نقض حقوق بشر

یاد مانده ها از مناسبات فرقه رجوی – قسمت اول

یادی از فرهاد طهماسبی

آخرهای سال 1369 بود  که ما از لشکر 61 به لشکر 45 منتقل شدیم.

در آسایشگاه لشکر 89 بودیم  که مامور ساختن  یک زمین فوتبال شدیم.

در سازمان این یک نوع  کار واداشتن ها باهدف پر کردن وقت نفرات بود که کسی بیکار در مقر نباشد که درغیر اینصورت ایدئولوژی ارتجائی به ذهن آدم وارد می شد واز مناسبات جدا می شدند!

آن موقع هنوز انقلاب ایدئولوژی بوجود نیامده بود که به نفر بگویند به ذهنت "ج" زده و…

در سازمان بازی با کلمه خلی راحت بود.

به هر حال ما سه نفر بودیم که با مسئول مان 4 نفر می شدیم.

زمین را متر کردیم یواش یواش تکه پرانی ها شروع شد.

با فرها د طهماسبی (اهل قزوین) باهم بودیم و دونفردیگر هم باهم.

مسئول ما در میدان مین ها کشته شد همانطور که نفر بعدی را در عملیات مرواید رجوی با ادعای دفع حمله سپاه پاسداران به کشتن  داد ولی دیدیم که کرد های عراقی اند!

فرهاد  را هم در بین سالهای 72 الی 76 در اشرف سربه نیست کردند ومن هم در سال 83 از مناسبات فرقه رها یافتم.

دریکی ازاین روزها که فرهاد هنوز سربه نیست نشده بود، به مسئول مان گفت:

ما را دراین زمین ها به کشتن خواهند داد وجنگ با رژیم یک شعار خواهد ما ند وبهتر است یک نفربر به اینجا بیاورید که درکنار آن کشته شویم ونه اینکه مردم بگویند به خاطر پر کردن وقت در یک زمین کشته شدند.

بعداز آن من با فرهاد دوست صمیمی و هم محفل شدیم واین کار باعث شد  درسازماندهی مجدد، ما را  از یگان جلال تقی زاده به یگان دیگر بدهند اما حرف های او همشیه با من بود.

مثلاً در شروع انقلاب ایدئولوژیک ایشان گفت  این سرکوبی است با دسته چاقو چون خانم ها گفته ی ما را قبول نخواهند کرد وفقط خواهند گفت مسعود اینطوری بیان کرده وبس!

ایشان در آن زمان هم از واژه ی بی طمطراق مسعود استفاده میکرد وبرادر، رهبر عقیدتی  و… درپی آن نمیآورد.

من یک روز گفتم این چه طرز برخوردی است که درجوابم گفت:  روزی خواهد آمد که همه متوجه می شوند که بکار بردن  برادر، خواهر و رهبر عقیدتی چه مصیبت به سرشان خواهد آورد وآن موقع می فهمی.

من خیلی اصرار کردم که توضیح بیشتری بدهد واو گفت اگر فرد را به قله ببرند  (این فرد چه مسعود باشد وچه مریم) فساد شروع میشود.

بعد ها  معنی این سخنان فرهاد را درک کردم که دراین موقع متاسفانه او ازبین رفته بود.

مسعود رهبر عقیدتی شد وبیان کردند اواز همراهان امام زمان است وتنها نفری بود که می باید برای ما قران را ترجمه می کرد واگر ما راسا  قران را می خواندیم مرتکب گناه کبیره می شدیم  و…

اما آن کسی که باید به ما قران را می خواند خود در فساد غرق شد وباقی قضایا…

سیروس غضنفری عضو سابق ارتش آزادیبخش

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا