اعتراف ناخواسته سید المحدثین بر صحت افشاگری های جدا شدگان

سید المحدثین یکی از سران فرقه تروریستی رجوی و از اعضای حلقه نزدیک رجوی ها است و در تمام خیانت ها و جنایات آنها و منجمله در به بند کشیدن اعضای فرقه مشارکت داشته است. وی همواره تلاش نموده تا در صحنه بین المللی چهره سیاه فرقه رجوی را سفید و زیبا جلوه داده و از این طریق کمک شایانی به رجوی ها برای ادامه رفتار ستمگرانه خود می نماید.
سید المحدثین اخیراً در مصاحبه با تلویزیون فرقه باز هم قصد عوامفریبی و سفیدکاری فرقه سیاه رجوی را داشت اما ناخواسته به واقعیت هایی از فرقه رجوی اعتراف کرد که تائید کامل افشاگری های انجام شده توسط جدا شدگان در رابطه با شرایطی که در درون این فرقه حاکم است می باشد. آن چه سیدالمحدثین و دیگر سران فرقه تروریستی رجوی تا امروز آن را دروغ می خوانند اما امروز خودشان به آن اعتراف می کنند. او در بخشی از این مصاحبه گفت:
«مجاهدین چیزی برای خودشان ندارند. زندگی شخصی ندارند. مجاهدین سال‌هاست با خانه و خانواده و همسر و فرزند خداحافظی کرده‌ اند.»
آیا جدا شدگان غیر از این گفته اند؟ مگر آنان نگفته اند که:
* به دستور رجوی در این فرقه «اعضا هیچ چیزی برای خودشان ندارند»
یعنی به اعضا اجازه داده نمی شود چیزی برای خودشان داشته باشند.اعضای این فرقه نه پول و سرمایه ای دارند و نه اسباب و وسیله ای! چرا که در فرقه همه چیز متعلق به رجوی است. تمام سرمایه ای که به اعضا داده می شود شامل دو دست لباس برای ایام معمول و یک دست لباس شیک تر که فقط باید در مراسم و برنامه های فرقه و جلوی دوربین و کارهای تبلیغاتی بپوشاند، و یک جفت کفش و همچنین اقلام بی ارزشی مثل قلم و دفترچه جیبی است که باید با استفاده از این قلم هر روز فاکت های انتقادی خود را در دفترچه جیبی بنویسند تا شب در نشست های تفتیش عقاید که به «عملیات جاری» معروف است آنها را بخوانند و به این ترتیب وضعیت فرقه مستمراً تحت کنترل فرقه باشد. به جز اینها چیزی به اعضا داده نمی شود.
اعضا نه تنها چیزی ندارند بلکه حتی اجازه و امکان دسترسی به رادیو، تلویزیون و ساده ترین وسایل ارتباط جمعی را نیز ندارند. البته بدلیل تغییر شرایط و نیاز فرقه به استفاده از اینترنت، تعداد محدودی از اعضا به اینترنت دسترسی دارند که آن هم تحت کنترل و بصورت جمعی است تا مبادا کسی به دلخواه خود از اینترنت استفاده کند و مثلاً با خانواده خود ارتباط گرفته یا نسبت به آنچه که نباید بداند آگاه شود.
اعضا اجازه دسترسی به وسایل ارتباطی جهت تماس با خانواده های شان را ندارند. تنها زمانی که سران فرقه برای یک کار مشخص که در جهت منافع فرقه است مثلاً سوء استفاده مالی از خانواده اعضا، به آنها اجازه تماس داده می شود که البته این تماس هم تحت کنترل است. به این صورت که یک نفر در هنگام تماس کنار عضوی که می خواهد با خانواده‌اش تماس بگیرد می نشیند تا چنانچه آن عضو حرفی بخواهد بزند که به ضرر فرقه بود، تلفن را قطع کند.
علاوه بر این فرد، دو نفر دیگر در اتاق کناری با یک دستگاه تلفن دیگر، به تماس گوش می دهند تا اگر فردی که کنار عضو نشسته متوجه موردی نشد، آنها تماس را قطع کنند. البته کل تماس ضبط می شود تا بعداً چک شده و چنانچه مسئولین فرقه نکته ای در این تماس ببینند آن عضو را مورد بازخواست قرار داده و با او برخورد بکنند.
پس از تمام این روش های جاسوسی و فشار، عضوی که فرقه به او اجازه تماس داده، آن هم تماسی که برای منافع فرقه است، باید یک گزارش کامل از آن تماس بنویسد. همچنین او باید در نشست جمعی به این موضوع بپردازد که این تماس باعث وابستگی او به خانواده شده است یا خیر؟ آیا خانواده را کماکان مانع مبارزه و کانون فساد می داند یا خیر؟!!!
در نهایت نیز عضو مورد نظر در آن نشست باید اعلام کند که مدیون رهبری فرقه شده و در تجلیل از رجوی ها کلمات مبالغه آمیز و چاپلوسانه بگوید چرا که از نظر سران فرقه این تماس پرداختی از سوی رهبری به آن عضو بوده است!!!

* مگر جدا شدگان نگفته اند که: در این فرقه «هیچ کس زندگی شخصی ندارد»
اعضا از نظر رجوی فقط ابزاری برای رسیدن به مطامع شیطانی او هستند و فقط حق دارند قربانی بشوند و بیش از این از هیچ حقی برخوردار نیستند.
برای تمام اوقات هر عضو در 24 ساعت یک روز، و حداقل به مدت یک ماه، از قبل برنامه ریزی صورت می گیرد و اعضا تنها می توانند مانند ربات برنامه ریزی انجام شده توسط سران فرقه را که معمولاً در ستاد عملیات هر قسمت تهیه می‌شود را اجرا نمایند. هر نوع اعتراض و عدم تمایل به انجام برنامه ریزی صورت گرفته مقابله با تشکیلات تلقی شده و فرد خاطی باید در نشست جمعی مورد برخورد قرار بگیرد. در بسیاری موارد این برنامه تنها برای پر کردن وقت افراد تنظیم شده و در نتیجه با انبوهی دوباره کاری یا انجام کارهای بیهوده که بعضاً باعث آسیب و فرسودگی فرد می شود همراه است اما با این حال کسی اجازه اعتراض به برنامه را ندارد.
کنترل فرقه آنقدر زیاد است که حتی هیچ عضوی حق ندارد بدون اجازه مسئولین فرقه نماز بخواند یا قرآن قرائت کند. در غیر این صورت به عنوان یک مورد با او برخورد می شود. اینکه نماز فردی یا جماعت خوانده شود نیز در حیطه اختیار فرد نیست و تشکیلات و برنامه روزانه آن را مشخص می کند.
وسایل تفریحی و ورزشی بسیار محدود هستند و برای همان میزان موجود نیز هیچ عضوی اجازه ندارد خارج از زمانبندی مشخص شده از آنها استفاده نماید.
دیدن فیلم یا خواندن کتاب دلخواه نه تنها از موارد محال می باشد بلکه از نظر فرقه نشانه زاویه داشتن عضو با مناسبات بوده و در نتیجه با عضوی که چنین درخواستی داشته باشد برخورد می شود.
هیچ عضوی نمی تواند در فرقه بگوید که در چیزی توانمند است. مثلاً بگوید شاعر یا ورزشکار است چرا که از نظر رجوی این کار یعنی دامن زدن به فردیت و قطب شدن فرد و بنابراین با آن عضو به شدت برخورد می کنند.
در این فرقه حتی تلاش می شد امکان فکر کردن را از اعضا بگیرند. در سال 1376 مریم قجر در یک نشست جمعی در قرارگاه باقرزاده گفت: “به فرماندهان تان دستور دادم آنقدر کارهای اجرایی شما را زیاد کنند که وقتی شب می خواهید بخوابید مثل جنازه بیافتید تا نتوانید فکر کنید، چرا که افکار شما تماما ضد انقلابی است پس نباید فرصت فکر کردن داشته باشید.”
در این فرقه اعضا مجبور هستند هفته ای یکبار مسائل جنسی خود را در جمع مطرح نمایند. رجوی در سال 1380 گفت: “من هدیه ای برای شما آورده ام که شما را رهاتر خواهد کرد. او گفت از این پس هر هفته یک بار نشستی به نام «غسل هفتگی» خواهید داشت. در این نشست اعضای می توانند فاکت های «جیم» (مواردی که به موضوع جنسی ربط داشت را در فرقه فاکت جیم می خوانند) خودتان را در این نشست و کنار هم رده های خودتان بخوانید!!!
* مگر جدا شدگان نگفته اند که: « د راین فرقه سال‌هاست اعضا با خانه و خانواده و همسر و فرزند خداحافظی کرده‌‌اند»
رجوی خانواده را کانون فساد و حرام اعلام کرد و بر این اساس در این فرقه حتی کسانی که متاهل بودند مجبور به طلاق همسر شده اند.
بر اساس دستور رجوی فرزندان از مادران خود جدا و به بهانه جنگ خلیج به کشورهای اروپایی برده شدند. اما برخلاف انتظار خانواده ها، این کودکان بعد از اتمام جنگ نیز برنگشتند چرا که رجوی فکر می کرد وجود این کودکان ممکن است عواطف بین پدران و مادران آنها را دوباره بر انگیزد.
البته سال ها بعد در حالی که این کودکان به سن نوجوانانی رسیدند، سران فرقه با فریبکاری و با بهانه انجام دیدار با پدر و مادر و برای مدت زمان محدود به قرارگاه اشرف آورده شدند اما وقتی فهمیدند در چه جایی گرفتار شدند تلاش شان برای فرار از این جهنم ممکن نشد الی بعد از سقوط صدام که تعداد زیادی از آنها امکان جدایی و فرار را یافتند.
سال هاست در این فرقه کودکی وجود ندارد.
یکی دیگر از سران این فرقه به نام مهدی ابریشمچی در یکی از نشست ها در قرارگاه باقرزاده گفته بود:
«وقتی ایران را گرفتیم زن و مرد را جدا می کنیم. یک طرف خیابان برای زنان و یک طرف دیگر برای مردان خواهد بود»

دیگر مطالب
1 نظر
  1. اصغر از کاشمر می گوید

    خیلی جالب بود ،اینکه سران به فرقه بودن خود دارند اعتراف می کنند موفقیتی است که از جانب جداشده ها صورت گرفته است .

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.