد ازسالیان بی خبری با قلبی مملو ازدردورنج وبا کورسو امیدی بیش ازده سال است که خود را به درب ودیواراسارتگاههای اشرف ولیبرتی می کوبند وآزادی عزیزانشان را فریاد می زنند ولی متاسفانه صدایشان به جایی نمی رسد به راستی چرا وگناه آنها چیست؟ مگر آنها چه کردند جزتحمل رنج ومشقت دوری عزیزانشان،چرا گوش شنوایی برای خواسته های آنها نیست؟ در وانفسایی که خبرغرق شدن یک کودک سوری به حق احساسات و عواطف تمام مردم دنیا را به جوش وغلیان درمی آورد ویا خبر آوارگان سوری نقل قول تمامی رسانه و سازمانها و محافل حقوق بشری است ودرشرایطی که سازمان حقوق بشر با گزارشات نماینده اش آقای احمد شهید تمامی موارد نقض حقوق بشررا به ادعای خودشان دیدبانی می کنند پس چرا همین سازمان حقوق بشری علارغم ارائه انبوه اسناد ومدارک مستند ازدرد ورنجی که اسیران دربند فرقه وخانواده های آنها طی سالیان کشیدند به نماینده اش،چشم وگوش خود را بسته است؟! چرا فریادرسی برای آنها نیست !؟
درپاسخ به انبوه سئوالات خانواده ها متاسفانه باید به این واقعیت تلخ و دردآور اذعان کرد که ما دردمان ازخودمان است.همه ما کمترین تردیدی نداریم که مقولاتی همچون حقوق بشر،رعایت حقوق شهروندی، منشور ملل، حق آزادی وبرخورداری ازحق تعیین سرنوشت ومسیرزندگی همه درراستای قطب بندی،منافع سیاسی واقتصادی کشورهای صاحب سلطه است واینچنین حقوق بشر وموضوع  تروریست خوب وبد تفسیر ومعنا می گردد.
نقش ومسئولیت ما اعضای جدا شده که سالیان ازبهترین روزهای زندگی خودرادرسراب آرمان خواهی وتوهم مبارزه برای آزادی،سعادت،رفاه وخوشبختی خلق درجهنم مناسبات رجوی واسارتگاههای اشرف ولیبرتی وزمین های خشک وسوزان عراق باختیم وبعد ازرهایی ازاسارت ذهنی وعینی با خود عهد بستیم که علارغم اختلاف سلیقه ودیدگاههای متضاد سیاسی وعقیدتی وبعد مکان وزمان برای آزادی هم بندان سابق خود وافشای جنایاتی که سالیان فرقه رجوی برهمه ما روا داشت لحظه ای ازتلاش بازنایستیم وبعد ازآن هرکدام ازما با تاکید بر بدیهی ترین حقوق انسانی یعنی حق انتخاب آزادانه مسیرزندگی تصمیم به بازگشت به سرزمین مادری ویا کشورهای اروپایی گرفتیم وفارغ ازدرست ویا غلط بودن تصمیمی که گرفته بودیم به خود می بالیدیم که بعد ازسالیان بالاخره خودمان انتخاب کردیم آن روز درکمپ تیف هیچکدام به هم مارک وانگ رژیمی ومهره وزارت اطلاعات ویا درمورد رفقایی که رفتن به خارج را انتخاب کردند طعمه خارجه نشین وعوامل سیاه و… نزدیم چرا که همگی به این معانی که ازترهات ومزخرفات صدباراستفراغ شده رجوی جنایتکاربود که درنشست های سرکوب موسوم به عملیات جاری،دیگ وطعمه اشراف داشتیم.یادمان نرفته که چگونه رجوی پلید و فریبکار با کپی برداری ازروش های فرقه های مخرب کنترل ذهن ونشخوار جنفگیاتی بنام انقلاب مریم ذهن وضمیرهمه ما را به بازی گرفت ودرنشست های طعمه با شستشوی مغزی با دست وزبان خودمان، مجبورمان کرد به طعمه بودنمان درجمع اعتراف کنیم،آن روزها تحت تاثیر مانیوپلاسیون ذهنی القاء شده ازطرف رجوی باورمان شده بود که به محض خروج از جهنم رجوی ساخته همگی پاسدارشکنجه گروتیرخلاص زن خواهیم شد!.فکر نمی کنم هیچکدام ازما داستانهای ساختگی وتخیلی رفتن به آن طرف مرز را ازیاد برده باشیم.سناریوهای ساختگی ومضحک آوارگی ما در خیابانهای شهرهایمان، وبستن درب خانه به رویمان وتف ولعنت خانواده هایمان بخاطر ترک فرقه رجوی  ودر نهایت ملحق شدن به وزارت اطلاعات وشرکت در گشت ها وتورهای بازرسی برای دستگیری همرزمان که برای عملیات آزادی خلق قهرمان آمده بودند ودرنهایت شکنجه وتیر خلاص زدن به آنها.دراین نقطه سناریوی مسخره با گریه وناله سوژه نشست وگرفتن اهرم انقلاب خواهر مریم واصراروخواهش برای پذیرش عضویت مجدد ختم به شر می شد!
آری رفقا این سناریوی رجوی ساخته  رژیم مالی کردن وحربه زنگ زده ی مهره وزارت اطلاعات شدن اعضایی که با منطق و شعور و نه احساس شوردرمنتهای جسارت سرزمین مادری را ماوا گزیده اند ازسوی سرکرگان فرقه دیگررنگ باخته،زیرا که ما بعد ازگذشت سالیان ازبازگشت به وطن درک عینی ازواقعیت های اجتماعی بدست آوردیم وبرعکس ذهنیت غلط القاء شده ازطرف رجوی خائن به این دلیل مورد سرزنش قرارگرفتیم که چرا زودترازاین ازفرقه  جهنمی رجوی که دست آوردی جز خیانت وجنایت برای مردم نداشته جدا نشدیم واکنون درمنتهای شور و شعف افتخارمی کنیم که به کوری چشم رجوی مزدورهم سنگر ودوش به دوش خانواده های اسیران دربند فرقه برای آزادی هم بندان وقربانیان فرقه می جنگیم.
درآخر لازم می دانم نکته ای را به تمامی دوستان ازبند رسته فرقه رجوی که درداخل ایران ویا خارج ازکشور هستند توصیه ای دوستانه کنم:دوستان عزیزمن بعنوان یکی از قربانیان رجوی که عمق لجنزارایدئولوژیک فرقه اورا با گوشت وپوست خود لمس کردم ازتمامی شما می خواهم که بجای پرداختن به یکدیگر که فقط رجوی جنایتکار را شاد می کند بر تلاش خود برای آزادی هرچه سریعتراسیران دربند فرقه بیفزائید با تمام توان به کمک خانواده های قربانیان فرقه بشتابید وبه افشای ماهیت جنایتکارانه سالیان فرقه رجوی بپردازید.بنابراین درس اول درشرایط کنونی قیام به مبرم ترین وظیفه انسانی که همانا رهایی اسیران دربند فرقه ساکن لیبرتی است می باشد.غل وزنجیر اسارت عینی وذهنی رجوی ساخته  را ازهم بگسلید،نگرش وذهنیتها را تغییر دهید،نحوست ایدئولوژیک رجوی که همانا اصالت دادن مطلق به خود ونفی دیگران است را ازذهن وضمیر بزدائید.برای مزخرفات رجوی ساخته پشیزی ارزش قائل نشوید.به این باور داشته باشید که آینده ازما ست وایدئولوژی مخرب کنترل ذهن رجوی گریزی به جز زباله دان تاریخ نخواهد داشت..
علی اکرامی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.