صدای ترس

امروز یکی از سایت های گروه تروریستی فرقه رجوی بنام به اصطلاح  “افشای یاران شیطان” مبادرت به هرزه گویی، لجن پراکنی و دشنام گویی به برادر بزرگوارم آقای سیروس غضنفری از نجات یافتگان این فرقه خطرناک  نموده بود!!. بنظر میرسد شمار اینگونه برخوردهای غیرمتعارف سیاسی و اخلاقی و انسانی از سوی شخص مسعود رجوی در خصوص جداشدگان روند شتابنده بخود گرفته باشد. آقای گلی اسکاردی، آقای هادی شعبانی عزیز،  شادروان صمد نظری، آقای ابراهیم خدابنده و…..  نیز لیست مخاطب شده این سایت متعلق به باند مخوف رجوی میباشد.

آیا نبایستی بپذیریم که صدای ترس از فعالیت های افشاگرانه جداشدگان و اعضای سابق سازمان بشدت فرماندهان و تشکیلات رو به اضمحلال رجوی را با شرایط گیج کننده وغیرقابل باور روبرو ساخته است.

سیروس این فرد دوست داشتنی، صادق و تلاشگر در یک فریب و نیرنگ غیرقابل بخشش از سوی تبلیغات روزانه جلاد مجاهدین بنام مهدی ابریشمچی در اردوگاههای اسرای ایرانی در عراق  در سال  ۶۶ به اردوگاه اشرف منتقل تا با این امید که در صورت تحقق صلح میان دو کشور ایران عراق بلادرنگ به کشور ایران تحویل شود بنا به اذعان اقای غضنفری تازه بعد از یکسال و نیم از تبادل اسرا، سازمان فیلم های جعلی و ساختگی و نامشخص اعدام در ایران برای همین اسرای پیوسته به سازمان در روز مصاحبه با نمایندگان صلیب سرخ در سال ۷۰ ترتیب میدهد تا با ترساندن آنان راه بازگشت آنان را ببندد. دجالیت رجوی بحدی بوده که نفر کت و شلواری سازمان نیز در کنار کارمند صلیب برای مصاحبه با این افراد نشسته و لذا اظهار واقعی و علاقمندی برای مراجعت به ایران در فضایی دشوار میبایست گفته شود. چراکه در صورت عدم امکان چنین خواسته ای، همین اسرای سابق انتظار مجازات های وحشتناک را در تشکیلات می کشیدند. نهایتا این امر با دسیسه و سنگ اندازی و خیانت شخص مسعود رجوی ناکام می ماند.
 سیروس غضنفری تا زمان رهایی اش از تشکیلات، سرنوشت سخت خویش را در مرحله جدیدی آغاز می کند. تا آنجا که بنده قبلا در تشکیلات بیاد دارم او فردی بسیار واقعی و درستکار و قابل اعتماد برای همه ما حداقل آذری زبان ها بود تمام اطلاعات نشست های لایه های بالاتر منظور “ام جدیدها” را نیم ساعت بعد از خاتمه آن بریف ها به همه ما می رساند و ماها نیز آرایش و مانورهای خودمان را برای پیچاندن تشکیلات  درب و داغون بعد از سرنگونی صدام حسین داشتیم.
 بحول و قوه الهی او یک زندگی شرافتمندانه را با همسر و دو فرزند نازش بنام های کوثر و طاها به پیش میبرد گویا انتشار هرازچند نوشته ها و خاطرات اسارت اش نزد تشکیلات رجوی، فضای تیره و تاریک سازمان را بهم ریخته است!! بقول سازمان که آقای غضنفری بیسواد و ساده و مزدور بوده، بحدی با این نوشته هایش آتش بجان رجوی در کوهستان های نداشته رجوی ریخته که نهایتا حاضرند ابتدا اینگونه وی را عضو اطلاعات ایران و نیابتا ار اعضای سپاه قدس معرفی بکنند!! حتی مسئول انجمن نجات اذربایجان غربی!! و……. .
 اولا بایستی گفت ایشان در آذربایجان شرقی و در تبریز زندگی می کنند و اهمیتی هم به این یاوه گویی ها و بیسوادی های اطلاعات و ضداطلاعات دایناسورهای فرقه رجوی نمی دهند و ثانیا شغل بسیار پردرآمد اقتصادی و خانواده ای دارند. ضمنا جواب و پاسخ حرفهای احمقانه و زشت نویسنده های آن مقاله در سایت مورد اشاره را با همت مضاعف خود و در سیر افشاگری های پرنفوذ خودشان منبعد با اثرگذاری های بیشتر در تعاملات اجتماعی و سیاسی با مردم و خانواده ها انجام خواهند داد. حقیر این پیروزی بزرگ ترسیدن واقعی تشکیلات رجوی از دوستان جداشده را قلبا به همه آنها تبریک می گویم. بنظر میرسد احتمالا سازمان دنبال فضاحت های بیشتری هم بعد از این باشد. هیچ مهم نیست آرزو داریم اینگونه چهره تهدیدگر و جنایتکار و تروریستی خود را رو کند.  مطمئن باشد چنین اقدامات شرم آوری را با میلیونها انرژی لازم و با بصیرتی حقیقی و میهندوستانه و کوبنده و در همه وقت و همه جا از استان خودمان تا کل شهرهای ایران و حتی داخل لیبرتی و اورسورواز و آلبانی و اروپا خواهیم داد.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.