اردوگاه آلبانی و آب درهاون کوبیدن

مسئولین سازمان تروریستی و فرقه نمای رجوی همچون گذشته از شیوه های کنترل نیرو با شکلی جدید تر اعضای خود را در کشوری آزاد، از زندگی آزاد بدور میکنند و آنها را در مقرهای تعیین شده به نام کلاس آموزشی حبس میکنند و ساعت ها آنها را مشغول میکنند. طبق اظهارات جداشدگان فرقه که در پایتخت کشور آلبانی – تیرانا اقامت دارند و می توانند ارتباط تلفنی  با خانواده هایشان برقرار نمایند و دسترسی به شبکه های اجتماعی و فضای مجازی دارند، سران فرقه برای جلوگیری از رهایی نیروها با وعده و وعیدهای فریب دهنده و واهی کلاسهای آموزشی که هیچ سودی برای نیروها ندارد و فقط جهت حفظ آنها در تشکیلات می باشد سرگرم میکنند، کلا س ها شامل سواد آموزی و زبان انگلیسی می باشد و هر کسی که اعلام بی نیازی و بلد بودن نمایند او را به عنوان مربی اجباری تعیین و تعدادی هنرجو نیزبه وی واگذار میشود و در برابر این مسئولیت ناخواسته باید پاسخگو باشند. جالب اینجاست که این کلاس ها جدا از اینکه هیچ فوایدی ندارد هیچگونه مدرک تحصیلی به آنها ارائه نمی گردد و ساعت ها در کلاس ها محبوس هستند و مسئولین با زیرکی و ژست خاص منت بر سر افراد گذاشته که برای آموزش و کسب علم سازمان هزینه و وقت برای شما تعیین کرده و باید " قدردان " باشید و از آنجا که واژه ها در سازمان تروریستی رجوی معنای خاصی دارد " قدردان " بودن یعنی " بدهکار" بودن و این معانی را فقط جداشدگان از فرقه به خوبی می دانند و بارها و بارها با این واژه درگیر و تحمیلی پروژه نوشته اند. جا دارد در اینجا برای درک مناسبی از متن و مخاطبینی که از قشرعامه مردم هستند اشاره ای کوتاه به تعبیرواژۀ قدردانی در آن سازمان شود. قدردانی در سازمان یعنی همواره خود را " بدهکار" و مدیون سازمان دانسته وحتی برای هضم و القاء ذهنی این واژه ساعت ها توسط مهوش سپهری (نسرین) جانشین ملعون رجوی برای نیروها نشست های اجباری و طولانی برگزار میگردید که تکه کلام مهوش دراین بحث این بود که نیروها باید روزمره از"سبد طلب کاری "خود از سازمان به خصوص رهبری بکاهند و به "سبد بدهکاری" خود به رهبری بیافزایند که در اتمام نشست ها نیروها باید پروژه یا همان دست نوشته تنظیم میکردند که در اینجا نیز"پروژه "معنی واقعی تحقیق بودن خود را در سازمان از دست داده و معنی پذیرفتن اجباری جهت عبور از بحث را به خود گرفته بود و این دست نوشته ها که توسط اعضای گرفتار تهیه میگردید باید در نشست های جمعی خوانده و مورد تایید مسئول نشست قرار می گرفت، سیاست از این نشست ها این بود که نیروها هرگز اعتراضی ننمایند و با تحمل شرایط سخت تابع بی چون و چرا اوامر باشند، حال در کمپ آلبانی نیز مجدد این روش ها با دو هدف، حفظ نیرو و عدم اعتراض به موقعیت درتشکیلات ساری و جاری گردیده اما سران فرقه این را باید به خوبی بدانند که با تغییر فضا و مکان ، دیگر شیوه های قبلی و قدیمی  تاثیری کوتاه مدت و موقتی دارد وعاری از راندمان و بازدهی می باشد و فقط آب در هاون کوبیدن است که جدایی روزانه افراد زیادی در هفته های قبلی خود گواه و دلیل محکمی از این مهم می باشد.
بیژن
 

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.