اضمحلال فرقه رجوی

چرا رجوی دیگر از اشرف و لیبرتی و استراتژی سی ساله در عراق هیچ نمی گوید؟

فرقه تروریستی مجاهدین به شکل مفتضحانه ای از عراق اخراج شد و استراتژی 30 ساله مبارزه و جنگ آزادیبخش در جدار مرزهای میهن را با تفتیش در گیت های پلیس عراق جا گذاشت.

این فرقه ضد بشری برای فریب اسیران خود تا لحظه آخر همه اش از ماندگاری وهزار اشرف سخن می گفت و خود را صاحب نظر و صاحب تصمیم در مسائل عراق می دانست. به این ترتیب همیشه خبرها و تحلیل های خلاف واقع را به خورد همه اعضا می داده است. اکنون با خفت و خواری به گونه ای در این موارد سکوت کرده گویی اصلا رجوی و فرقه اش حتی یک ساعت در عراق نبوده و اصلا این آنها نبودند که 30 سال در خدمت صدام جنایت کردند و یا این آنها نبودند که بارها و بارها خاک عراق را الک کردند و و با آن تمرین و مانور و ایران فرضی درست کردند و درخیال باطل خود هرروز سرنگونی را رقم می زدند.

سیکل تبلیغی و ترفند رد گم کنی و سرپوش گذاشتن بر بیش از سه دهه خیانت در حال حاضرفرقه رجوی ها به درخواست اربابان  شان شکل گرفته و می گیرد و اکنون آنها دستشان از جاسوسی های هسته ای خالی شده و دیگر صدامی هم نیست که در رکابش بجنگند و خلاصه بازارشان کساد و به پیسی سیاسی افتاده اند.

لذا اینک کشته های سال 67 به یادشان افتاده و برای آنها مانور سیاسی در راستای شعار و بهانه امریکایی ها مبنی بر حقوق بشر در ایران می کنند.

اگر فی الواقع از سال 67 تاکنون که حدود 28 سال می گذرد همه دم و دستگاه رجوی را جستجو و سرچ کنید پیگیری و تبلیغ در این خصوص به اندازه همین چند هفته اخیر نمی ببینید. اصلا کشته شده ها در هر ابعادی برای رجوی چیز مهمی نبوده و نیست و اگر خرش از پل عبورمی کرد دریک چشم به هم زدن آنها را فراموش و اصلا حتی یک ویرگولی از آنهابه میان نمی آورده و نمی آورد.

رجوی سالها هزاران نفر از کادرهایش را در کردستان عراق و ایران زیر خاک کرد ویادر صحنه ول نمود و ککش هم نمی گزید. او هزاران نفر را در قبرستان های کربلا و نجف ول کرد. اصلا رجوی اکنون جای آنها را هم نمی داند و در بغداد و پادگان اشرف و لیبرتی و خلاصه در همه جای عراق قبرستان ساخت و به صورت پروژه ای مدت کوتاهی از آنها استفاده ابزاری نموده و اینک اسمی از آنها به میان نمی آورد و پاسخگونیست چون در حال حاضر نمی تواند ازآن قبرستان ها و انسان هایی که زیرخاک کرده استفاده ای ببرد ولی اعدام شدگان سال 67 که در راستای شعارحقوق بشر امریکا است زنده می کند و به شدت روی آن مانور می کند.

اصلا مگر رجوی اینک دل به حال آن اعدام شدگان می سوزاند؟ خیر چون رجوی در تمامی نشست های معروف و کذایی ایدئولوژیک ودرونی حتی افرادی را که حکم و مدت زندانشان در ایران تمام شده و به سازمان پیوسته بودند را خائن می دانست ومی گفت بایستی کاری می کردید که رژیم شما را اعدام می کرد تا سازمان بهره اش را میبرد!

آیا با این اوصاف رجوی چرا به کاست صوتی در این خصوص خود را آویزان می کند و زیر این کاست سینه می زند؟ مگراین اطلاعات و عوامل آن را این 28 سال نداشت؟ جواب این است. تا صدام بود و پول  ومرز وامکان مزدوری و قدرت پوشالی احتیاجی به آن نداشت اکنون دیگر چاره ای جزاین ندارد.

مردم ایران مرزسرخ با فرقه ترورو آدم کش رجوی را سالهاست که می شناسند و باعث و بانی همه ی این کشته ها و هزاران کشته و سربه نیست شده در اقصا نقاط عراق و ایران را فقط و فقط رجوی می دانند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا