چشمهائی که خشک شده اند

دیدار با آقای شکراله تشرفی در دفتر انجمن نجات
روز ششم فروردین خانواده ای دیگر با انبوهی درد دل به دفتر انجمن نجات آمد. ضمن خوش آمد و تبریک سال جدید به این پدر بخاطر حضورشان در دفتر انجمن، صحبت کوتاهی با ایشان شد و این پدر آهی کشید و گفت دلم خیلی گرفته بود برای همین گفتم بیایم و شما را ببینم!
این چهره خسته و منتظر تبعات کارهای رجوی خائن است. پدری که سالها بخاطر چشم انتظاری و ندیدن پسرش اشک می ریخت و ایشان گفت همسرم هم از این درد و دوری از این دنیا رفت و فوت نمود، خدا باعث و بانی این مصیبت ها را لعنت کند.آقای تشرفی گفت برایم غیر باور است که 30 سال صدای پسرم را نشنوم فرزند ایشان احمد تشرفی سالها در اسارت فرقه رجوی می باشد و تا کنون هیچ ارتباطی با خانواده خود نداشته و فرقه رجوی مانع این کار شده است.این پدر درد کشیده می گفت نمی دانم می توانم قبل از مردنم صدای پسرم را بشنوم و یا او را در آغوش بگیرم ولی این تنها خواسته من است ما هم برای این پدر دعا کردیم و آرزو نمودیم که امسال افراد اسیر در فرقه رجوی آزاد شوند و یک زندگی جدیدی را آغاز کنند. در پایان این دیدار این خانواده نامه ای برای فرزندشان نوشتند بلکه پسر ایشان نامه را بخواند و به اشک های پدرش جواب دهد.


 

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.