اضمحلال فرقه رجوی

در حال حاضر مریم قجر و مسعود به کدام نیرو می نازند؟؟!

همانطور که همه ما می دانیم و از جمله مریم قجر و مسعود شارلاتان در جریان هستند که سازمان هیچ گونه توان رزمی دیگر ندارد فقط انتظار می کشند شاید کسی این کشور را دودستی تقدیم آنان کند که اینهم از محالات است. چرا؟
اول اینکه نیروهای باقی مانده رجوی همگی به نوعی زوار در رفته و فرتوت شده اند نیمی از نیروها که لب بوم هستند. تعدادی هم یا بیمارند و یا با مشکلات جسمی روبرو هستند که از آنها هم توان رزمی در نمیاد. می ماند نسلی که بزور از خارج به بهانه گشت و گذار به عراق آورد که اساسا تنها چیزی که برایشان مهم نبود و نیست سرنگونی می باشد.چون اساسا نه شناختی نسبت به ایران دارند و نه شرایط ایران رادرک می کنند. نوزادانی بودن که به خارج فرستاده شدن و یک دفعه رجوی آنها را جمع کرد و آورد به عراق.مشتی هم بقول رجوی فقط به زندگی فکر می کنند.مشت دیگری هم به رویاهای بوژوازی و دنیای غرب، پس رجوی می ماند و حوضش او هم که فراری،حوضش هم که خالی،واقعا چرا پس رجوی هنوز دنبال این است که شاید روزی خودش را در اریکه قدرت ببیند.
چون فکر ناقص او این را نمی تواند فهم کند.این چیزی که او برایش دندان تیز کرده ایران است با تمام کشورهای منطقه فرق می کند.در ثانی کدام کشور غربی قدرتمند در ایران پایگاهی دارد که روزی بر روی آن سرمایه گذاری کند و بیاید کشور ایران را به رجوی تقدیم کند.اما این مردک متوهم آنقدر بلند پرواز است که نمی فهمد با او مثل یک موش و گربه بازی می شود.چون همان غرب که حامی وی می باشد اعمال گذشته همین فرقه را فراموش نکرده پس مورد پسند نیست.در نگاه دیگر اگر از دید آنها گروه و جریان خوبی بودید که شما را خودش اسکان می داد و یا در یک کشور بهتر برایتان راهزنی می نمود.پس آقا مسعود این کلاه برای تو گشاد است.رجوی و مریم قجر خوب گوش هایتان را باز کنید اگر ذره ای حامیان شما چه آمریکا، چه اسرائیل غاصب،چه استعمار پیر و حتی شیخ های مرتجع عرب اگر می توانستند با ایران در گیر شوند اینکار را می کردند ولی امروز قدرت و حضور ایران در منطقه و خاورمیانه زبان زد و حرف اول را می زند.و نکته بعدی انموقع که نیروهای تو هنوز ریزش نکرده بودند و سلاحهای اهدائی برادرت صدام را داشتی نشد، الان که بعد از غیبتت و از دست دادن تمام اون امتیازها فکر می کنم باید یک تعداد را به خدمت بگیری که اگر پای نیروها به ایران برسد از دست نروند.معادلات شما تماما طی این سالیان آبکی از کار در آمد و بهتر است نیروها را وعده ندهید و به زندگی عادی آنها را تشویق کنید و آنها را جمع کن و برایشان داستان علی بابا را بگو اما این بار دزده خودت هستی.و اینگونه صبحی که منتظر آن خواهی بود هرگز طلوع نخواهد کرد.
 

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا