مسعود رجوی

زخمی شدن مسعود رجوی درصحنه رقص رهائی بود، نه در صحنه جنگ

سوال بود سر این موضوع که درست است مسعودرجوی زخمی شده است!؟ والان هم در فرانسه می باشد؟
 مسعودررجوی در طول عمر سیاسی در هیچ صحنه جنگی ابدا شرکت نداشته است.البته این مسأله نفی نمی کند که وی در کشوری بوده که جنگ بوده است و ممکن است در شعاع چند صد کیلومتری وی بمبارانی صورت گرفته باشد. از سال ۱۳۷۰ تا سال ۱۳۸۲ یعنی سرنگونی صدام حسین. آقای مسعود رجوی بیشترین زمان و عمر خود را در صحنه های رقص رهائی می گذراند.
 این یک سناریو و یا شعبده بازی است که فرقه رجوی با هزینه ای گزاف یعنی با دلار های بی زبان انجام داده است.که با لابی های اجرا کرد که در اکثر برنامه های فرقه به عنوان سخنران شرکت می کنند.عبارت بودند از: ژنرال وسلی مارتین سخنگوی غیر رسمی فرقه که باخاطر پول خوبی که دریافت می کرد حتی دخترش را هم فعال کرده است.جان مک کین که همه این فرد جنگ طلب را می شناسند، ژنرال جمیز جونز، جوزف لیبرمن، جو منشن.این سناریو که اجرا شده، سوال و جواب های است که توسط سران فرقه در فرانسه تهیه شده و آنها این سناریو را اجرا کردند. وصحنه گردان این برنامه هم وسلی مارتین بود که الان دارد نقش سخنگوی غیر رسمی انها را اجرا می کند. اولا همه فیلم پناهگاه ضد بمب اتمی او را دیدند که بعد از ۱۰ سال یعنی سال ۸۲ که صدام سقوط کرد تا سال ۹۲ که اشرف سقوط کرد خشی به این پناهگاه ضد اتمی نیفتاده بود. چند ماه قبل من در برنامه ای کامل توضیح دادم که ستاد فرماندهی ارتش ازادی بخش در بنیاد علوی در دل کوه های حمرین بود. یک ماه قبل که شروع کردند نیروها را در توی کوه های حمرین مستقر می کردند. مسعود رجوی با ستاد فرماندهی خود به بنیاد علوی نقل مکان کرد. مدتی بود که در این ستاد مستقر شده بودند و کار ها را پیگیری می کرد. روز قبل از بمب باران مسعود رجوی ازقرارگاه خارج شد، شب انجا را با خاک یکسان کردند. تعدادی از زنان ستاد فرماندهی که در آنجا مانده بودند کشته و زخمی شدند. از جمله خانم مهناز بزازی(مسئول بخش ضد اطلاعات مجاهدین) در قرارگاه بنیاد علوی که ستاد فرماندهی بود دوپایش قطع شد. بعد از منهدم شدن مقر فرماندهی، در روستای منصوره جبل که از قبل یک خانه ای در ظاهر مانند خانه اهالی بود ولی درون آن کاملا با انچه که خواسته بودند و ضرورت داشت درست کرده بودند مسعود رجوی با تعداد معدودی از محافظین مستقر شد. در روستای مرفوع بزرگ در ضلع شمال شرقی قرارگاه اشرف باز سازمان یک خانه به ظاهر مانند خانه های اهالی مردم درست کرده بود مانند روستای منصوره جبل مجهر بود. بعد از مدتی مسعود رجوی را از روستای منصوره جبل به روستای مرفوع کبیر انتقال دادند که بیش از ۳ ماه در آن خانه مستقر بود. سپس به اردن انتقال داده شد و در اردن اسکان داشت. چطور می شود کسی که درون سنگر ضد بمب بود زخمی شود. اگر ناصرالدین شاه در جنگ چالدران زخمی شد، مسعود رجوی هم در این سالیان زخمی شده است.
 این نکته هم که بیان می کنند به فرانسه آمده است امکان ندارد. بدلیل اینکه ریسک زیادی برای انها داشت چون سال ۱۳۶۵ رجوی را از فرانسه بیرون کردند.در آذر ۱۳۶۶ تعداد ۱۵ تن را به کشورافریقائی گابن اخراج کردند. در سال ۱۳۷۳ که مریم رجوی را از فرانسه برای دیدار به نروژ رفته بود اجازه بازگشت نمی دادند. سال ۱۳۸۲ در زمانی که ژاگ شیراک رئیس جمهور بود. به اور سور اواز و دیگر پایگاه های انها پلیس حمله کرد که بیش از ۱۶۰ را دستگیر کرد اگر چنانچه مسعودرجوی هم بود، مانند مریم قجر عضدانلو دستگیر می کردند. همیشه فرقه این مسأله را مد نظر داشت که فرانسه قابل اتکا نیست به خاطر معامله های اقتصادی فرانسه به ایران نزدیک می شود اگر نیاز باشد انها وجه المصالحه قرار خواهند گرفت. مگر مریم رجوی تاقبل از دستگیری در سال ۸۲ کسی می دانست کجا هست می گفتند همین جا ها یک جائی هست که وقتی دستگیر شد همه چیز لو رفت. الان هم این بازی است فقط برای نیروهای تشکیلات است که سر این که رجوی کجا است مسأله دار شده اند. این یک فریب و نیرنگ است والا غیر.دقیقا مانند سال ۱۳۸۲ زمانی که مریم قجر عضدانلو دستگیر شد تا ماه ها نفرات می بایست در نشست شرکت میکردند و گزارش از کم کاری خود می نوشتند و شرم می کردند که چرا مریم قجر دستگیر شده است.و حالا تا مدت ها نیروهای تشکیلات باید انواع گزارش ها و نشست ها با این دروغ اجرا کنند و به نوعی این وسیله برای خاموش کردن صدای معترضین است.
 نتیجه گیری: این یک سناریو است که توسط خود سران فرقه در اورسور اواز تهیه شده است و این سناریو توسط لابی های استخدامی اجرا شد به سه دلیل: یک، نیروهای که درون تشکیلات مسأله دار هستند با توجه به اینکه در حال انتقال به کشور البانی هستند.تمام آنها به نوعی با این مسأله درگیر می کنند که ماه ها مشغول گزارش نویسی و نشست های متعدد می کنند. دوم، با این شعبده بازی نیروهای معترض را سرکوب می کنند که رجوی به خاطر آنها مجروح شده بعد آنها میخواهند فرقه را ترک کنند.سوم، اذهان دیگر نیروها و جریانات را از وی دور کنند که به دلیل زخمی بودن در صحنه ظاهر نمی شود. از نظر من رجوی مرده است و وجودش با یک مرده هیچ فرقی ندارد. چون هر دو را نمی توان دید و ظاهر نمی شوند.این نوار های صوتی به هیچ وجه معتبر نیست چون با تکنولوژی می توان این صدا ها راتولید کرد.بعد این سالیان اگر ظاهر هم بشود باید آزمایش دی ان ای انجام شود که مشخص شود خود ش هست یا نه.
 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا