مجاهدین و مرز سرخ هایشان

با نگاهی به تاریخچه و پروسه تشکیلاتی سازمانی که خود را سازمان مجاهدین خلق ایران مینامد میتوان تا حدودی از همان ابتدا انطباق عملی آن با شعائر و ارزش های مورد ادعای خود سنجید و در هر برهه از زمان شعارها و اهداف استراتژیکی که توسط رهبران و سران این تشکیلات ترسیم وتدوین شده اند و مرز سرخ های اعلام شده را شاخص مسیر حرکت تشکیلات آنان دانست.
شعار هایی که این تشکیلات بر آن بنا گردید چه بود و در حال حاضر در چه موقعیتی میباشد و با چه مرز سرخ هایی حرکت میکند، از جمله  فاکتورهای تعیین کننده ای برای ارزیابی و محک زدن این تشکیلات و سیاسیت های سران این سازمان میباشند.
مبارزه با امپریالیزم، استقلال، آزادی، جمهوری دمکراتیک اسلامی، شعارهای بعد از انقلاب ضد سلطنتی سازمان بودند که بسیاری از جوانان پاک و صادق این عبارات را معیار و ملاک گرویدن خود به تشکیلات میدانستند.
و در قدم بعد روی آوردن به مبارزه مسلحانه در مقابل حکومتی که با ارا دمکراتیک مردم روی کار آمده بود.
و در ادامه حرکت کم رنگ شدن شعار ها و مرزسرخ ها، ترک بلاد و وطن مورد ادعاو مردمی که خود را مدافع آنان میدانست و بیعت با" صدام " دشمن اصلی مردم که با بمب و موشک کمر به نابودی این مملکت و این مردم بسته بود.
و در روند انحطاط و مزدوری و بی وطنی هر روز با تغییر ماهیت و دگردیسی، شعار ها نیز تفسیر به رای شدند و اگرچه " گذشته چراغ راه آینده است " از شعار های اعتقادیشان بود اما این چراغ با فروکش کردن سوخت و روشنایی خود موجب گردید تا حرکت آینده خود را در تاریکی طی طریق نمایند و شعائر و مرز سرخ ها  نیز تغییر کردند و با "شعار هدف وسیله را توجیه میکند "برای رسیدن به سرنگونی نظام و بازگرداندن  آزادی و دموکراسی  به ایران به موشک های اسکاد" بی" عراقی و گلوله های توپ با کلاهک های شیمیایی دخیل بستند و دوشادوش سربازان عراقی علیه وطن جنگیدند.
و در ادامه حرکت و سیر قهقرایی خود شعار" مبارزه با امپریالیزم" را با غلط کردم گویی بزرگ و آشکار به امریکا و در تابوت بزرگ تشکیلات با آرم و پرچم مجاهدین خلق ایران مزین نموده و در دستان خانم مژگان پارسایی و زهره اخیانی و صدیقه حسینی با آرایش های آنچنانی به ژنرالهای آمریکایی تقدیم نموده و دشمنان سابق به دوستان و محبان لاحق تبدیل گردیدند.
تا اینجا به شعار ها و مرزسرخ های این سازمان مدعی طراز مکتب توجه نمودیم و اکنون برای بیشتر روشن شدن به اوضاع تحولات منطقه (عراق – سوریه – یمن) و آتش بیاران معرکه و جناح بندی و قطب بندی های جنگ نیابتی و حامیان انها نگاهی بیاندازیم که خود آشکار ترین معیار و محک حق و باطل میباشد.
خوش بود گر محک تجربه آید بمیان….. تا سیه روی شود هرکه در او غش باشد.
نبردی در عراق و سوریه و یمن درجریان است که امریکا بعنوان سردمدار و آل سعود و قطر پشتیبان و تامین کننده مالی و داعش و النصره و در مجموع تکفیر و وهابیت بازیگران صحنه جنگ که کارنامه آنها اظهر من الشمس است و نیازی به هیچ توضیحی ندارد.
طرف مقابل اما: جبهه مقاومت ارتش و مردم عراق، ارتش و مردم سوریه، نیروهای مقاومت حزب الله لبنان و نیرو های مستشاری و مدافعین حرم از ایران و فاطمیون افغانستان در کانون مبارزه و نبرد و البته روسیه نیز بعلت منافع استراتژی و منطقه ای و مقدار زیادی هم بخاطر کوتاه کردن دست قلدری آمریکا در این نبرد در جبهه مقاومت قرار گرفته است.
حال بنگریم که در این منطقه تقریبا همه دولت ها و سازمانها و جریانها بنوعی درگیر این مسئله هستند که هرکدام فراخور ارزش ها و اعتقادات و شاخص ها و مرز سرخ هایشان در کوران این ازمایش قرار دارند.
و دراین میان ببینیم سازمان مجاهدین باآن شعار ها و مرزسرخ ها که در آغاز به انها اشاره کردیم در کجای این دومینو قرار دارند.
 با نصب العین قرار دادن مرزسرخ های مجاهدین موقعیت کنونی آنها مشخص خواهد شد و اشتراک و ارتباطشان با اهداف انسانی و منافع مردم ایران و وطن و اسلام بار دیگر برای همه روشن خواهد شد و نیرو های اسیر در چنگال تشکیلات نیز با پاسخ گویی به همین سوالات میتوانند خود را تعیین تکلیف نمایند.
بنظر نگارنده ملاقات های مریم رجوی با سران داعش و جبهه النصر و گروههای تروریستی، دعوت ترکی الفیصل در مراسم مریم و بیعت آل سعود با مجاهدین، و حمایت مجاهدین از کاندیداتوری ترامپ و دست به دعا برداشتن مجاهدین برای پیروزی ترامپ و دخیل بستن به نتیجه انتخابات امریکا به امید تغییر در ایران همچنانکه در پیام داخلی مریم به نیرو هایش اشاره نموده و در دوسال آینده وعده تعیین تکلیف داده است. و اگرچه این وعده به تبعیت از اراجیف تکراری مسعود رجوی میباشد که حدودا 20 سال است هرساله وعده سرنگونی میداد و در غیبت کبرا این رسالت را بعهده مریم گذاشته، اما از همین فاکتورها بدرستی شعار ها و مرز سرخ های مجاهدین و غرق شدن در منجلاب وهابیت و تروریستی و همپیمانی و همسویی و اشتراک منافع با آل سعود و اسرائیل و امریکا را میتوان دریافت.
و از مریم خانم تقاضا داریم برای تجدید عهد نیروها با اهداف و استراتژی و ارزش های مجاهدین یک بار دیگر مرز سرخ ها را بروز نماید و اعلام بیرونی کند.
و از اعضای شورای ملی مقاومت که هرکدام ادعاهای پرطمطراقی دارند و یدک کردن اسامی و نام احزابشان از توان خودرو های تریلر خارج است نیز تقاضا میشود در این خصوص اعلام موضع نمایند که در این تحولات منطقه در کجا و کدام جبهه قرار دارند. چطور است با اعدام یک تروریست در ایران و یا یک قاچاقچی سوداگر مرگ جیغ بنفش حقوق بشریشان گوش فلک را کر میکند اما در مقابل این جنایات فجیع داعش – تکفیری خفه خن گرفته ودر یک کرهماهنگ از آنان اعلام حمایت میکنند؟
پرچم سیاهتان را در جلسات مشترک با داعش و آل سعود برافرازید تا از لعنت مردم ایران و ننگ تاریخ بی نسیب نمانید.
علی مرادی

برچسب ها
سرویس محتوا

مطالب مرتبط

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن