سی وهشتمین سالگرد انقلاب اسلامی ایران و خواری و ذلت برای رجوی ها

بواسطه رهبری امام خمینی و پیروزی انقلاب اسلامی، رجوی از زندان شاه آزاد گشت بجای تشکر و قدردانی از زحمات مردم و رهبری انقلاب اسلامی در رهایی اش از زندان و حمایت از انقلاب و دفاع از ارزشهای انقلابی، سر ناسازگاری با انقلاب و خط امام برآمد و خیلی سریع و با سوء استفاده از شرایط آنزمان انقلاب دست به جمع آوری نیرو و نفوذ در ارگانهای انقلابی زد و با ورود به دانشگاهها و مدارس از جو آنزمان فضا و شرایط را به سمت خود می کشید و با اغفال جوانان و شعارهای به اصطلاح انقلابی درصدد جذب آنان برآمد و توانست با فریبکاری تعدادی از جوانان دانشجو و محصل را به سمت جریان انحرافی خود جذب کند و با امکانات و وسایل ارتباط جمعی تبلیغ خط و خطوط انحرافی خود را به سرعت پیش می برد و رجوی تروریست خودش را کاندیدای ریاست جمهوری نمود که به دلیل عدم رای به قانون اساسی، از کاندیداتوری حذف شد و در آنجا بود که رجوی ضد میهن ضدیت بالفعل خودش را با رهبری انقلاب اسلامی بروز داد و بعد از آن شروع به کارشکنی در کار انقلاب نمود ابتدا با دعاوی مضحک چماقداری و انحصارطلبی طرف مقابل را زیرشدیدترین هتک حرمت قرار داده است در این رابطه رجوی فریبکار با کسانی که اوائل انقلاب آنان را لیبرال می دانست از جمله بنی صدر که رئیس جمهور وقت جمهوری اسلامی بود مدعی مخالفت با او بود، به ناگهان با او متحد شد و تمام تلاش خود را برای جدائی او از رهبری انقلاب اسلامی بکار گرفت تا اینکه او را در جریان سی خرداد 60 کاملاً از پروسه انقلاب بسمت خود جدا کرد، حال سوال اصلی اینجاست که اساساً رجوی بدنبال چه چیزی بود و نهایتاً چه چیزی از انقلاب اسلامی طلب می کرد؟
جواب این سوال را می شود در یک کلام کیش شخصیت و قدرت طلبی محض رجوی تروریست دانست او در مناسبات خود این قدرت طلبی را حاکم کرده بود هیچ کس و هیچ فردی را بالای سرخود تحمل نمی کرد که می توان به موسی خیابانی و یا علی زرکش اشاره نمود که چگونه آنان را حذف کرد و یا نمونه های دیگر و به اصطلاح با آوردن بندهای انقلاب طلاق و حذف مردان در راس سلسله مراتب تشکیلاتی خود و آوردن زنان در راس هرم قدرت خود سعی در حذف جایگزین احتمالی خود نمود چرا که زنان قابل کنترل تر بودند و به راحتی و بهتراز مردان می توانست آنان را سرکوب نماید و آنان را با فریب قدرت در راس هرم تشکیلاتی خود قرار داد. اطاعت مردان از زنان طوری به آنان انگیزه می داد که همواره یار وفادار رجوی زن باره نگه داشت البته در این کار هم تا مقطعی موفق بود و توانست با یک رفرم تشکیلاتی اعضای نگون بخت را برای مدتی سرکار نگهدارد و با ترفند خواهران تکیده و برادران لمیده همواره حس دلسوزانه نسبت به زنان را در دل مردان نگه داشت تا مبادا آنان بفکر خروج از مناسبات بیفتند و اگر این فکر به ذهنشان می زد با شدید ترین وجه و با اهرم عملیات جاری و غسل هفتگی و بندهای کذائی انقلاب طلاق بشدت سرکوب می کرد و اجازه حتی فکر خروج به کسی داده نمی شد دقیقاً رجوی با یک تیر دو الی سه هدف را زد یک سراپا نگه داشتن ارتش پوشالی خود دوم از دور خارج کردن مردان از راس هرم تشکیلات و سوم و همه مهمتر نگهداشتن زنان بود چرا که نگهداشتن زنان در گرمای طاقت فرسای عراق و یا کارکردن روی زرهی و فولاد سوزان دیگر امکان پذیر نبود پس می بایست فکری به حال این موضوع می کرد بهترین کار آوردن زنان در راس هرم تشکیلاتی مردان بود نشستن زنان پشت میز و فرمان دادن به مردان به تعبیر رجوی (نرینه وحشی) انگیزه بسیار زیادی برای آنان ایجاد می کرد و دقیقاً موتور محرک زنان شده بود و فقط مانده بود بحث غرایز جنسی که آن را هم با پوشال غسل هفتگی و سرکوب مسائل جنسی در جمع و بعبارتی با اهرم مکانیکی همه را وادار به جنگ با غول جنسی و با بهانه های مختلف این جنگ را مشروع کرده بود و کاملاً برای همه بغیر از خودش جا انداخته بود که بعداً با جدا شدن تعدادی از زنان به اصطلاح شورای رهبری مشخص شد که رجوی چه گند و کاریهایی با زنان داشته است یعنی هرگونه مسائل جنسی برای اعضاء ممنوع ولی برای رجوی آزاد بوده است.
نتیجه اینکه رجوی به پشتوانه صدام و صهیونیست ها و غربی ها هر مسئله ای را که حرام بود حلال و هر چیزی که حلال بود را حرام می کرد از آنجائیکه باطل بمانند کف روی آب از بین خواهد رفت رجوی تروریست با سرنگونی دیکتاتور عراق (صدام) به زباله دان تاریخ پیوست و اکنون که به گفته ترکی الفیصل به درک واصل شده است.
اکنون فرقه تروریستی رجوی به روزی گرفتار شده که مریم قجر داعشی جرات اعلام مرگ رجوی را هم ندارد.
عبدالله افغان

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.