سوگلی های مسعود رجوی

چرا رجوی از ابتدای جوانی جاه طلب بود و می خواست مطرح و ورد زبانها باشد؟؟ در دورانی که عضو سازمان شد گفته بود مورد توجه محمد حنیف قرار داشته و مهمترین مسئولیت ها را به وی سپرده اند. رجوی که خوب می دانست برای اینکه بتواند این اقتدار را حفظ بکند چند نفری را باید تطمیع می کرد و برای بازار گرمی به آنان نیازمند بود و از توانمندی آنها به نفع خود سوء استفاده می نمود.
-یکی از آن افراد مهدی ابریشمچی (شریف) بود که ادعای خدائی داشت. یک قرارگاه تحت نظر وی بود. خدم و حشم داشت. با وجودیکه زنش را از دست داده بود ولی رجوی بهترین را در اختیارش قرار داده بود.
-نفر بعدی محمد محدثین (بهنام) بود. او هم دست کمی از شریف نداشت. مسئول سیاست خارجی و بین المللی فرقه، برای خودش امپراتوری در خارج از کشور داشت.
-عباس داوری بیسواد که سابقه اش از رجوی بیشتر بود و در پاچه خواری و تعریف از مسعود رجوی سر آمد بود. او هم مسئول ارتباط با دولت بعث عراق بود.
نفر بعدی جابر انصاری (قاسم) بود که ستاد تبلیغات رجوی و نشریه و رادیو و…در خدمتش بود.
خلاصه کلام اینکه رجوی با این عوامل می توانست سیاست های خود و خط مشی سلطه گرایانه خودش را در فرقه به پیش ببرد.اما چرا بحث سوگلی را کردیم، رجوی برای اینکه این انتخابش سومین انتخاب بود مجبور بود او را سوگلی خود کند.مریم قجر را همردیف خود اعلام نمود.هر چند این القاب بنظر پوشالی می امد ولی کسی را می خواست تا بتواند از وی تعریف و در موقعیت بالاتری در بین نیروها قرار دهد مسئولین مرد این کار را نتوانسته بودند انجام دهند.در دنیای نظامی گری هر عملیات و یا اقدام خرابکاری که فرقه انجام می داد بنام آن فرد و رجوی دیده نمی شد.با انتخاب مریم قجر این اتفاق افتاد. رجوی به قدرت نیاز داشت و نقش مریم برای او موثر واقع شد و رجوی را در نقش بتی در اذهان نشاند. رجوی هم برای تلافی مریم قجر را به مسئول اولی این فرقه انتخاب نمود.با اینکار می خواست بفهماند جایگاه وی خیلی بالا بلند تر است.و سوگلی رجوی هم در این سالها عناوین مختلف را برای وی انتخاب نمود.ظاهر قضیه بده بستانهایی بود که انجام می شد.تا اینکه رازهای پنهان دیدگاه رجوی در بحث حرامسرا آشکار شد.مریم قجر طوری وانمود می کرد که رجوی معصوم و مبرا از هر گناهی هست ولی چون در نقطه راس این اتفاق می افتاد هیچ مانعی نداشت و کسی هم نبود بخواهد پاسخگو باشد.مریم قجر مثل ملکه ها زندگی می کرد.رجوی در تمامی بحث های به اصطلاح ایدئولوژیکی خودش یک حرف را درست می گفت؛ هر کسی هر چه بیشتر به موضع و کرسی طلبی فکر می کند به شهوت و مسائل جنسی هم بیشتر فکر می کند وآینه تمام نما خود وی بود که غرق در آین تفکر بود.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.