مسعود رجوی و حسرت فازهای بعد از انقلاب

این روزها تلویزیون فرقه تروریستی رجوی را دیدم همواره سخنرانی های مسعود را در همان دوران بعد از انقلاب از 58 تا 1360 را پخش می کند. این فاکتورها گویای این است که رهبری فرقه حسرت آن روزگار را می خورد! حسرت داشتن هوادارهایی که داوطلبانه به صفوف فرقه می پیوستند، حسرت داشتن نیروهایی که آمده بودند خالصانه جونشان را در راه اهداف سازمان وی فدا کنند، حسرت آن روزگاری را که همان هوادارها به فرقه کمک مالی می کردند، حسرت آن روزگاری که آزادانه در قلب پایتخت تهران و سایر شهرستان های ایران فعالیت می کردند، حسرت و….
اما حال را بنگرید فقط حسرتش برایشان باقی مانده است، مریم قجر برای برگزاری یک میتینگ در فرانسه مجبور می شود میلیونها دلار خرج کند تا آدم ها را از کشورهای مختلف اجاره نموده و به میتینگ در فرانسه بیاورند که اگر جمعیت را نگاه کرده باشید انگشت شمار ایرانی در اجلاس شرکت داشتند اما غالباٌ خارجی بودند، حسرت هوادارهای ایرانی بر دل رهبری فرقه مانده است آه از روزهای از دست رفته!!
واقعیت این است عملکرد رهبری فرقه اینقدر دوگانه و جاه طلبانه و غیرصادقانه نسبت به نیروهای خودش بود که بهترین و زبده ترین نیروهایش که روزگاری حاضر بودند جانشان را فدایش کنند در شرایط حاضر جدا شدند و علیه رجوی دست به افشاگری می زنند تازه این نتیجه سحر است باش تا صبح دولتت بدمد.
در نتیجه بعد از سه الی چهار دهه از روی برنامه های تلویزیون دروغین اش می توانیم دست اش را بخوانیم و بگوییم فقط حسرت به دل و گذشته را مرور می کند و آه از نهادش بلند می شود که دریغ از دیروز!!
راستی این جریانها و اعضایی که عضو شورای باصطلاح مقاومت بودند چی شدند و کجا رفتند؟! از حزب دمکرات و سازمان چریک های فدائی خلق و… و شخصیت های مستقل سیاسی و فرهنگی از آقایان متین دفتری و روحانی و قصیم و…؟ چرا نتوانستند شما را تحمل کنند علت به خاطر خودکامگی و خود محوری رجوی بود زیرا شعور و پندار دلیل به کردار و عملکرد نیست آدمی می تواند شعور داشته باشد اما همین که پای عمل می رسد کم می آورد این تجربه ای ثابت شده است در این مورد رجوی هم مستثناء نیست. پس این همه اشتباه در عمل اجتماعی از برای چیست؟ دلیل روشن است تحلیل مشخص از شرایط مشخص را نداشته است به همین دلیل به صدام آویزان شد و حالا هم به آمریکایی ها.
اکنون حسرت این که شخصیت های ایرانی از فرقه حمایت کنند بر دلشان مانده است حال را بنگرید مجبورند از آمریکایی ها و دیگر کشورها برای حمایت و سخنرانی و سیاهی لشکر در میتینگ فرانسه افراد را جمع کنند و با دلارهای باد آورده جیب آنها را پر کنند.
آری مریم قجر چشم امیدش شده آمریکایی ها تا با فشار اقتصادی و تحریم ها بتوانند دیوار دفاعی ایران را بشکنند و به داخل نقوذ کنند اما زهی خیال باطل، این راهی که شما میروید به ترکستان راه می برد.
آمریکا روی اسب بازنده شرط بسته است چرا که در داخل ایران تنها جریانی که فاقد جایگاه است فرقه رجوی است اگر می خواهید جامعه ایران را بشناسید باید در داخل حضور داشته باشید والله ول معطلید اگر هر چه تا الان بافتید و ریسه کردید باشد به ارزانی خودتان، در میان جامعه ایران خریدار که ندارید بلکه به عنوان منفورترین جریان شناخته هستید.
این روزها می بینیم در تلویزیون فرقه رجوی یکسره سخنرانی سالیان فاز بعد از انقلاب را پخش می کنید باور دارم حسرت آن روزها را می خورید اما حسرت خوردن دردی را دوا نمی کند تاریخ با حسرت جلو نمی رود تاریخ سراسر تجربه است باید درس گرفت و آموخت ناآموختنی ها را، تاریخ نشان داد با مزدوری و شرارت و ترور نمی توان انقلاب کرد با وطن فروشی و دست توی دست صدام گذاشتن و حالا هم با آمریکایی ها نمی توان مردمی را متحول کرد زیرا دشمن دشمن است، بیگانه بیگانه است چه عرب باشد چه آمریکایی فرقی ندارند مردم ایران تن به ذلت نمی دهند تحریم ها را تحمل می کنند اما حاضر نیستند ببینند شما سوار بر ارابه آمریکایی ها شده و خواب تهران را ببینید، شما ته خط هستید مراقب باشید سقوط آزاد نداشته باشید!
گلی

برچسب ها
سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن