فرافکنی فرقه رجوی درمورد داعش

حالا که عشایر انقلابی رجوی (داعش) بدرد نخورد، شریک جرم برای اومیسازند!
ما بارها باستناد منابع موثق، گفته ایم که قبل ازحمله ی تجاوزکارانه آمریکا به عراق، القاعده وهرنوع بنیادگرایی مشابه آن دراین کشور مورد تجاوز واشغال قرار گرفته، وجود نداشت و لا اقل هراختلاف موجود بین فرق ودستجات مختلف مذهبی عراق، مجال میدانداری نمییافتند و احتمالا بصورت یک تومور خوش خیم درعراق وجود داشتند که درآتیه ممکن بود این زخم غیر فعال، با چاقوی شفابخش جراحی ازبن درآورده شده و این مسئله بطور نامرئی هم درحیات سیاسی- اجتماهی عراق حضور نداشته باشد!
اما تجاوز نظامی آمریکا، بجای اینکه نقش چاقوی جراحی داشته باشد، بسان نیشتر آلوده ای بود که بر این زخم غیر فعال فروبرده شد و آنرا فعال ومتعفن کرد!
آمریکا قصد تجزیه ی عراق را داشت که این تجزیه بدون تحریک اقوام ومذاهب برعلیه یکدیگر ممکن نبود!
ازدل این تحریکات بود که القاعده ی عراق بوجود آمد و پس ازخیانت تمامی کشورهای غرب برعلیه مردم لیبی، داعش عراق هم بعنوان یکی از شرکت کنندگان در فروپاشی وغارت لیبی، سهمی برد وبه سلاح های مدرن دست یافت ومنابع مالی اش را تقویت کرد و اینک که خود به نیرویی قویتر ازالقاعده تبدیل شده بود، درمقابل آن اعلام استقلال کرد و نام اخیر را برخود نهاده و وارد معادلات سیاسی سوریه هم شد و حمایت های دیگران هم مزید برعلت گشت!
اما فرقه ی رجوی بنفع خود نمیداند که اعضای خود وخوانندگان کم تعداد نوشته هایش را از کنه حقیقت آگاه سازد وناچارا به داستان سرایی میپردازد تا ضمن کمک به جبهه ی سلطه وارتجاع جهانی، بکوشد که خوانندگانش ندانند که همین داعش درآغاز کاراش ازطرف باند رجوی به " عشایر انقلابی عراق" موصوف ومفتخر شده بودند!
این باند منحرف ومستبد وتمامیت خواه، برای توجیه دروغگویی های یکساله اش ونیز همراهی با بخشی ازارتجاع منطقه وامپریالیزم جهانی ناچار شده که باردیگر دست به نوشتن لاطائلاتی- واین بار بقلم رضا شمس – بزند.
مقاله ی این شخص " جنایت تروریستی پاریس حاصل داعشیزه کردن انقلاب سوریه " نام دارد ودرآن میخوانیم:
" وقتی در آواخر سال 2010 نسیم بهار عربی به سوریه رسید رژیم اسد…ابتدا تلاش کرد با وعده و وعید مردم را آرام کند ولی با اوج گیری تظاهراتها، در مارس 2011 قیامهای رشد یابنده مردمی را به توپ و تانک بست و به خاک و خون کشید… با گسترده شدن تظاهراتها ارتش اسد به شکل وحشیانه ای در سراسر سوریه حمام خون براه انداخت. تظاهرات مسالمت آمیز به رغم سرکوبهای اسد از دسامبر 2010 تا جولای 2011 حدود هفت ماه ادامه داشت تا اینکه تعداد زیادی از افسران ارتش سوریه که از کشتار مردم ناراضی بودند صفوف ارتش اسد را رها کرده برای حفاظت از مردم در 29 جولای 2011 "ارتش آزاد سوریه" را تاسیس کردند. بدین سان جرقه مقاومت مسلحانه در برابر وحشیگریهای اسد زده شد… با اشغال بخشهایی از دمشق توسط ارتش ازاد جنگ به پایتخت نیز کشیده شد و اسد را به لبه پرتگاه سقوط کشاند. با قطعی شدن خطر سرنگونی اسد، رژیم ایران پرده ها را کنار زده علاوه بر کمکهای لجستیکی هزاران نفر از اعضای حزبالله لبنان و سپاه تروریستی قدس را به جنگ با ارتش آزاد گسیل کرد و بدین ترتیب اسد را از سقوط نجات داد…".
البته بشار اسد در سرکوب تظاهرات ومیتینگ های مسالمت آمیز مردم سوریه، دچار خبط بزرگی شد که ما نیز دراین باره، بارها صراحتا به ابراز نظر پرداخته ایم.
اما سکه روی دیگر دارد وآن اینکه گروهی ازفرصت جویان وقدرت طلبان ارتش سوریه و…، وارد میدان شده و با تبدیل این مبارزات مسالمت آمیز مردم به قهر وخشونت وکمک گرفتن ازدنیای متجاوز غرب و عاملان منطقه ای آنها، مردم را سرخورده کرده وبه خانه هایشان فرستادند. مردمی که برای اصلاحات برخاسته بودند وقصد سرنگونی مسلحانه ی حکومت را نداشتند!
لازم به توضیح است که گروهی ازاین افراد مسلح،  صفوف ارتش آزاد؟! را ترک کرده ومجددا به ارتش سوریه پیوسته اند که اعلام آن ازطرف باند رجوی کاری است غیر ممکن!
بربستر این حرکت آنارشیستی وبعضا خائنانه ی ارتش آزاد سوریه و حامیان آن بود که سوریه نا امن شد و تکفیری های تادندان مسلح شده – وازجمله داعش- اوضاع را برای ترور وادمکشی مناسب دیده ووضع سوریه را صدها برابر بدتر ازآنی کردند که مردم دراعتراض بدان، به خیابانها ریخته بودند.
دراین کش وقوس ها بود که ابتکار عمل ازدست ارتش آزاد سوریه دررفت والنصره وداعش بعنوان مدعیان اصلی وقدرتمند، ابتکار عمل را بدست گرفته وارتش آزاد هم غالبا کاری جز هم پیمانی با این گروه های قوی تر ازخود نیافت و مدام انشعاباتی ازاین گروه و بنفع تکفیری ها انجام شد.
درمدت زمانی طولانی این گروه های – تکفیری وارتش آزادی – ضد بشار اسد، بین خود آتش بس برقرار کرده وعملا درموارد متعددی دوشادوش هم با نیروهای مردمی داوطلب سوریه و ارتش آن جنگیدند.
درمیان 700 گروهی که در جبهه ی مخالف بشار اسد وجود دارد، ارتش آزاد یکی از ضعیفترین آنها بود واخیرا هم  با مشاهده ی قاطعیت واراده ی محکم سوریه ومتحدانش، کارهای اطلاعاتی بنفع ارتش سوریه انجام میدهد که البته قابل تامل وتقدیر است وظاهرا تعدادی ازدولت های غرب هم باین نتیجه رسیده اند که داعش و… ممکن است مهار ناپذیر تر بشوند وازطرف دیگر براساس تقسیم کار جدید، داعش موظف شده برون مرزی تر عمل کند و بیشتر درافغانستان ومرزهای همسایگان روسیه به ایفای نقش بپردازد وبنابراین باید ارتش آزاد راازضعف و انزوا خارج کرد و…
به ایران وسوریه هم که میرسیم، مشاهده میکنیم که آنها ترجیه داده اند داعش را در داخل سوریه وعراق نابود کنند تا مجبور به جنگ با آنها در مرزها واراضی خود نباشند و این کار خارج ازمنطق نیست وبخصوص که ازطرف دولت کاملا قانونی سوریه دعوت به این همکاری شده اند!
حمید
 

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.