در کهکشان سالمندان!

در نشست امسال ویلپنت به این نتیجه رسیدم که واقعا سازمان مجاهدین خلق ایران و شخص خانم مریم رجوی یک سمبل تمام عیار رعایت موازین حقوق بشری است!؟
از روز اول هم، آقای مسعود رجوی و خانم مریم رجوی، بسیار پایبند به اصول انسانی و پرنسیب های بین المللی بوده و هستند!
تاریخ ایران باید به داشتن چنین رهبران اپوزیسیونی افتخار کند! الحق که مریم رجوی در سبقت از سایر رهبران اپوزیسیون ها، گوی سبقت را در همه زمینه ها، ربوده است!
حال اگر می گوئید چرا؟ عرض می کنم!
سیرک وحوش در ویلپنت، نکات حائز اهمیتی داشت به شرح زیر:
1- دلواپسان فراموش شده بیگانه!!! وسخنرانان خارجی دعوت شده به سیرک پاریس از اروپا تا آمریکا، خیلی یقه پاره می کردند و از شاهکارهای خود می گفتند که ما تا جان در بدن داریم برای این مقاومت همه چیز داده و می دهیم و… یکی نبود بگوید که اگر هر کدامتان فقط یک نفر از مجاهدین را به کشور خود می بردید، همه از عراق نجات می یافتند و پروسه انتقال خیلی راحتتر شکل می گرفت. راستی چرا شما که اینهمه ادعای همراهی با سازمان و اعتقاد به حقوق بشری برای خود قائلید، عرضه نداشتید هرکدام حتی یک نفر را به کشورتان ببرید؟! واقعیت اینست که هیچ کدام عرضه، توان و اراده و میل انجام چنین کارهایی را ندارید.شما مگسان دور شیرینی هستید و احتمالا بوی کباب به مشامتان رسیده است.
2- تمامی مدعوین و سخنرانان، بدون استثناء، یک لقب “سابق و پیشین” داشتند، و تاریخ مصرف سیاسی شان تمام شده بود.
3- جملگی صحنه گردانان مزدور(مزدور به معنی کسی که بازای گرفتن “مزد”، وظیفه دارد تکلیف مشخصی انجام دهد!)، بالای 60-50 سال سن داشتند و گهگاه هم پیرمردان و پیرزنانی را آورده بودند که واقعا آدم دلش می سوخت که حتما بیچاره را از سرای سالمندان به زور آورده اند و به سختی سرپا ایستاده بودند! و اگر بخواهم یک مقایسه کنم، واقعا دکتر هزارخوانی! پیش این سخنرانان، میلیشا تر و جوانتر است.
4- سنخیت عجیبی بین متوسط سنی اعضاء در سازمان و مدعوین بود، وهمه در محدوده ی سنی “مافوق سالمند” محسوب می شدند.
5- معمولا هر سخنران به همراه خود یک سیاهی لشگر، هم بالای سن می آورد! و در آن بین، یکی دو نفر هم در هر گروه پیرتر از بقیه بودند وفقط یاد گرفته بودند، لبخند بزنند و معلوم بود فقط با هزینه رجوی ها، به یک گردش تفریحی آخر عمری در پاریس آمده اند، و بنده خداها اصلا از سیاست فقط لبخند زدن را یاد گرفته بودند!!
6- در سیرک دلقک های رجوی در پاریس، از هر ملیتی پیدا می شد، الا ایرانی! نادرترین چهره ها را از سراسر جهان گرد آورده بودند و از همه نوع ملیتی میشد آنجا دید. اصالت و گویش ایرانی هم در این باصطلاح تجمع رعایت نشده و وجود نداشت و حتی مجریان و گویندگان به فارسی صحبت نمیکردند و خارجی بودند!!! همه چیز دیده می شد الا غیرت ایرانی بودن!آنقدر از توده مردم بدور افتاده اند که فارسی صحبت کردن را هم فراموش کرده اند! پرچم آمریکا،انگلیس،عربستان،آلبانی،سوریه،عراق و… در سالن بیشتر از پرچم جعل شده ی ایران بود! مسئولین فرقه ی رجوی! شما لازم نیست مردم ایران را آزاد کنید،اول علی الحساب از زیر پرچم کشورهای بیگانه در بیائید،آزاد کردن میهن،پیش کشتان!
واقعیت اینست که اگر کسی بخواهد مثل مریم رجوی بنگاه توریستی و گردشگری،آنهم با شرایط خاص شامل بلیط رفت و برگشت رایگان و غذای رایگان و هتل رایگان و خدمات ویزای رایگان و باضافه پاداش نقدی و…باز کند، می شود استادیوم یکصد هزار نفری آزادی را پر کرد و یک میلیون نفر را هم برای سفرهای بعدی در لیست انتظار گذاشت!!!
و ساعت ها و روزها سخنرانی کرد! سازمان آنقدر در دایره بسته خود چرخیده که گیج و ویج تر شده و شروع به حرکات بچه گانه وکودکانه کرده است.
سیاسیون و اندیشمندان هرگز پشیزی برای این موضع گیری ها و دلقک بازیهای ابلهانه ارزش قائل نیستند.سران سازمان مثل کبک سر در برف فرو بردند و انگار از غار بیرون آمدند و از اخبار بیرون و سطح آگاهی و شعور مردم جهان خبر ندارند.
یک آدم اصل و نسب دار که سرش به تنش بیارزد، در این باصطلاح گردهمایی پیدا نمیشد.
سازمان مجاهدین، در آخر راه و در سراشیبی سقوط است و از علائم سقوط دست یازیدن به هر خس و خاشاکی است، مجاهدین حرف زیاد می زنند، اما دریغ از برداشتن یک قدم بسوی میهن و آزادی…
فرید

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.