آیا فریاد خانواده های قربانیان فرقه مجاهدین را می شنوید؟

آیا وجدان های به خواب رفته روزی بیدار می شوند؟

سومین سری از خانواده های قربانیان اسیر در لیبرتی تلاش فراوانی کردند که بتوانند چند دقیقه با فرزندانشان در کمپ لیبرتی عراق ملاقات کنند اما متاسفانه مسعود رجوی رهبر مجاهدین خلق این اجازه را در مقابل چشمان مسئولین کمیساریای عالی پناهندگان و سایر مدعیان حقوق بشر نداد. اما این خانواده ها اگر چه فرزندان خود را ندیدند اما موفق بودند و توانستند فریاد خود را به گوش وجدان های بیدار برسانند. اما وجدان های به خواب رفته هم می توانند روزی بشنوند؟
آیا فریاد خانواده های قربانیان فرقه مجاهدین را رهبری این فرقه و آنهایی که در شورای دست ساز رجوی ” پول خون ” می گیرند، می شنوند؟ روشن است که تنها درخواست خانواده ها ملاقات و دیدار حضوری کوتاهی با عزیزانشان است اما سران فرقه با مخالفت با این حق اولیه انسانی به فرافکنی پرداخته و برای پوشاندن صورت مسئله با مارک وابستگی به رژیم زدن به این خانواده ها که با تحمل سختی های فراوان خود را به شوق دیدار عزیزانشان به عراق رسانده اند سعی دارند توجه را از موضوع اصلی که همانا حق اولیه و پایه ای افراد ساکن در لیبرتی برای ملاقات با خانواده هایشان است منحرف کنند.
در سال های اخیر و به دنبال سرنگونی حکومت صدام حسین، این امید در دل خانواده ها بوجود آمد که در شرایط جدید میتوانند عزیزانشان را در سازمان مجاهدین در عراق ملاقات نمایند. بعد از سرنگونی صدام حسین صدها تن اعضای سازمان این فرصت را بدست آوردند تا جدا شده و به ایران بازگردند و از این طریق برخی خانواده ها که هیچ اطلاعی از بستگان خود نداشتند پی به حضور آنان در پادگان اشرف برده و عازم عراق گردیدند. سازمان ابتدا به این امید که اعضایش روی خانواده هایشان اثر گذاشته و با اعتمادی که بینشان وجود دارد آنان را جذب نمایند با این دیدارها موافقت کرد اما به تدریج معلوم گردید که علیرغم تمامی تمهیدات کنترلی که خلال دیدارها صورت میگرفت این خانواده ها بودند که بر اعضا تأثیر گذاشته و آنان ترغیب به فرار می شدند.
جلوگیری از دیدار اعضا با خانواده هایشان تا جائی که به فرقه های مخرب کنترل ذهن برمیگردد امر تازه ای نیست. تمامی فرقه ها از دیدار و ارتباط اعضای خود با خانواده هایشان، یعنی کسانی که با آنها پیوند عاطفی داشته اند، وحشت دارند و از این بیمناکند که عواطف خانوادگی گذشته، که باطل السحر جادوی مغزشوئی است، زنده شده و آثار ناپایدار کنترل ذهن مخرب را از بین ببرد.
هراس رجوی از خانواده ها به خوبی بیانگر این است که آنها جای درستی را برای رهایی عزیزانشان نشانه گرفته اند.تا زمانی که صدام پشتیبان مسعود رجوی و تشکیلات تحت امرش بود کسی قادر به خروج از فرقه رجوی نبوده و مسعود رجوی یکه تاز اردوگاه کار اجباری اشرف سابق بود. پس از سرنگونی یار دهه های گذشته رجوی، ناقوس مرگ تشکیلات ضد بشری مجاهدین به صدا در آمده و گردباد حوادث مرگ زودرس و گریزناپذیر را به سراغ یکی از پلیدترین فرقه های تاریخ بشریت آورده است.
رهبران فرقه رجوی دیر یا زود باید این واقعیت محض را بپذیرند که راهی جز انحلال و تن دادن به فروپاشی فرقه تحت امرشان ندارند. دوران تسلط بر انسان‌ها و به برده گی کشانیدن آن‌ها به پایان رسیده و دیگر با وجود عصر انقلاب اطلاعات و دسترسی همگانی به وسایل ارتباط جمعی، نمیتوان انسان‌ها را در جهالت نگه داشته و در مسیر اهداف شوم و ضد انسانی به بهره کشی وادار نمود.
بنابراین همانطور که حضور خانوآده ها پشت سیم خاردارهای اشرف به فروپاشی آن اردوگاه و فرار و رهایی بسیاری از اسیران تشکیلات منجر شد، امروز نیز آمدن خانواده ها پشت دیوارهای لیبرتی نوید بخش امید و رهایی برای کسانی است که در حصارهای ذهنی و فیزیکی فرقه مجاهدین قرار دارند کما اینکه پس از حضور خانواده ها شاهد فرار تعدادی از این اسیران نیز در ماه های گذشته بودیم.

مهدی سجودی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.