نخ نما شدن خط تحریم انتخابات؛ بی اعتباری سیاسی باندرجوی

در تاریخ ۱۹/۱۱/۹۴ سایت رسمی مجاهدین در مقاله‌ای تحت عنوان «نه به نمایش انتخابات، آری به آزادی و دموکراسی!» تلاش کرده است از زبان خبرگزاری نیویورک تایمز برخی اظهار نظر ایرانیان در خصوص انتخابات اسفند ماه ۹۴ را بازنشر کند!؟ ولی خیلی زود نتیجه گیری آخر مقاله دست سازمان از این کار را رو میکند.

در بخشی از این مقاله آمده است:

"..در قسمت دیگری از این مقاله (منظور مندرج در نیویورک تایمز) از یک مهندس ۲۷ساله در تهران نقل شده که میگوید: “من نمی‌خواهم رأی بدهم، رأی دادن چه فایده‌ای دارد؟ امیدهای من بر باد رفته”.

بله، حتی رسانه‌های بین‌المللی هم در گزارشهای خود به انعکاس خشم انفجاری جوانان ایرانی پرداختند. خشمی که این روزها در غالب اعتراضات جوانان و فارغ‌التحصیلان بیکار و دانشجویان و کارگران و همه اقشار محروم و ستمدیده ایرانی به چشم دیده می‌شود.."

مقاله مجاهدین در ادامه این سوال را مطرح می‌کند:« به‌راستی پشت کردن جوانان به نمایش انتخابات چه معنایی دارد؟! » و خود بلافاصله در پاسخ آن میگوید: «… حرف دل جوانهای ایرانی که آن را روی دیوارها ثبت می‌کنند یا در اعتراضها و در شعارهای مختلف فریاد می‌زنند، این است: «رأی من سرنگونیه»،.."

در تاریخ ۲۱/۱۱/۹۴ نیز مقاله ای تحت عنوان «پوسته شکنی در اعتراضات» با سمت و سوی مطالب گفته شده در سایت مجاهدین انتشار یافت.

این مقاله نیز با این مقدمه که « شقه و شکاف در رأس نظام به حدی است که صف‌آرایی نیروهای هر دوباند و رودر رویی آنها در آستانه نمایش انتخابات هر روز شدیدتر می‌شود…» آغاز میشود تا آنچه که مد نظر سازمان است بیان شود.

و نهایتا از مخاطبین خود این سوال را میکند: «… آیا این سرکوب می‌تواند مردم و جوانان را خاموش کند؟ یا این‌که برعکس باعث پوسته شکنی در اعتراضات خواهد شد… »

سپس بخاطر ریختن ترس جوانان و ترغیب آنان به اعتراض داستان زیر را سرهم بندی کرده و می نویسد:

"ساعت یک بامداد دوشنبه ۱۹بهمن، عده‌یی از جوانان در حالی که چهره‌های خود را پوشانده بودند، با شعارهایی علیه مزدوران بسیج و رژیم به پایگاه بسیج در مسجد ارگ در چهارراه گلوبندک حمله کردند… آنها پس از این یورش برق آسا از محل دور شدند. پس از مدتی مزدوران انتظامی سراسیمه در محل حاضر شدند، ولی موفق به شناسایی این جوانان حتی از روی دوربینهای مداربسته هم، نشدند. این عملیاتی است اعتراضی به شیوه مخفی که علیه دستگاه سرکوب رژیم انجام می‌شود.."

حال در ورای همه این بازی های کودکانه و عوام فریبانه این سوال پیش می آید که چرا رهبر کوتوله و خود خوانده مجاهدین در آستانه انتخابات ایران اطلاعیه ای رسمی صادر نکرده و شخصا آنرا تحریم نمی کند و به جوانان خط نمی‌دهد که شورش کنند و انتخابات را بر هم ریزند؟

البته پاسخ روشن است. چرا که رجوی بخوبی میداند که اطلاعیه های وی هیچ تاثیری در روند انتخابات نخواهد داشت و بیشتر بر این موضوع که تشکیلات مجاهدین در ایران پایگاه اجتماعی نداشته و طرد شده اند صحه خواهد گذاشت. لذا رجوی تلاش میکند با شیوه های گوناگون و من غیر مستقیم بر طبل تحریم انتخابات بکوبد. تا بی آبرویی جدیدی از قِبَل بی توجهی مردم به خواسته وی نصیبش نگردد.

البته ناگفته نماند مقاله استرون استیونسون در هافینگتون پست هم که هفته گذشته در سایت مجاهدین تحت عنوان "مرزبندی جناحها در ایران عمیق‌تر می‌شود" انعکاس یافت را نیز باید در ردیف همین فریبکاریهای جدید رجوی قرار داد. تا شاید شنیدن کلماتی مانند " سرنگونی"، "شکاف انتخاباتی"، "سال پایانی برای رژیم" و… از زبان استرون استیونسون تاثیر بیشتری از حرفهای رجوی در اذهان اعضای تشکیلات مجاهدین داشته و ضمن غلبه بر یاس و ناامیدی نیروها از زیزش آنان نیز جلوگیری کند.

سیدحجت سیداسماعیلی  عضو پیشین شورای مرکزی مجاهدین

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.