اسیران فرقه رجوی - استان مرکزی

نامه ای به برادرم حمید رضا نوری در آلبانی

سلام!
چند وقت پیش پدرم برای شما نامه ای نوشت که شاید بعد از چندین سال جوابی به این پیرمرد بدهی و آن را از نگرانی در بیاوری ولی متاسفانه هیچ جوابی به آن ندادی من برادرت مصطفی هستم طاقت نیاوردم و تصمیم گرفتم چند خط نامه برای شما بنویسم و ارسال کنم. چندین سال است که از شما خبری نداریم پدر و مادرمان پیر شده اند و آرزوی دیدن شما را دارند همیشه از من می پرسند پس این حمید رضا کی می آید متاسفانه جوابی ندارم به آنها بدهم فقط آنها را دلداری می دهم به آنها می گویم کمی صبر داشته باشید می آید. چرا به فکر خودت نیستی چندین سال در دامی افتاده ای که نمی توانی به راحتی خودت را خلاص کنی چندین سال کجا را گرفتی به چه هدفی رسیدی غیر از این است که یک سری از تو و امثال تو سوء استفاده کردن و در جیب خودشان ریختند. این همه تو را در اسارت خودشان گرفتند می خواهی باز هم از آنها طرفداری کنی من قصد توهین به شما را ندارم چندین سال با آنها هستی چه منافعی برای شما داشته است غیر از دوری از خانواده و نگرانی کل خانواده در رابطه با شما هنوز هم ما به دنبال این هستیم که بتوانیم با شما تماسی برقرار کنیم و باور کن اگر به آغوش ما برگردی نمی گذاریم کم بودی را احساس کنی با آمدن تو دل پدر و مادرمان شکفته می شود پدر و مادرم همیشه برای شما دعا می کنند و امیدوارند که روزی شما باز خواهید گشت و زندگی جدیدی را شروع خواهی کرد. من همیشه خبرها را دنبال می کنم در آلبانی خیلی ها جدا شده اند و به نظر من تصمیم درستی گرفته اند و یک زندگی جدید برای خود انتخاب کرده اند شما هم می توانید تصمیم درستی در رابطه با خودت بگیری و خودت را نجات دهی خودت را نجات بده و واقعیت ها را به چشم خودت ببین برای هیچ هدفی بهترین دوران زندگی خودت را از بین بردی با این وجود باز هم می گویم خودت را نجات دهی برای شما کم نمی گذاریم و می توانی گذشته خودت را جبران کنی امیدوارم تصمیم درستی را برای خودت بگیری و به زودی به آغوش خانواده برگردی.
برادرت مصطفی نوری
 

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا