ارتباط طلاق اجباری و عملیات مرصاد (فروغ جاویدان) در فرقه رجوی

در پی شکست استراتژیک، نظامی سیاسی در عملیات مرصاد (فروغ جاویدان) تشکیلات فرقه رجوی دچار اضمحلال و فروپاشی گردید، طوری که از بقایای نیروهای باقیمانده که از صحنه عملیات فرار کرده بودند و یا بعضا موفق به عقب نشینی شده بودند روزها و گاها هفته ها طول کشید تا جمع آوری و مجددا در پادگان اشرف متمرکز شوند. و پس از آن پادگان اشرف تا مدتها به بیمارستان و تیمارستان نیروهای شکست خورده و مجروحین جسمی و روحی تبدیل گردید.
مجاهدین اما (تشکیلات و نیرو های فرقه) که تمام اهداف و آمال و آرزوهای خود را برباد رفته میدیدند هر کدام بصورت انفرادی در آسایشگاهها افتاده بودند و فقط در حد امرار معاش روزمره خود به سالن غذا خوری و بیمارستان تردد میکردند. تمام در و دیوار های پادگان را یاس و کابوس وحشت فراگرفته بود.
شخص رجوی نیز که اوضاع را خیلی اسف بار واهداف و سازمانش را برباد رفته میدید به فکر چاره جویی افتاد.
رجوی که در کیش شخصیت و کبر و غرور شهره عام و خاص میباشد ابتدا به برقراری نشست توجیهی و سپس سلسله نشست هایی تحت نام نشست پنج روزه” تنگه و توحید” اقدام نمود و در تحلیل دریافته بود که نیروها بلحاظ روحی در موقعیتی هستند که اگر سرسوزنی خودش تقصیر و ضعف در عملیات و علل شکست را بعهده بگیرد قطعا با موجی از اعتراضات و انتقادات نیروهایی که به چشم خودشان شاهد تار و مار شدن همرزمان خود بودند مواجه خواهد بود و باید فاتحه تشکیلات را بخواند. لذا برخلاف عرف و قوانین نظامی اما بر اساس عادت همیشگی خود رجوی و قوانین تشکیلاتش تمامی تقصیرها و ضعف ها و علل شکست را گردن نیرو ها انداخت و اعلام نمود که در حین عملیات امام حسین زد پس گردنم و گفت برگرد نیروهای شما هنوز لیاقت و صلاحیت پیروزی ندارند!!!!
و بصراحت خطاب به نیرو های شکست خورده: وجود روابط خانوادگی، داشتن همسر و فرزند و وابستگی های عاطفی را از علل اصلی شکست اعلام نمود و توضیح داد که نیرو های من در هنگام نبرد، پشت خاکریز دشمن در لحظه ای که باید ماشه را نچکاندند و شلیک نکردند زیرا درست همان لحظه بفکر زن و یا شوهر و بچه افتادند.و از دل این تحلیل ها به این نتیجه رسید که تمام نیرو ها بایستی زنان و شوهران خود را طلاق دهند و این یک طلاق اجباری بود.
اگرچه دلیل اصلی این طلاق اجباری، عدم برابری زن و مرد در تشکیلات، و بحران های مهار ناپذیر جنسی و چالش های تشکیلاتی و مشکلات بین متاهلین و مجرد ها بود و حتی شخص رجوی در یک نشست خصوصی اعلام میکند که: بخدا اگر به تعداد همه برادران مجرد زن در تشکیلات داشتم انقلاب ایدئولوژی حرام بود.
اما رجوی نمیتوانست این طلاق اجباری را به همین سادگی ها به تشکیلات و نیرو های شکست خورده تحمیل نماید بنابراین ناگزیر بود عملیات طلاق و جدا کردن زنان از مردان را با سس ایدئولوژیک به آنان تحمیل نماید که خود ریزش ها تبعات بسیار سنگینی برای تشکیلات در بر داشت.
و اگرچه در نشست ها مریم رجوی اعلام نمود از این پس زنانتان برشما حرام و بر رهبری حلال میباشند، و اگرچه تمام زنان جهان ناموس رهبر ی محسوب میشدند تا شاید به این وسیله از نگاه هیستریک و شهوانی مردان در زنجیر رجوی در امان بمانند. و اگرچه رجوی ناگزیر شد برای تحمیل و وصله پینه آن طلاق اجباری (بند الف انقلاب ایدئولوژی) چندین بند دگر از جمله بند های ب ج د ش و…. را تولید نماید تا نیرو ها به بند الف پایبند بمانند اما چون پایه روی زمین سست بنیان شده بود آن انقلاب فرو ریخت و همچنان که در افشاگری خانم بتول سلطانی از اعضای جداشده شورای رهبری مجاهدین) ملاحظه شد، شخص رجوی خود در مراسم موسوم به رقص رهایی و هم خوابگی با زنان شورای رهبری خود اولین کسی بود که انقلاب مریم را سوراخ کرد و در این اواخر زنان شورای رهبری برای جلوگیری از ریزش نیرو و بریدن و فرار نیرو ها از تشکیلات به آنها وعده حل مسائل جنسی و زن میدادند ودر حال حاضر بطور غیر رسمی در آلبانی مردان و زنان به این انقلاب پشت پا زده اند و دیر نیست که بطلان این ترفند های انقلاب ایدئولوژیک توسط مریم رسما اعلام گردد.
علی مرادی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.