نگاهی به ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ یک روز تاریخی در مبارزه علیه تروریسم و فرقه گرایی

راز “مرحوم ” شدن مسعود رجوی در این روز تاریخی نهفته است

حتما مطلع هستید که سازمان مجاهدین قرار است برای بزرگداشت خشونت، ترور، فرقه گرایی خیمه شب بازی سالیانه خود را در ۳۰ ژوئن ۲۰۱۸ در ویلپنت پاریس برگراز کند. فرقه رجوی فکر می کند باید بعد از اعلام راهبرد جدید دونالد ترامپ علیه ایران و با استخدام سخنران اجاره ای و همچنین تماشاچی اجاره ای خود را بهتر برای فروش به نمایش بگذارد. روشن است که افکار عمومی، چه ایرانی و چه غیر ایرانی، این فرقه را دیگر مثل کف دست خود می شناسند که از چه پتانسیل فرقه گرایانه و ارتجاعی برخوردار می باشد. بی مناسبت نیست که در همین راستا به روز تاریخی ۱۷ ژوئن ۲۰۰۴ نگاهی دوباره بیندازیم، شاید راز و رمز” مرحوم” شدن مسعود رجوی در همین روز ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ نهفته باشد.
حتما مطلع هستید که همین دو سال قبل در همین ایام بود که ترکی فیصل رئیس سابق سرویس اطلاعلاتی عربستان سعودی در یک طرح از قبل هماهنگ شده با” مرحوم” و همچنین”زوجه اش” در مقابل سخنرانان و تماشاجی های اجاره ای دو بار از عنوان” مرحوم مسعود رجوی” یاد کرد.

مرور تاریخی ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ که در مبارزه علیه فرقه های تروریستی رقم خورد، شاید” مرحوم مسعود رجوی” را در قبر قلقلکی بدهد. در این روز پلیس و نیروهای امنیتی و ضد تروریستی دولت فرانسه در ساعت ۶ بامداد ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ در یک اقدام هماهنگ ۱۳ مرکز مجاهدین را در شهرک اوور سور واز و اطراف آن در پاریس را مورد بازرسی قرار دادند و مریم رجوی و ۱۶۴ تن از اعضای ارشد مجاهدین خلق را بازداشت کردند.
پلیس فرانسه به نقل از دادگستری پاریس اتهامات رهبران سازمان مجاهدین خلق را پول شویی، تروریسم و جعل اسناد و ورود غیرقانونی به کشور فرانسه اعلام کرد. در این بازرسی ها نزدیک به ۱۰ میلیون دلار پول نقد و مدارک بسیاری در این ارتباط از اتاق مریم رجوی کشف شد. البته آنچه که این روز را تاریخی می کند، نه بخاطر اهمیت سازمان مجاهدین خلق است و نه بخاطر اهمیت دستگیری مریم رجوی، بلکه از این جهت این روز تاریخی است که چشم و گوش مردم جهان با پدیده فرقه گرایی و تروریسم بیش از گذشته آشنا شد. برای مردم ایران و جهان، بویژه مردم فرانسه روشن شد که چگونه و با چه مکانیزمی رهبران فرقه ها می توانند از اعضای فرقه مشعل هایی بسازند تا خود را مدتی بیشتر گرم نگه دارد. رهبری فرقه مجاهدین در ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ خواست با برافروختن این مشعل های انسانی به جهان و دولت فرانسه نفوذ فرقه گرایانه خود را بر روی اعضا نشان دهد، نفوذی که می تواند اعضای فرقه را بجای مشعل انسانی شدن، بمب متحرک هم کند.
سازمان مجاهدین خلق اقدام پلیس و مقامات ارشد قضایی فرانسه را کودتا!! علیه مقاومت!! و رئیس جمهور برگزیده آن مریم رجوی نامید. اما از سوی دیگر اعضای جداشده از مجاهدین خلق که تعدادی از آنها چند ماه قبل از سرنگونی صدام حسین و در سال ۲۰۰۲ از زندان های انفرادی مسعود رجوی در اشرف و زندان ابوغریب صدام حسین رهایی پیدا کرده بودند، اقدام دولت فرانسه را دیرهنگام و ناکافی در مبارزه علیه تروریسم و فرقه گرایی ارزیابی کردند. سازمان مجاهدین خلق یکی از دلایل دستگیری مریم رجوی و ۱۶۴ تن از اعضای ارشد مجاهدین خلق در ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ را اینگونه تعریف می کند:
” جلسه پاریس زمینه ساز حمله ۱۸ آوریل ۲۰۰۳: وزارت اطلاعات ۳۴ نفر از عوامل خود را در جلسه‌یی با عنوان سمینار جداشدگان مجاهدین در کلوپ مطبوعاتی فرانسه در پاریس گردهم آورد. این سمینار که با عنوان« بدنه بی گناه و سران مقصرند» برگزار شد، با هدف حمله به تشکیلات و رهبری مقاومت ایران برنامه ریزی شده بود.” به نقل ا ز سایت همبستگی ملی ارگان اینترنتی مجاهدین خلق
علاوه بر این مسعود رجوی، محمد سید المحدثین را به صحنه فرستاد و در یک مصاحبه مطبوعاتی اعلام کرد که:
” محمد محدثین مسئول کمیسیون خارجه شورای ملی مقاومت: بنا به گزارشهایی که از داخل کشور به دست ما رسیده، در سال ۲۰۰۴ شماری از مأموران وزارت اطلاعات که خودشان را اعضای سابق سازمان مجاهدین معرفی می‌کنند، تحت عنوان شاهد بارها به ‌طور رسمی و غیر رسمی مورد استماع (دادگستری پایس) قرار گرفته‌اند. دعاوی جدید مطرح‌شده در پرونده به طور بیمارگونه‌یی متکی به شهادت ۷ عضو شناخته شده وزارت اطلاعات است. این گزارش به‌لحاظ تکنیکی با یک جزوه تبلیغی وزارت اطلاعات که توسط سفارتهای رژیم ایران در کشورهای مختلف توزیع می‌شود، برابری می‌کند. این ۷ نفر عبارتند از: کریم حقی، مسعود خدابنده، محمدحسین سبحانی، ادهم طیبی، علیرضا میر‌عسکری، محمد حسین مشعوفی و آن سینگلتون.” به نقل از سایت همسبگی ملی ارگان اینترنتی مجاهدین خلق
اما این شاهدان که از اعضای ارشد سابق مجاهدین خلق بوده اند، مگر چه می توانسته اند، بگویند که منجر به دستگیری مریم رجوی و ۱۶۴ تن از اعضا و مسئولین ارشد مجاهدین خلق شود. سازمان مجاهدین جرم اعضای جداشده که در دادگستری پاریس و مقامات قانونی دولت فرانسه شهادت داده اند، اینگونه عنوان می کند:
” از این افراد چند تن سخنرانی کردند و یک ردیف اتهامها را علیه مقاومت ایران عنوان نمودند، از جمله:
– مجاهدین از صدام حسین پول دریافت کرده‌اند و تحت حمایت مالی کامل دولت عراق قرار داشته‌اند.
– سازمان مجاهدین بخشی از بدنه امنیتی و نظامی و اطلاعاتی رژیم صدام حسین بوده است.
– مردم عراق خاطره بدی از مجاهدین دارند و به محاصره مجاهدین در عراق پرداخته‌اند.
– مجاهدین مبانی حقوق بشر را نقض کرده‌اند/ خانواده‌ها را از هم‌پاشانده‌اند/ به طلاقهای اجباری دست زده‌اند/به نشستهای تفتیش عقاید موسوم به عملیات جاری و غسل هفتگی دست زده‌اند/
– مجاهدین حق ازدواج و طلاق آزادانه از افراد را سلب کرده و احترام به حریم خصوصی افراد و …نقض کرده‌اند.
– مجاهدین در خاک عراق زندان و شکنجه برپا کرده‌اند و به، قتل افراد ناراضی خود در زیر شکنجه دست زده‌اند.”
به نقل از سایت همبستگی ملی ارگان اینترنتی مجاهدین خلق
اما واقعیت همه این ماجرا نیست که مسعود رجوی در رسانه های اینترنتی منتشر کرده است، البته که شهادت اعضای سابق مجاهدین خلق به شناخت دقیق تر این فرقه نزد مقامات قانونی فرانسه کمک کرد، ولی آنچه دولت فرانسه را مجبور به اقدام قانونی علیه فرقه تروریستی مجاهدین خلق کرد، بیش از دو دهه اقدامات غیرقانونی انها در فرانسه بوده است. در هر صورت این پرسش را مقامات امنیتی فرانسه باید به رهبران سیاسی خود توضیح می دادند که چگونه مریم رجوی و بیش از ۲۰۰ تن از اعضای ارشد مجاهدین خلق در حالیکه هفته قبل در بغداد بوده اند، در آستانه سرنگونی صدام حسین از عراق فرار کرده و بطور غیر قانونی وارد فرانسه شده اند. و یا این پرسش که چگونه مریم رجوی توانسته بود ۱۰ میلیون دلار پول نقد را با خود و یا به وسیله ۱۶۴ متهم دیگر منتقل و در اتاق خود در اوورسورواز فرانسه مخفی کند؟
تامل و تعمق به پیدا کردن پاسخ دو پرسش بالا هر نهاد، ارگان و دولتی را متقاعد می کرد که اقدامات غیرقانونی صورت گرفته توسط مجاهدین خلق نشان از توان و پتانسیل بالای یک فرقه تروریستی در رسیدن به اهداف خود می باشد. اتفاقا به دلیل اهمیت و گستردگی این اقدامات مافیایی و تروریستی مجاهدین خلق بود که سرانجام دولت فرانسه سکوت ومماشات را جایز ندانست و قانع شد که باید از یک سو بین احترام به پرنسیب های بین المللی خود در حمایت از کسانی که به دروغ خود را یک سازمان مردمی! و استقلال طلبانه! و به شکلی” پناهنده سیاسی” تعریف می کنند، و از سوی دیگر مبارزه علیه تروریسم و فرقه گرایی ایدئولوژیک و اقدامات مافیایی یکی را انتخاب کند و دولت فرانسه و دادگستری این کشور دومی را برگزیدند و اقدام به دستگیری رهبران ارشد مجاهدین خلق کند تا اتفاقا راه برای خدشه دار شدن سابقه دولت فرانسه در حمایت از جنبش های استقلال طلبانه و آزادیخواهانه بسته شود. در همین ارتباط”پیر دو بوسکه”، رئیس سازمان ضد جاسوسی فرانسه طی یک مصاحبه مطبوعاتی در پاریس در تاریخ هیجدهم ژوئن ۲۰۰۳ اعلام کرد که:
“اینها برای کشور و شهروندان ما تهدیدی بودند و کاملاً زمان آن رسیده بود که وارد عمل شویم.”
اما مسعود رجوی بعد از دستگیری مریم رجوی و ۱۶۴ تن از مسئولین و اعضای ارشد کلیدی مجاهدین خلق چه کرد؟ او طبق یک دستور عقیدتی، تشکیلاتی به ده ها تن از اعضای مغزشویی شده خود که از قبل پیش بینی لازم را برای انتخاب آنها کرده بود، دستور داد که اقدام به خودسوزی در خیابان های پاریس و سایر کشورهای اروپایی کنند.
دست به خودسوزی زدند تا با شانتاژ، رهبری فرقه آزاد گردد. در میان افرادی که دست به خودسوزی زدند نام های محمد ثانی، مرضیه باباخانی، محمد وثوق ایمانی، هادی محتشم و صدیقه مجاوری از اعضای شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق و چندین عضو مجاهدین از جمله نداحسنی، مصطفی محمدی، علی قاسمی، حمید عرفا و حشمت زندی و چند نفر دیگر دیده می شود. قرار بوده است که علیرضا جعفرزاده عضو شورای مرکزی مجاهدین خلق که نمایندگی سازمان مجاهدین خلق در آمریکا را بر عهده داشته است،نیز خودسوزی کند که به دستور مسعود رجوی به خاطر موقعیت وی نزدلابی های آمریکایی مجاهدین این موضوع منتفی می شود.
متاسفانه در این اقدامات فرقه گرایانه و تروریستی صدیقه مجاوری که از آلمان برای این کار به فرانسه برده شده بود به همراه نداحسنی در آتش جهل و فرقه گرایی سوختند و متاسفانه جان سپردند. مسعود رجوی انها را سوزاند تا با شانتاژ مریم رجوی را از زندان آزاد کند.
هم اکنون ۱۵ سال از ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ گذشته است و همچنان پرونده مسعود رجوی و مریم رجوی و تعدادی از اعضای ارشد مجاهدین نزد افکار عمومی و مردم فرانسه باز می باشد. آیا فرانسه توانسته است از موقعیت و سابقه تاریخی خود علیه دیکتاتوری، تروریسم و فرقه گرایی دفاع کند؟ آیا دولت فرانسه با شرایطی که قلعه اووروسورواز به عنوان یک دژ نظامی و یک سمبل برای مبارزه خشونت طلبانه و تروریستی پیدا کرده، سر تسلیم در مقابل تروریسم، خشونت و فرقه گرایی فرود خواهد آورد؟ امیدوارم در آینده چنین نشود.
محمد حسین سبحانی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.