اضمحلال فرقه رجوی

ما رجوی را به زانو در آوردیم

طیف جداشده و خانواده یعنی قربانیان استراتژی ضد انسانی و ضد بشری رجوی جداشدگان زندگی شان و بهترین دوران عمرشان صرف استراتژی غلط رجوی شد و خانواده ها هم هرکدام به نحوی عزیزی را قربانی ودرگروگان رجوی دارند ویا شاید خیلی ها فرزند ویا یکی دو تا از اعضای خانواده شان توسط رجوی ها نفله شده است.
از حدود 10 تا 12 سال پیش اتحاد جداشده وخانواده شکل گرفت وهسته های اولیه این کار به صورت پروژه ای نبود بلکه فقط در جهت هماهنگی و شناسایی و اطلاعات دهی جداشده به پدر و مادرها و افشاگری در همان حد بود.
اما دریک نقطه این فعالیت ها به شور شگری و طغیان عجیبی علیه رجوی تبدیل شد به گونه ای که سران فرقه ترور و وحشت اصلا انتظار آنرا نداشتند.
رجوی روزی صدها تانک داشت، صدها نفربر و توپخانه داشت. او با تقلید از رژه ها و مانورهای نظامی هیتلر از نیروها سان می دید و سرمستی عجیبی نعره می کشید و با غرور شعار سرنگونی و پیروزی سر میداد. و او بود که یک ارتش تا دندان مسلح صدام دشمن ملت ایران را پشت سرخود داشت و هیچ وقت در مخیله اش ذره ای فکر نمی کرد خانواده و جداشده او را این چنین به زانو درآورند.
رجوی خانواده ها را کانون فساد و جداشده را علف هرز و تلفات سوخت و ساز تشکیلات می دانست و اصلا آنها را به حساب نمی آورد. اما دیدم روزهایی که همان ناله های مادران وافشاگری های مستند جداشدگان در اطراف اسارتگاه اشرف چگونه رجوی را مجبور کرد که تمام نیروهای اسیر خود و سران تشکیلات را به زیر زمین ببرد و چگونه آن همه توپ و تانک و قدرت کاذب به کار نیامد.
بله ما رجوی را به زانو درآوردیم. روزی بود که یک خبر و یک اثری از درون تشکیلات رجوی به بیرون درز نمی کرد و رجوی باد به قب قب می انداخت که آنچنان تور ریز بافت اطلاعاتی دارد که هیچ جنبنده ای یارای عبور از آن را ندارد. اما صدای مادران وافشاگری جداشدگان آن تور را پاره کرد و آخرین دژ دیکتاتور یعنی اسارتگاه اشرف از جا کنده شد و صدها اسیر رها شد و رجوی دمش را روی کولش گذاشت و اینک زندگی موشواره و زیرزمینی را می گذراند.
ما در این راه لحظه ای درنگ نمی کنیم و نقطه پایان رجوی ها دست ماست.

همایش انجمن نجات مرداد 1400

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا